interview
«عرفان نظرآهاری»، نويسنده در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با بيان اين مطلب دربارهی پشينيهی عفاف در ادبيات گفت: ما هرگز نمیتوانيم در حداقل زمان، مسائل عميقی چون فرهنگ عفاف را حل كنيم، مردم ما با فرهنگ عفاف بار آمدهاند و ادبيات ما نيز با مباحث عرفانی و دينی بسياری آميخته است، حال اين كه ما هر از چند گاهی به فكر میافتيم كه يكسری موضوعات را برجسته كنيم، نتيجهای جز حساسيت برانگيزی نخواهد داشت، به ويژه برای نسل جوان كه رفتارهای ظريفی میطلبد و نمیشود با شيوههايی قهرآميز و تحميلی به نتايجی وسيع و عميق رسيد.
ادبیات، انسانیت را ترویج میدهد
ايشان در پاسخ به سؤال «جايگاه ادبيات در ترويج فرهنگ عفاف چيست؟» اظهار كرد: به طور كلی ادبيات به ترويج مفهوم زندگی و انسانيت مدد میرساند و هدف از آن معرفت افزايی و بصيرت بخشی است و در كل ادبيات تلاش می كند سطح هوشياری مردم را ارتقا بخشد.
شاعر را به سرودن دربارهی عفاف تحمیل نکنیم
وی اضافه كرد: ادبيات در كنه خود سرشار از اصول اخلاقی و انسانی است و عفاف يكی از مصاديق اين اصول است، بنابراين بايد در سطح كلان نگريست و نبايد از ادبيات انتظار داشت تنها در خدمت مصداقی از مصادیق قرار گيرد زيرا نتيجهای جز شعارزدگی نخواهد داشت، ولی اگر مضامينی با روح و قلب شاعر عجين باشد، به شكلگيری جهانبينی شاعر كمك میكند، برای مثال هرگز نمیتوان شاعری را به سرودن شعر دربارهی عفاف تحميل كرد.
اين نويسنده در ادامه اظهار كرد: ای كاش مجريان اين طرح، كار را به كاردانترها (متكفرين، هنرمندان، معلمان و...) بسپارند و به جای استفاده از شيوههای گزنده و آشكار، از روشهای پنهان و لطيف بهره برده و همچنين بهجای اجبار و اصرار بيرونی از نيروهای درونی مدد بگيرند.
فرهنگ عفاف با حرکتهای ضربتی نهادینه نمیشود
صاحب مجموعه داستان «هر قاصدکی یک پیامبر است» اضافه كرد: در ابتدا بايد نگرش جوان سمتوسو بگيرد نه لباس او، عفاف تنها به جامعه نيست، ما بايد به عفاف در جانهای خود برسيم و اين با هيچ حركتی ضربتی قابل دسترس نيست و نياز به تدبير متفكرين دارد، ادبيات معاصر نيز به طور حتم میتواند با شيوهها و زبانی مناسب حال جوان امروز در اين امر ياریرسان باشد و اين نياز به خلاقيت دارد.
خالق مجموعهی «ليلی، نام تمام دختران زمين است» ادامه داد: شعر سفارشی شعاری بيش نيست و با شعار هم هيچ فرهنگی درونی نمیشود.
نظرآهاری افزود: در ادبيات بحث مترادف واژگان پيش میآيد، كلماتی وجود ندارند كه معنای همانندی داشته باشند و هر كلمهای بار معنايی خاص خود را حمل میكند و بر اين اساس شايد كلماتی نظير عفاف، حيا، شرم و آزرم تا محدودهای همانند باشند اما هر كدام معنای خاصی دارد و اين مطلب بحث كارشناسی میطلبد.
ادبیات معاصر بیش از ادبیات کلاسیک به عفاف پرداخته است
این نویسنده همچنین گفت: سال گذشته، كتابی در ستايش شرم، مطالعه كردم كه در آن به مفهوم شرم نزد ايرانيان پرداخته و به تبع آن اشعاری از شاعران به ويژه ناصر خسرو درباره ی شرم آورده بود، با مطالعهی اين كتاب متوجه شدم ادبيات معاصر ما بيش از ادبيات گذشته به اين مفهوم پرداخته است، اما رويكردی كه به لحاظ عرفی میتوانيم از اين تعبير استنباط كنيم، احترام گذاردن به حدود و مرزها و نوعی خودنگهداری و صيانت است.
وی در پايان با بيان اين كه «هدف راهنمايی جوان است نه تقابل با او» تصريح كرد: روشهای سنتی در ادبيات و ديگر عناصر فرهنگساز ديگر جوابگو نيست، زيرا جامعه در حال تغيير مداوم است؛ بنابراين بايد شيوههای گفتوگو با جوان نيز تغيير كند و علم به اين نكته وظيفهی ماست.
دوشنبه، 1 خردادماه 1385
دوشنبه، 10 بهمنماه 1384
10 بهمن 1384 11:17 بֽظֽ