دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


بال هایت را کجا جا گذاشته ای ؟؟؟

main  

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم، تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.

bal.jpg

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد، چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نکند فراموش می شود. پرنده این را گفت و پر زد.
انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : "یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ "
انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست....

عرفان نظرآهاري

سه شنبه، 14 اردیبهشتماه 1389
14 اردیبهشت 1389 10:35 بֽظֽ | TrackBack
Comments

باسلام اول به خودم وبعد به شما تبریک می گم به خودم جون با کتاب های شما آشنا شدم وبه شما چون فکروقلم بسیار خوبی دارید وروح پاک و با طراوت.وبرایتان آرزوی سلامتی وطول عمر دارم تا بیشتر فرصت نوشتن داشته باشیدوبه خوانندگانتان هدیه کنید.می خواستم بدانم آیا فرصت حضور در شهرستانها را دارید ؟اگر دارید چگونه باید هماهنگ شود ؟

Posted by: سحر پارسا at 15 اردیبهشت 1389 1:24 بֽظֽ

امروز یه جلد از "هر قاصدکی یک پیامبر است" گیرم اومد، دوتایی نشسیم و یکی من یکی اون داستاناش رو خوندیم، خیلی لذت داشت رو به دریا روی اسکله، عجب غروبی شد با خوندنش.

Posted by: محمدباقر at 16 اردیبهشت 1389 2:25 قֽظֽ

salam
man sara hastam
az tarafdarane paro pa ghorse shoma
modatye ketabatoon mano borde be ye alame dige
taze daram mifahmam zendegi yani chi
kheeeeeeeeeeeiiiiiiiiiiiiiili doostetoon daram
be manam sar bezanid
khoshhal misham
sarakhatoon

Posted by: sarakhatoon at 16 اردیبهشت 1389 3:54 بֽظֽ

بسیارزیبا می نویسید.من امروز باسایت شما آشنا شدم.داشتم متن های زیبا را جستجو میکردم برای جشنی که در پیش داریم. من مجری آن جشن هستم.باز هم به شما سر می زنم واز آشنایی باسایت شما خوشحالم. موفق وموید باشید.

Posted by: گیسا at 16 اردیبهشت 1389 7:43 بֽظֽ

سلام خانم نظر آهاری
نمی دونم چی بگم
زبونم بند اومده
خدا بهتون توفیقات بیشتر و بیشتر بده

Posted by: زهرا at 17 اردیبهشت 1389 0:16 بֽظֽ

salam
bi nazir bood
bazam msl hamishe ..........................

Posted by: amir at 17 اردیبهشت 1389 4:48 بֽظֽ

سلام
عالـــــــــــــــــي بود[گل]

Posted by: مسافرشب at 17 اردیبهشت 1389 6:30 بֽظֽ

سلام
وقتی اینو خوندم تنم لرزید یاد بالهای خودم افتادم @نگاهی به پشتم انداختم دیدم بالهایم نیست انگار خیلی وقته گمشون کردم!

Posted by: فضلت at 18 اردیبهشت 1389 11:16 قֽظֽ

با سلام

خداوند به این دلیل به پرنده بال نداده که پرنده است و باید پرواز کنه , بلکه به پرنده بال داده چون عاشق پروازه .
عاشقانه خدا رو یاد کنیم .

Posted by: نسرین at 19 اردیبهشت 1389 1:00 بֽظֽ

چه نرم و روان قلم میزنید.

نویسا باشید!

Posted by: زهرا at 19 اردیبهشت 1389 4:47 بֽظֽ

عالی بود
موفق باشید

Posted by: بهاره at 19 اردیبهشت 1389 5:33 بֽظֽ

سلام
عرفان عزيز
1- خيلي دوستت دارم
2- از مطلبت ايده گرفته ام مثل هميشه
كاش به من سر بزني و افتخار بدهي كه مطلب من را هم بخواني
مهمان هميشگي دل نوشته هاي شما

Posted by: فاطمه at 20 اردیبهشت 1389 5:04 بֽظֽ

سلام عرفان عزیز
بسیار زیبا و دلنشین بود
با اجازتون این داستان رو توی وبلاگم آوردم
البته با ذکر منبع
ایام به کامتون

Posted by: هادی at 20 اردیبهشت 1389 10:53 بֽظֽ

man vaghean asheghe neveshtehaye shomam , vaghti mikho0namesho0n ye jo0ri misham , ye halati behem dast mide.........
masalan vaghti hamin balhayat ra koja ja gozashteyi ra ke mikhanam , do0st daram vaghean dastam ra bekesham ro0ye sho0neham ta jaye khali ye chizi mesle bal rao hes konam , do0st daram hamo0n jo0ri bashe ke shoma migid...........
man kheili ketab mikho0nam vali hali ke ketabaye shoma be man mide ye chize dgast...............

