news
فرزانه ابراهيمزاده: حماسه های ديني آميزهاي از، حماسههاي تاريخي و اسطورهاي هستند. به اين معنا كه قهرمانان در حماسههاي ديني، تاريخي جايگاهشان روشن است اما رفتار و كردارشان يادآور قهرمانان حماسههاي نمادين و اسطورهاي است.
ميرجلالالدين کزازی استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبيات پارس با تاکید بر این نکته که حماسه عاشورا مهمترين واقعهاي است كه تاثير زيادي در تاريخ مردم شيعه ايران در همه زمينه به خصوص ادب و هنر پارسی گذاشته است، درباره گونههاي شعر عاشورا با اشاره به حماسهسرائي مذهبي گفت: «سه نمونه حماسه پارسي داريم يكي حماسه نمادين اسطورهاي كه برجستهترين نمونه آن شاهنامه فردوسي است. ديگر حماسه تاريخي كه ميتوان براي نمونه از ظفرنامه حمدالله مستوفي ياد كرد. در حماسه تاريخي چهره قهرمانان واقعي است اما در حماسه اسطورهاي قهرمانان نمادين هستند و جايگاهشان روشن نيست.»
كزازي با اشاره به اين نكته كه سومين گونه يعني حماسه ديني ميانه اين دو قرار ميگيرد، اضافه كرد: «ويژگي حماسه ديني آن است كه آميزهاي از حماسه راستين و اسطورهاي است. قهرمانان در حماسه ديني حقيقي هستند و جايگاهشان روشن اما رفتار و كردارهايشان يادآور قهرمانان حماسه نمادين اسطورهاي است.»
وي در خصوص سابقه حماسه سرایي ديني مرتبط با حماسه عاشورا در تاريخ ادب پارس توضيح داد: «كهنترين نمونه شعر حماسهاي ديني در قرن نهم توسط ابن حسام خوسفي كه در رثاي امام حسين(ع) سروده شد. پس از او هم حماسههاي ديني وجود دارد كه ميتوان از ارديبهشت نامه سروش اصفهاني كه زمينه آن حادثه كربلاست نام برد.»
آخرين نمونه معتبر حماسه مذهبي در رثاي امام حسين(ع) «باغ فردوس» نام دارد که توسط ميرزا احمد الهامي سخنور كرمانشاهي و به شيوه شاهنامه فردوسي سروده شده است. كزازي با بيان اين نكته دوستداران ادب فارسي اين سخنور هم دوره با ناصرالدين شاه قاجار را، فردوسي حسيني می نامند، افزود: «ميرزا احمد الهامي دانش چنداني نداشته است . بدان سان كه خود سروده شبی خوابي ميبيند و با اين خواب زبان او به سخن گشوده ميشود و حماسه گران سنگ باغ فردوس را پس از آن ميسرايد. اين حماسه داستان كربلا را از آغاز تا انجام دربر دارد. سراينده آن چنان به جزییات وقایع این حماسه پايبند بوده است كه هيچ نكتهاي را در گزارشش از باز نمود داستان كربلا فرو ننهاده و بازگفتهاي گوناگون را درباره رخدادها پيدرپي آورده است. يعني رخدادي را نخست سروده و سپس بازگفت و روايت ديگر آن را آورده است.»
كزازي با اشاره به انتشار اين اثر خاطرنشان ميكند: «اين حماسه ديني گرانسنگترين و پرمايهترين سروده از داستان كربلا است.»
حماسههاي ديني به گفته اين استاد دانشگاه در بحر حماسه متقارب سروده ميشود يا وزن فعولن فعولن فعول است: «همه حماسهها چه اسطورهها يا حماسههاي ديني و چه تاريخي در همين بحر سروده شدهاند. به همان سان كه براي نمونه ما چارپاره يا رباعي را در وزني ويژه ميسراييم و يا ترانه و دوبيتي در وزن ويژه خود سروده ميشود.»
