news
جلال بهرنگي:
ژوليدهاي روي زمين _ انسان غارنشين
زن به خود ميپيچد. فرياد ميزند. الو ميگيرد. چنگ مياندازد بر گيسوان ژوليده و نديده در آيينه. زن نعره ميكشد. زن ميپيچد به خود.
زمين، داغ است. زمين، زن است. زن بچه ميزايد. زن، ميميرد، مثل هزاران قبل از خود.
زمين، ميفهمد درد چيست. زمين درد ميكشد تا او كودكي به دنيا آورد. زمين،الو ميگيرد تا زن بزايد.
زن غارنشين است. مسئول آتش است و تقسيم شكار. او همسايه درد و مرگ است تا يكي بچه بزايد. تا يك نفر به غارنشينان اضافه شود.
زن، مثل زمين، مثل تاريخ، راز است. زايش زن، راز است خاصه در دوره غارنشيني.
زن تنها ميزايد.ايستاده ميزايد چون ماديهها. مثل يك غزال،مثل يك آهو.
زايمان زن ايران باستان، يك راز است. اين را از ردپاي بيجان تاريخ ميتوان فهميد؛ آن زمان كه انسان غارنشين بود.
همه باستانشناسان ميدانند كه از زن غارنشين كمتر يافته اي در كف دارند. ما از انسان اين دوره، از زندگي و عشق و زايمان زن غارنشين هيچ نميدانيم.
تنها وقتي كاوشگران به قديميترين و نخستين شهر/ دهكده ايراني در گنج تپه هرسين كرمانشاه رسيدند، نشانههايي از گونه زايمان پيدا كردند. 9 هزار سال پيش، گنج تپه هرسين 30 خانوار داشت و بهترين يافتههاي باستانشناسان، پيكركهاي گلي زناني درشت اندام بود ، زناني از جنس زمين. زناني پيچيده به خود از درد زايمان.
پيكركهاي كشف شده نتيجه روايت هنرمندانه از زن و زايمان اهالي گنج تپه هرسين بود. و هنرمند پيكرك تراش،كه نامي و نشاني از او در تاريخ نيست، چه گمنام اعضاي بدن زن را تراشيده و زايمان آسان و بيخطر را تصوير كرده است.
پيكرك تراش كه بود؟ نامش را كدامتان ميدانيد؟
ما از او مثل زندگي زن غارنشين، هيچ نميدانيم. تنها يادگار تاريخ در اين زمان نشان ميدهد كه يك هزار سال بعد از ساخت پيكركهاي گنج تپه هرسين، شواهدي از زايمان آسان وجود داشته است.
تپه سراب كرمانشاه، آغاز دوران نوسنگي _ 8 هزار سال پيش
اهالي تپه سراب كرمانشاه هرگز تصور نميكردند بيش از هشت هزار سال بعد، نامي از آنها برده شود و باستانشناسان و ديرينه شناسان چنين بنويسند كه اينجا روزگاري نشانه دهنشيني يا دهكدههاي كشاورزي در آغاز دوران نوسنگي بوده است و حالا صحبت از زايمان زن است.
«پيكرههاي يك زن از گل خام كه از كاوشهاي تپه سراب كرمانشاه به دست آمده، در دنياي باستانشناسي به ونوس تپه سراب معروف است. اين پيكره هر چند زايمان زن را نشان نميدهد اما با توجه به اين كه در ساخت و پرداخت اعضاي باروري زن بسيار تاكيد كرده و مبالغه شده، ميتوان فهميد كه فكر مردم گنج تپه و تپه سراب چه اندازه همسان بوده است. اين پيكره گلي چنان حركت دارد و چندان گوياي ويژگيهاي زنانه است كه هر بيننده از هنر، ظرافت و راز و رمز آن شگفت زده ميشود.»
«احسان يغمايي» باستانشناس اينها را ميگويد و تاريخ را ورق ميزند: «در هزارههاي بعد پيكرههايي به دست آمد كه انديشه زايمان آسان و بيخطر را با گونههاي يافت شده در تپه سراب كرمانشاه، تطبيق داد اما نه نقوش روي سفالينهها، نه مهرها و يا اثر آنها و نه روي ديوار نگارهها و سنگ نگارهها نشانهاي از زايمان زن ايراني ندارند.»
شايد نشانههاي بيشتر از زايمان زن ايراني را بايد از روي پيكركهاي گلين بَغ بالغ يا زن خدا (الهه) ايشتار، نانا، كه در كاوشهاي باستانشناسي خاور نزديك به ويژه در ايران به دست آمد، جستجو كرد. اين پيكركها برايمان از عاطفه، احساس و جسم زنان حرف مي زنند.
يكي از اين پيكركها ايشتار بابلي يا كيريريشه عيلامي، زن خداي باروري است كه به نشانه فراواني شير در پستان، دست روي سينههايش گذاشته است. (اين پيكرك از كاوشهاي هفت تپه دشت خوزستان _ به سرپرستي دكتر عزتالله نگهبان _ به دست آمده است).