Posted by: at 21 اردیبهشت 1389 4:30 بֽظֽ

همه چی عالیه من عاااااشق شعرا و نوشته هاتونم چون از ته دل.
چون یادم دادین منم برا خدا یه دفتر درست کنم
با بهترین آرزو ها براتون.
موفق باشین...

Posted by: فاطمه at 21 اردیبهشت 1389 6:17 بֽظֽ

عرفان
نوشته هات رو دوست دارم
این کتابت رو هم خوندم
عرفان
من وقتی می خونم تو رو،خدا رو پیدا می کنم!بو می کنم

عرفان
تو فوق العاده ای

Posted by: مرجان at 22 اردیبهشت 1389 3:51 قֽظֽ

سلام

تازه ام با "تو آدم نیستی"

لطفا پر بزنید.

خداخوبه...

Posted by: رسول at 23 اردیبهشت 1389 7:33 بֽظֽ

عالی بود مثل همیشه...

Posted by: sara.s at 24 اردیبهشت 1389 1:09 بֽظֽ

چقدر قشنگ بود.

دلم واسه آسمون تنگ شد...

Posted by: مهر at 24 اردیبهشت 1389 8:32 بֽظֽ

وقنی که بطور اتفاقی کتاب بالهایت را گجا جا گذاشتی رو خریدم
هیچوقت فکر نمیکردم که این کتاب اینقدر روم اثر بذاره ؛ و همیشه و همه جا همراهم باشه
خیلی این کتاب رو دوست دارم
مرسی که نوشتینش

Posted by: لیلا at 24 اردیبهشت 1389 10:23 بֽظֽ

نوشته هاتون عالين . معركه هستن . خيلي دوستشون دارم

Posted by: نفيسه at 25 اردیبهشت 1389 0:39 قֽظֽ

تو باعث می شی هر روز و هر روز بیشتر از گذشته خودم رو دوست داشته باشم و به زن بودنم افتخار کنک.
هر وقت هوام بارونیه با نوشته هات یاد خدا میکنم.
نوشتهات احساس ازادی و رها بودن مثل یه خلسه شیرین به من میده.
خوشحالم که حداقل به اندازه نوشته هات میشناشم
تشکر عرفان نظرآهاری

Posted by: صدرا at 25 اردیبهشت 1389 11:54 قֽظֽ

thank you

Posted by: at 25 اردیبهشت 1389 4:30 بֽظֽ

خانم نظرآهاری ما شعر می خواهیم. شعرهای جدید. به ایران دسترسی نداریم و کتابها را نمی توانیم تهیه کنیم . لطف کنید بیشتر در این سایت شعربگذارید. شعرهایتان بسیار لطیف است و هر کدامش مدتها آرامش می بخشد به انسان. ممنون

Posted by: noori at 25 اردیبهشت 1389 6:40 بֽظֽ

سلام
به نظر من شما يك نويسنده برجستجه هستيد هر وقت كتاب هاي شما را مي خوانم يك حس خوبي دارم
خداوند مهربان يارتان باد كه بهترين است

Posted by: saeed at 25 اردیبهشت 1389 9:58 بֽظֽ

شعر نوشته های شما ضمن سادگی بیان سبک خاص خود را داردو زیباست. معنویت با نوشته های شماآبی می شود و رنگ بهشت می گیرد.

Posted by: کاظمی at 26 اردیبهشت 1389 10:34 قֽظֽ

شعر می کشد مرا به پیش...هر قدم گرفته ای مرا...ش.ش.ا

من نیز می نویسم......

Posted by: شیما شاهسواران احمدی at 27 اردیبهشت 1389 1:19 بֽظֽ

سلام .امروز برای اولین بار به سایت شما اومدم . مطالبی که نوشتید خیلی خیلی خیلی جالب و خوندنی هست .من خیلی شعر ها و کارهای شما رو دوست دارم آخه خودم هم یه جور هایی شعر می نویسم.راستی خیلی دلم می خواد همیشه با شما ارتباط داشته باشم اما نمی دونم چطوری؟

Posted by: طاهره at 27 اردیبهشت 1389 4:35 بֽظֽ

سلام خانم نظر آهاری
یکی از بستگانم ب