دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


امّا سبزي را بهائي به غايت سرخ

main  

آن مرد عاشق بود. آن بازي عشق و آن حريف خدا. دور، دور آخر بود و بازي به دستخون رسيده بود. آن مرد زمين را سبز مي خواست. دل را سبز مي خواست و انسان را سبز، زيرا بهشت سبز است و روح سبز و ايمان سبز... اما سبزي را بهايي است به غايت سرخ، و بازي به غايتش رسيده بود، به غايتي سرخ. و از اين رو بود كه آن مرد، سرخ را برگزيد، كه عشق سرخ است و آتش سرخ و عصيان سرخ .و از ميان تمامي سرخان، خون را برگزيد. نه اين خون رام آرام سر به زير فروتن را ، آن خون عاصي عاشق را. آن خون كه فواره است و فرياد.او خون خويش را برگزيد كه بازي سخت سرخ و سخت خونين بود.

ashora01.JPG

***
تركش كنيد و تنهايش بگذاريد كه شما را ياراي ياري او نيست.اين بازي آخر است و نه جوشن به كار مي آيد و نه نيزه و نه شمشير و نه سپر.ديگر نه طمع بهشت و نه ترس دوزخ و نه هول رستاخيز.برويد و برداريد و بگريزيد.

ديگر پيراهنتان پاره نخواهد شد،تنتان ، پاره پاره خواهد شد.كيست؟

كيست كه با تن پاره پاره بماند؟ ديگر غنيمتي نصيبتان نخواهد شد،قلب شرحه شرحه تان ،غنيمت ديگران خواهد شد.كيست؟ كيست كه با قلب شرحه شرحه بماند؟

اين عزيمت را ديگر بازگشتي نيست، زيرا كه آن يار، گلو را بريده دوست دارد و سر را بر نيزه و خون را پاشيده بر آسمان.كيست؟ كيست كه با گلوي بريده و خون پاشيده بر آسمان، بماند؟

وقتي بنده ايد و او مالك، بازي اين همه سخت نيست.

وقتي عابديد و او معبود، بازي اين همه سخت نيست.

اما آن زمان كه عاشقيد و او معشوق، يا آن هنگامه كه او عاشق است و شما معشوق، بازي اين چنين سخت است و اين چنين سرخ و اين چنين خونين. و بازي عاشقي را نخواهيد برد، جز به بهاي خون خويش.

آن مرد حسين بود و آن بازي كربلا و آن يار، خدا.

عرفان نظر آهاری

شنبه، 29 دیماه 1386
29 دی 1386 11:49 بֽظֽ | TrackBack
Comments

حسین بیشتر از آب،تشنه لبیک بود...
اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند...
.
.
.
اما شما مثل همیشه یه جور دیگه نگاه کردید!

"آن مرد عاشق بود. آن بازي عشق و آن حريف خدا."

التماس دعا...

Posted by: سوسن صمدی at 30 دی 1386 3:39 بֽظֽ

شما فوق العاده هستید. چقدر خوبه که یک نفر بتونه با قلم به این شیوایی حرف های دل خیلی از آدم ها را بزند.براتون آرزوی موفقیت میکنم.

Posted by: شقایق at 30 دی 1386 6:22 بֽظֽ

سلام

خوش حالم از اینکه با سایت شما اشنا شدم.

نوشته های خیلی متفاوت و با مفهومی دارین.


موفق باشین.


Posted by: ساسان at 2 بهمن 1386 3:16 بֽظֽ

سلام برخدا!
بر او!
بر تو!
بر من!
که خدا در ماست...

Posted by: فرانک at 2 بهمن 1386 3:58 بֽظֽ

گنجشک

دانه ی برف را بوسید . . .

برف

از خجالت آب شد.


سلام . . .چه خبر ؟؟؟ دلم براتان تنگیده . . .


راستی

زمستان مبارک . . .


من تازه ام . . .


خداخوبه . . .