كاوشهاي بيشتر دكتر نگهبان در نيايشگاهها چون معبد ايلامي هفت تپه شوش،كه حدود 3500 سال پيش آباد بوده و هر روز زائران بسياري از قوم ايراني ايلامي را براي پرستش خدايان فرا ميخوانده است، بيشترين پيكرههاي ايشتار را كشف كرد كه اگرچه بدون سر يا تنه بودهاند ولي گوياي ويژگي نياز مادران است. در اين پيكرهها زنان و مادران چه نيازهايي را فرياد كشيده اند؟ عشق، ازدواج، زايمان يا كه آرزوي تولد نوزاد پسر؟
يغمايي، باستانشناس: «نيت زنان ايلامي _ ايراني ميتوانسته شامل همه اين موارد باشد، آرزوي زناشويي، زايمان سبك و بيخطر، تولد نوزاد پسر و حتي كاميابي در عشق. به اين ترتيب بوده كه زنان بخشي از پيكرههاي بغ بانوي خود را نذر نيايشگاه ميكردند و اعتقاد داشتند پس از برآورده شدن نذر، دوباره به اين معبد باز گردند و به شكرانه برآورده شدن حاجت خود، بخش ديگري از پيكره را كه نزد خود نگاه داشتهاند، پيشكش معبد كنند. رسمي كه امروز هم در بسياري از آباديها و روستاها اتفاق ميافتد و زنان و دختران براي برآورده شدن نذر و نياز خود به قدمگاهها و امامزادهها ميروند و تكهاي پارچه يا قفل ميبندند.»
معبد سرخ دم _ سال 1317 خورشيدي _ كوه دشت / لرستان
زمين، هزاره اول پيش از ميلاد را فهميده است. باستانشناسان تاريخ ميگذارند تا بماند در يادها كه زن، مثل زمين بچه ميزايد و هنوز هم درد ميكشد. زن هنوز هم فرياد ميزند تا يك نفر به زمين اضافه شود.
همه چيز از يك سنجاق با نقش و نگارهايش شروع شد. ورقههاي فلزي پهن مدور _ به اندازه يك زيرفنجاني _ كه نشان ميداد زايمان زن ايراني در كوه دشت / لرستان چگونه بوده است.
«اريك اشميت» باستانشناس دانشگاه پنسيلوانيا اين سنجاقها را ميان درزهاي سنگي نيايشگاه سرخ دم كه بدون ملات روي هم چيده شده بودند، پيدا كرد.آيا اين سنجاق ها نشانه آرزوي باروري بوده؟
«يغمايي» ميگويد: «از نحوه ساخت و پرداخت اين سنجاقها ميتوان فهميد كه كاربرد آنها تزيين لباس يا سنجاقي براي گيسوان نبوده است. اما نقش و نگارهاي روي سنجاقها نشان مي دهد كه زنان آن زمان اين سنجاق ها را به معبد سرخ دم پيشكش كردهاند.
زن كوه دشتي چگونه زندگي كرده، چگونه عاشق شده؟ از شما كدامتان مي دانيد؟
زن كوهدشت، چگونه عاشق ميشده، چگونه زندگي ميكرده و بعد از ازدواج، در آرزوي فرزند پسر بوده يا دختر؟ او با خود چه ميگفته؟
_ «...من هم بچه ميزايم. پسري به دنيا ميآورم. از پستانم شير ميخورد. بزرگ ميشود. قد ميكشد. او هم پدر ميشود... من پسر ميزايم.»
زن كوهدشت، لبخند ميزند. آرزوي فرزند پسر دارد. آرزويش و لبخندش مينشيند روي سنجاق، روي ورقههاي آهني. آرزوي پسرزايي، گوشهاي از تاريخ سرخ دم را پر ميكند. همه زنان چنين آرزو ميكنند و سنجاقها با همه نقش و نگارهايشان كه زني است با دستان فشرده برسينه، در آرزوي شيردهي به فرزند پسر و زايماني بيخطر، پيشكش نيايشگاه ميشود.
حالا زن لبخند ميزند. او ميدانسته تولد فرزند با سر، چندان دردناك نيست. او مي داند زنان بسياري پيش از او هنگامه زايمان در گور شدهاند. او اما هزارهاي بعد از زن غارنشين، آرزوي زايمان بيخطر دارد و خواهشي از خدايش در معبدي كه سنجاق باران است.
«يغمايي» تصوير سنجاق پيشكش معبد سرخدم كوهدشت را برايمان معنا ميكند: «زن، لبخند رضايت دردناكي دارد، چون لبخند بيشتر زنان پس از زايمان ديده ميشود. دستانش را نگاه كنيد كه بر سينه ميفشارد و آرزوي شير در پستان دارد و نقش دو بز كوهي در دو سويش، كه نماد حاميان «اشي» بغ بانوي بارداري هستند كه گاه فرشته بالدار را ميمانند. به گمانم زايمان خوابيده يا نيمه خوابيده زن همان گونه كه نقش شده، از هزارههاي پيش، رايج بوده است.»
یکشنبه، 22 آبانماه 1384
چهارشنبه، 7 بهمنماه 1383
7 بهمن 1383 0:53 قֽظֽ