دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


در دوران ممنوعيت، تمام شاهنامه را حفظ كردم

news  

آزاده شهمير نوري_ مسن‌ترين خواننده ايل قشقايي است و 109 سال دارد، اما شناسنامه‌اش را بيست سالي دير‌تر گرفته تا از خدمت سر بازي معاف شود. سر حال و سر‌زنده است. در افتتاحيه جشنواره موسيقي نواحي، وقتي پرده كنار رفت و استادان يكي يكي شروع كردند به خواندن، نوبت به او که رسيد، خواندن را اين طور آغاز كرد: «من، حسين كياني، متولد 1295، شماره شناسنامه 454، صادره از ايل قشقايي شيراز» وقتي صحبت مي‌كرد انگشت اشاره‌اش را كه بالا گرفته بود تكان مي‌داد انگار مي‌دانست كه اين حرف‌ها براي مردمي كه روبرويش نشسته‌اند جالب است. بعد هم شروع كرد به خواندن داستان رستم و سهراب:‌
به كشتي گرفتن نهادند سر
گرفتند هر دو دوال كمر
چند بيتي بيشتر نخوانده بود كه شعر را فراموش كرد. بعد از كمي سكوت جمعيت دست زدند، او دوباره شعر را از اول زمزمه كرد و بعد ادامه‌اش را خواند. باز هم جمعيت دست زدند.
با وجودي كه شعر فردوسي را فراموش كرده، اما حافظه خوبي دارد. حوادث دوره رضا‌خان و دوره نخست وزيري مصدق را به خوبي به ياد‌ داشت. مي‌گويد در جواني تمام شاهنامه فردوسي را حفظ بوده است. او تنها يكي از خوانندگان ايل قشقايي است كه شعر‌هاي فارسي را به زيبايي مي‌خواند، اما مسن‌ترين آنهاست.
از هفت سالگي با داوود نكيسا كه نوازنده تار بوده به ميهماني‌هاي خوان‌ها و بزرگان مي‌رفته و لالايي‌ها و آواز‌هاي تركي مي‌خوانده است. اما براي او شاهنامه چيز ديگري بوده است: « خواندنش را بين ايل قشقايي ممنوع كرده بودند. از دوره احمد‌شاه به بعد شعر‌هاي فردوسي را پنهاني مي‌خوانديم. كتاب‌هاي شاهنامه را از ما گرفتند و سوزاندند. قشقايي‌ها كتاب را در خانه‌هايشان پنهان مي‌كردند اما من براي اين‌كه نيازي به كتاب نداشته باشم، شعر‌ها را از حفظ مي‌خواندم.»
پير‌مرد به تلخي از آن روز‌ها و حكومت رضا‌خان ياد مي‌كند. او مي‌گويد: «بي‌حجابي در ايل قشقايي هرگز نبوده لباس زن‌ها آنقدر پارچه داشته كه آنها را مي‌پوشاند حتي دختران ايل كه به هر دليلي از ايل مي‌رفتند بايد همين لباس‌ها را مي‌پوشيدند. ايل با دولت سر‌حجاب دعواي زيادي داشت. مردان مي‌گفتند لختي براي زن خوب نيست .دولت «سرپتي» را اجباري كرده بود، اما زن‌ها هرگز تنبان و كينگ را كنار نگذاشتند. مرد قشقايي هم هنوز لباده، شالوار (شلوار)، چقه، كلش و پاپيچش را مي‌پوشد و به آن مغرور است.»
«حسين كياني»، ايل را حامي مصدق مي‌داند و از او به نيكي ياد مي‌كند: «مگر مي‌توانم مصدق را فراموش كنم. قشقايي‌ها حامي مصدق بودند. در جريان جنگ انگليس و به دريا انداختن انگليسي‌ها، حاج عبدالحسين لاري از علماي قشقايي فتواي جهاد مي‌دهد. انگليسي‌ها فارس را گرفته بودند. اين بسيج شد و ماجراي آب انداختن قواي انگليس پيش آمد. غائله مصدق هم يكي از حكايت‌ها بود كه ايل را دوباره رودر روي دولت كرد.»
موسيقي در ايل يعني زندگي، مردان و زنان با آن زندگي مي‌كنند زنان هنگام كار آواز مي‌خوانند، مردان هنگام جنگ. زنان آرزو‌هاي دور و دراز خود را در آواز‌ها مرور مي‌كنند. آنها هر شب ساز كوك مي‌كنند و دور هم جمع مي‌شوند و آواز مي‌خوانند. داستان‌هاي شاهنامه بخش مهمي از آواز‌هاي شبانه ايل است. حسين كياني، شعر‌هاي فردوسي را مي‌خواند و جوان‌تر‌ها دورش حلقه مي‌زنند و گوش مي‌دهند. داستان‌هاي حماسي و عاشقانه مهمترين آواز‌هاي آنهاست كه نقل آنها سينه به سينه گشته و از قرن‌ها پيش به امروز رسيده است.

یکشنبه، 4 بهمنماه 1383
4 بهمن 1383 11:53 قֽظֽ

Powered by Tapesh