Posted by: رسول at 3 بهمن 1386 9:17 بֽظֽ

سلام و درود بر شما
قلم بسیار زیبایی دارید و یقینا روحی زیباتر . داستان شورانگیزی بوددروصف عشق در این قحطسالی معرفت ! متشکرم

Posted by: غروب at 6 بهمن 1386 0:34 قֽظֽ

دلم میخواد نوشته هاتون رو فقط خودم بخونم!یک حسودیه محض....زیبا بود زیبا زیبا زیبا،ناب ناب،عجیب بر دلم نشست...

Posted by: ناهید at 13 بهمن 1386 9:22 بֽظֽ

الان شبه شهادت امام سجاد(ع) هست نوشته هاتون خيلي افكارم رو منظم كرد خدا عجرتون بده

Posted by: مريم at 14 بهمن 1386 2:24 قֽظֽ

khosh halam ke ba saite shoma ashena shodam baram doa konid

Posted by: lily at 14 بهمن 1386 3:00 بֽظֽ

خدایا صبوری می خواهم
برای زیستن ، برای فراموش کردن
برای بودن که ... نمی توانم....
درود بر شما

Posted by: ستايش at 14 بهمن 1386 10:20 بֽظֽ

فریاد رسای طبل طبال و نوحه ی سوزان مداح هر ساله بیانگر رسایی و شیوایی جواب هل من ناصر حسین است و بس .
چه خوش نوشته اید از مولای عشق حسین و چه شیوا و بلیغ بازی خون و خنجر .

Posted by: همسفر at 15 بهمن 1386 0:31 بֽظֽ

سلام
من تا به امروز فكر مي‌كردم شما مرد هستيد يعني اسم شما را اينطور مي‌خواندم عرفان نظرآهاري. قلم بسيار زيبا و رواني داريد و هميشه از نوشته‌هاي شما لذت برده‌ام
اميدوارم شاد و آرام باشيد
يا حق

Posted by: سيد عرفان at 17 بهمن 1386 10:34 قֽظֽ

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم؟ندا آمد:تو باپا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم.اولین باره سایت شما رو زیارت میکنم و دیگه هیچوقت شانس خوندن مطالب شما رو از خودم نمی گیرم.یک دنیا سپاسو درود.

Posted by: فائزه at 21 بهمن 1386 1:27 بֽظֽ

dar ruzegari ke ghahti ye noor ast o eshgh .rasm e deldadegi o del sepordegi o fana shodan,yek parche sookhtan dar oo o ashegh mandan kar ist bas doshvar.ba ashna shodan ba shoma o khoondan e ketab hatoon o hala oomadan be site toon rozane ye omidi be ghalbam goshoode shod ke hanooz adam hayi hastan ke deleshoon faghat vase ye haghighat o be esghe ye haghighat betape.behetun tabrik migam age bar khalaf e hame be chizayi ke migin vaghean yaghin dashte bashin .va mitunam begam anche az del bar ayad bar del neshinad (ke neveshte haye shoma az in dast neveshtehan) va omidvaram nemude amali ye harfatun o beshe tu zendegitun peyda kard

Posted by: baroon at 26 بهمن 1386 6:11 بֽظֽ

خانم نظر آهاری سلام بچه های کتابخانه شماره 5 امروز به وبلاگ شما سر زدیم مطالب شما را خواندیم و لذت بردیم قرار است بزودی ما هم صاحب وبلاگی شویم و نوشته هایمان را آنجا منتشر کنیم خوشحال می شویم اگر شما هم به ما سر بزنید . در نزدیک ترین زمان شما را از آدرس وبلاگمان مطلع می کنیم . با تشکر:

Posted by: کتابخانه شماره 5 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشه at 19 اردیبهشت 1387 3:34 بֽظֽ

سلام
کتابها و نوشنه هاتون همیشه تحسین بر انگیزه.من و خواهرم عاشقشونیم.

Posted by: زهرا at 23 تیر 1387 4:40 بֽظֽ

سلام شما فوق العاده اید.
تبریک میگم به خاطر این همه حس قشنگ.

Posted by: مهدی at 21 مرداد 1387 11:14 بֽظֽ

عرفان نظر آهاری برای من نگاهی نو به ادبیات بود
پاسخی برای گمشده های روحی
پاسخی به نیاز به نوشتن که تنها ارامش بخش منه
عاشقتووووووووووووووووووووونم

Posted by: لیلا at 14 آذر 1389 8:07 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh