news
يكي از سرگرمي هايي كه در گذشته مردم را شاد مي كرد "تقليد" يا " مضحكه " بود.
رشد روزافزون تكنولوژي به سبب ماهيت پرشتاب آن، علاوه بر آن كه از لحظات استراحت و فراغات مردم كاسته است، شيوه سپري كردن اين اوقات و سرگرم شدن خانوادهها را نيز تغيير داده است.
اكنون تماشاي تلويزيون و استفاده از امكاناتي نظير آن، جايگزين شيوههاي قديمي و سنتي گذران فراغت و لحظات استراحت شدهاند.
يكي از آن سرگرميها كه در گذشته مردم را خوشحال و سرگرم ميساخت، نمايشهاي سنتي و شاد ايراني است كه تقليد يا مضحكه ناميده ميشد.
اين نمايشها از دگرگوني نمايشها و بازيهايي چون معركهگيري، نوروزيخواني، كوسهبرنشين و پيشپردههايي كه مطربان مجلسي و يا دورهگرد اجرا ميكردند، پديد آمدند و رفته رفته وارد تعزيه و شبيهخواني شدند و شبيه مضحك را به وجود آوردند.
موضوعهايي كه مقلدان به آنها توجه داشتند؛ تاريخ، اسطوره، قصههاي عاميانه و خيمه شببازي بود. بازيگران تقليد گاه فيالبداهه قصهاي ميساختند و اجرا ميكردند و گاهي طرحي مشخص را ضمن اجرا، گسترش ميدادند و بازي ميكردند. از روزگار صفويه با گسترش روابط ايران با ملل مغرب زمين و رواج فرهنگ اروپايي در ايران، بازي و نمايش تكامل يافت و تقليد در قالب شيوه مستقل نمايشي و زمينهاي براي پيدايش نمايش كمدي ايراني شكل گرفت، چاشني انتقاد از اشخاص و اجتماع و اوضاع نيز با آن در آميخت و همزمان با كم شدن آوازها، طرحهاي داستاني آن افزايش يافت كه مضمون بيشتر آنها برخورد دو يا سه تن از مردم طبقات گوناگون جامعه با لهجههايي متفاوت بود كه بر اثر اختلافهاي كوچكي پس از سلام و احوالپرسي، با هم درگير ميشدند و لهجه و خصوصيات يكديگر را مسخره ميكردند. اين داستانها به عنوان نخستين منبع تغذيه براي تقليد و داراي ساخت ساده و عناصر خندهآور بكر بودند و همراه با رقص و آواز و پرسش و پاسخهاي رمانتيك و گاه مضحك اجرا ميشدند. بازيهاي تقليد، به مرور به نمايشهاي مستقلي چون بقال بازي و كچلك بازي تبديل شدند. در اواخر دوره قاجاريه هنر تقليد كه از دامان تودهها برخاسته بود به وسيله سرگرمي درباريان و اشراف بدل شد و از چارچوب نمايشي ابتدايي و مضمونهاي انتقادي _ اجتماعي ويژه خود خارج شد و به رفتارهاي بيهودهاي چون عرعر كردن خر و حركات همانند آن گراييد. چرا كه مردم عامي آن را با نگاهي سرزنش بار و تكفير كننده مينگريستند، درباريان آن را فقط سرگرمي ميدانستند و روشنفكران و نويسندگاني چون حاج زينالعابدين مراغهاي، ميرزا آقا تبريزي، ميرزا فتحعلي آخوندزاده و محمدحسنخان اعتماد السلطنه در آثارشان ارزشهاي هنري تقليد را ناديده و آن را پديدهاي پست و منحط ميشمردند. بنابراين، تقليد به سبب رواج برخي عقايد مذهبي _ اخلاقي در جامعه به انزوا كشيده شد و مقلدان كه در شكلگيري اين هنر نقشي فراتر از بازيساز و بازيگر داشتند و آفريننده قصهها نيز بودند، از حقوق اجتماعي محروم شدند و در زمره «عمله طرب»، و اشخاص دون پايه جاي گرفتند.
طلحك (دوره غزنوي)، جعفرك (دوره سلجوقي)، كچل عنايت (دوره صفوي)، اسماعيل بزاز، كريم شيرهاي و شغال الملك (دوره قاجار) از مقلدان درباري و حسين دودي، حسن گربه، شيخ شيپور و شيح كرنا از لوتياني بودند كه در دربار و جاهاي رفت و آمد، مردم و درباريان را سرگرم ميساختند و ميخنداندند. نام برخي از اينان در آثار پژوهندگان ايراني و خارجي آمده است. دكتر ابوالقاسم جنتي عطايي در كتاب «بنياد نمايش در ايران» از قول سيدعلي نصر مينويسد: «معروفترين آنها كريم شيرهاي است و اين شخص در بازيهايش گاهي انتقادات نيز مينمود...» شاردن نيز در سياحتنامهاش از كچل عنايت، دلقك شاه عباس صفوي نام ميبرد. بررسي چگونگي و ويژگيهاي اين گونه نمايشي به سبب نبود نوشتهها و متنهاي كافي چندان آسان نيست و به جز متني كه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه با تاثير از بازيهاي تقليد و به شيوه تعزيه نامهها نوشته است (1288 ق) و متن بقال بازي در حضور، متن ديگري از تقليد در دست نيست. ايرانشناساني چون گوبينو، آلفونس سيلير و حق و رديف از نمايشهاي تقليد در مقالات خود نام برده و شرح برخي از اجراها را نيز بازگو كردهاند. بهرام بيضايي هم در كتاب نمايش در ايران خلاصهاي از يكي دو نمونه تقليد آورده است.
منابع:
1. ادبيات نمايشي در ايران، جمشيد ملكپور، 1/265 _ 295
2. از صبا تا نيما، يحيي آرينپور، 1/326
3. بنياد نمايش در ايران، ابوالقاسم جنتي عطايي، 54 _ 57
4. شرح زندگاني من، عبدالله مستوفي، 1/485 _ 486
5. نمايش در ايران، بهرام بيضايي، 174 _ 175
6. نمايشنامهنويسي در ايران، يعقوب آژند، 13 _ 14
جمعه، 4 شهریورماه 1384
4 شهریور 1384 11:15 قֽظֽ