اما با اين حال برخي از حماسهها به خصوص حماسههاي ديني در وزنهاي ديگر سروده ميشود كزازي در اين خصوص توضیح داد: «پارهاي از سخنوران از هنجار اصلي حماسههاي مذهبي دور ميشوند و حماسههايي در بحرهاي ديگر سرودهاند كه هزج خوانده ميشود و مفاعيلن، مفاعيلن مفاعيل است. اما اين روش فراگير نيست و حماسهها از هر گونه سه گانه در بحر متقارب سروده ميشود.»
اما به جز حماسههاي ديني گونه ديگري از شعر عاشورايي وجود دارد كه مهمترين نمونه آن تركيببند محتشم كاشاني است ميرجلالالدين كزازيدر این زمینه معتقد است: «آن چه در خصوص حماسهها گفته شد منظور داستانهاي دراز دامني است كه داستان كربلا يا داستان نبردهاي مولا علي و سرگذشت پيامبر سروده شده است اما سرودههاي ديگري در شعر مذهبي و به خصوص عاشورايي وجود دارد كه مهمترين نمونههاي آن چامه يا تركيببند است.»
وي در خصوص سابقه چامه در ادب پارسي به عنوان يكي از كهنترين قالبهاي اين شعر كه از كهنترين قالبهاي شعر پارسي است، به «ميراث خبر» گفت: «كهنترين نمونهاي كه از اين گونه سرودهها در دست داريم چامهاي است از سخنور ديرينه كسائي مروزي. او چامهاي بلند دارد كه در بيتهاي فرجامينش از داستان كربلا ياد كرده است. كسائي همانطور كه ميدانيد از نخستين سخنوران شيعي مانند فردوسي است.»
كزازي با اشاره به اين نكته كه اشعاري كه در تعزيه به كار ميرود برگرفته از حماسههاي ديني است، افزود: «در ادب فارسي گونه ديگري از شعر فارسي را سراغ ميكنيم كه در آيينهاي سوگ به كار گرفته ميشود و آنها را نوحه ميناميم. سخنوران اين سرودها رادر می پیوستند براي اين كه با مويه و با آهنگ اندوهبار و دردانگيز در آيينهاي سوگ بخوانند. يكي از گنجينههاي گذشته سخن پارسي و خنيا و موسيقي، همين سوگ سرودهها و تعزيهها هستند.»
كزازي خاطرنشان كرد: «بسياري از آهنگها و سخنهاي كهن از كنار اين نوحهها از روزگار كهن به يادگار مانده است، چون ايرانيان از دير زمان آيينهاي سوگ برگزار ميكردند.»
اين استاد دانشگاه نيز مانند ساير پژوهشگران، قديميترين نسخه كه نشانگر سوگسرودهها در ادب پارسي است را تاريخ بخاراي نرشخي دانست وگفت: «نه تنها بخاراي نرشخي كه در شاهنامه، فردوسي هم چنين سروده است. ما ميدانيم اين شيوه و رسم و راه سوگواري و مويهزاري در ايران پيشينهاي كهن دارد. در ايران پس از اسلام آن را در تعزيهخواني ميبينيم كه گسترش بيشتري يافته است و ايرانيها كه از بن جان دوستداران خاندان پیامبر و امام حسين كه درود خداي بر او باد، بودند در ماه سوگ اين سرودها را به يادگار گذاشتهاند.»
كزازي با بيان اين كه اين سوگ سرودهها هم پديدههاي هنري هستند و هم از ديدگاه گوناگون شايسته بررسي هستند افزود: «اين آثار از ديد ادب پارسي و هنر خنيا و موسيقي و هم از ديد هنرهاي نمايشي گونهاي از نمايش زنده مردمي است كه در كوچه و خيابان برگزار ميشود و از نوع اجرا در جاي خود بيهمتا است.»
پنجشنبه، 29 بهمنماه 1383
29 بهمن 1383 0:04 بֽظֽ