سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


خواب‌ فرشته‌ها تكه‌تكه‌ شد

main  

مویه ای برای همه فرشته های بم خدايا زمينت‌ لرزيد و آسمانت‌ آوار شد روي‌ سر فرشته‌ها.فرشته‌هايي‌ با پاهايي‌ كوچك، فرشته‌هايي‌ با دست‌هايي‌ كه‌ بوي‌ مشق‌ شب‌ مي‌داد. فرشته‌هايي‌ با موهاي‌ كوتاه‌ فرفري‌ و لبخندهاي‌ نازك‌ قيطاني.
خدايا فرشته‌هايت‌ خوابيده‌ بودند زير ملحفه ‌هاي‌ چيت‌ گُل‌گُلي‌ و خواب‌ مي‌ديدند؛ خوابي‌ كه‌ هيچ‌ وقت‌ تعبير نخواهد شد.
خدايا زمينت‌ لرزيد و خواب‌ فرشته‌ها تكه‌تكه‌ شد. تُنگ‌ آرزوهاي‌ كوچكشان‌ شكست، بال‌هايشان‌ زير ديوار جا ماند و قلب‌هايشان‌ زير خشت‌ها خون‌ شد.
خدايا فرشته‌ها ديگر خانه‌ ندارند، خانه‌شان‌ ديگر نشاني‌ ندارد. نشاني اش را ديگر كسي‌ جز تو بلد نيست.
خدايا فرشته‌ها مادر ندارند، فرشته‌ها خواهر و برادر ندارند، فرشته‌ها به‌ جز تو كسي‌ را ندارند.

خدايا فرشته‌ها مي‌ترسند، فرشته‌ها گريه‌ مي‌كنند، فرشته‌ها سردشان‌ است.
خدايا اشك‌ فرشته‌هايت‌ را پاك‌ مي‌كني؟ در آغوششان‌ مي‌گيري‌ و نوازششان‌ مي‌كني؟ خدايا آيا كمي‌ خورشيد توي‌ جيبشان‌ مي‌ريزي‌ و قدري‌ آفتاب‌ توي‌ قلبشان؟
خدايا فرشته‌ها درد دارند، فرشته‌ها زخمي‌اند، فرشته‌ها بالشان‌ شكسته، فرشته‌ها نفس‌ نمي‌كشند.
خدايا دردشان‌ را دوا مي‌كني‌ و زخمشان‌ را مداوا؟ خدايا بال‌هاي‌ شكسته‌شان‌ را مي‌بندي‌ و از نفست‌ كمي‌ به‌ آنها قرض‌ مي‌دهي؟
خدايا فرشته‌ها بغض‌ كرده‌اند، فرشته‌ها اشك‌ مي‌ريزند، فرشته‌ها عزادارند.
اما بگو خدايا، دوباره‌ روزي‌ فرشته‌هاي‌ كوچكت‌ خواهند خنديد؟ آيا دوباره‌ فرفره‌هاي‌ اميد را فوت‌ خواهند كرد؟ آيا دوباره‌ روزي‌ به‌ دنبال‌ قاصدك‌هاي‌ خوش‌ خبر خواهند دويد؟
‌عرفان‌ نظرآهاري‌

پنجشنبه، 3 دیماه 1383
3 دی 1383 10:20 بֽظֽ

نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com