سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


يك كوله پشتي پر از شعر

note  

در حياط ما را / غروب، يك نفر زد/ و حرف تازه اي از/ طلوع يك سفر زد/ دوباره اشك و ماتم/ دوباره ختم و خرما/ كسي دوباره كم شد/ از اهل كوچه ما/

روح الله مهدي پور عمراني،منتقد:
در اين شعر كوتاه، با آن كه فضايي سرد و غمگين دارد، از حقيقت و واقعيتي آشنا به نام «مرگ» صحبت مي شود. شاعر، مردن را «طلوع يك سفر» مي داند.


نگاهي به مجموعه شعر «كوله پشتي ات كجاست؟» سروده عرفان نظرآهاري
راستي! چند بار به فكر
شعر گفتن افتاده اي؟
آيا اولين شعرهايت را هنوز داري؟
موضوع شعرهايت را به ياد داري؟
شعرهايت كوتاه بودند يا بلند؟ وزن و قافيه داشتند يا نه؟ الان هم آيا با شعر گفتن ميانه اي داري؟
با شعر خواندن چه طور؟
هيچ كس نيست كه از زمان كودكي اش، شعري را به ياد نداشته باشد. همه ما چه در دوران كودكي و چه در نوجواني و جواني- دست كم- يك بار به اين فكر افتاده ايم كه شعري بنويسيم. حتماً شما هم دلتان مي خواهد كه شعر بنويسيد. در همين نشریه «دوچرخه»، شعرهاي زيبايي از نوجوانان چاپ مي شود.

***
عرفان نظرآهاري هم در كتاب «كوله پشتي ات كجاست؟» از نوجواني و نوجوانان مي گويد:
اي تمام روزها! / روزهاي قيمتي!/ روزهاي رنگ رنگ!/ سبز و سرخ و صورتي/.
مثل برق و مثل باد/ مثل هرچه تند و تيز/ مي رويد و بعد از آن/ رد پاي هيچ چيز/.
مي رويد و پشت سر/ شنبه ها و جمعه هاست/ حيف شد، تمام شد/ پارسال من كجاست/.
هر كجا كه مي رسيد/
قيل و قال مي شود/ مي رويد و اسمتان/ ماه و سال مي شود/ روزهاي خردسال!/ هفته هاي نوجوان!/ قرن هاي پيرمرد!/ تا كجا دوان دوان؟/.

***
نوجواني، دوراني سرشار از كشف و حيراني و سرشار از احساسات ضد و نقيض و لبريز از برخوردهاي تازه با اشياء است. شعر و آفرينش هاي هنري و ادبي در حقيقت چيزي نيست مگر بازتاب كشف دوباره جهان هستي و انعكاس اين كشف از ذهن به زبان:
در حياط ما را / غروب، يك نفر زد/ و حرف تازه اي از/ طلوع يك سفر زد/.
دوباره اشك و ماتم/ دوباره ختم و خرما/ كسي دوباره كم شد/ از اهل كوچه ما/ و عكس تازه اي باز/ نشست روي ديوار/ نگاه كن به عكسش/ براي آخرين بار/ نگاه كن به عكس ات/ براي آخرين بار / كه روز بعد شايد/ نشست روي ديوار/.
در اين شعر كوتاه، با آن كه فضايي سرد و غمگين دارد، از حقيقت و واقعيتي آشنا به نام «مرگ» صحبت مي شود. شاعر، مردن را «طلوع يك سفر» مي داند.

***
شاعر، در كتاب «كوله پشتي ات كجاست»، سعي كرده نشان بدهد كه با زمانه خودش آشناست و پا به پاي آن حركت مي كند. زباني كه شاعر به وسيله آن، ذهن خود را بر روي كاغذ مي ريزد، زباني نو و امروزي است:
«دلم بد جور تنگ است/ دلم را زير و رو كن/ ببين روحم چروك است/ خودت آن را اتو كن/»
«اخم هاي زور زوركي/ قهرهاي بادبادكي/ آشتي بي مقدمه/ خنده هاي زور زوركي/»

***
در تمام اين شعرها با واژه ها و اصطلاحات روز مره فراواني روبه رو مي شويم: «با يكي دو جمله قشنگ/ ديو قهر، دور مي شود/ سور وسات آشتي كنان/ زود جفت و جور مي شود/ توچه خوب وصله مي كني/ روح نخ نما و پاره را/ كوك مي زني به آسمان/ ماه و دگمه ستاره را/»

شاعر در قطعه هاي بالا، با تركيب هاي (سور و سات- جفت و جور- نخ نما و كوك زدن و...) زبان خود را به مخاطبان امروزي اش، نزديك كرده است. نظر آهاري در يكي از شعرهاي اين كتاب، با نام بردن از قصه ها و شخصيت هاي داستاني، مخاطبان خود را به دنياي قصه ها و افسانه هاي آشنا مي برد:
«اينجا «علي بابا» غريبه ست/ اينجا «عمو نوروز» تنهاست/ طفلك «ننه سرماي» قصه/ در چشم هايش غصه پيداست/.
دنياي ما پر بود از شور/ از قصه شنگول و منگول/ از بزبزقندي كه جنگيد/ با گرگ ها با گله غول/.
مرغي كه تخمي از طلا داشت/ آن جوجه هاي پرحنايي/ يك قسمت از دنياي ما بود/ بزهاي زنگوله طلايي .

شاعر در بعضي شعرها با حذف كردن فعل جمله ها و آوردن تصاوير تازه به شعرهايش تازگي بخشيده است:
خانه هاي تنگ و نقلي/ كوچه هاي مهرباني/ پنجره، سرشار از گل/ بوي خوب شمعداني/ پيرزن با غصه هايش/ قل و قل يك سماور/ يك گليم پاره پاره/ يك كلون خسته بر در/ پيرمرد و گيوه دوزي/ كنج تاريك مغازه/ چشم بي سو، سوزن و نخ/ آخ دستش! زخم تازه/ يك دكان جنس عتيقه/ آينه، سرخاب، سرمه/ دست بند اصل نقره/ روسري، منجوق، ترمه/ يك تنور و مردم ده/ بوي نان، بوي كلوچه/ باز زن هاي محله/ آش نذري توي كوچه/ عكس هاي يادگاري/ خاطرات خوب يك ده/ مي روم، جا مانده اما/ جنگل و ماسوله و مه/ .
در پايان، دو پاره از شعر «كوله پشتي ات كجاست» را با هم مي خوانيم، بقيه اين شعر و شعرهاي ديگر اين كتاب را خودتان بخوانيد.
كوله پشتي ات كجاست؟/ كفش كوه و كيسه خواب/ بادگير و قمقمه/ يك كمي غذا و آب/ راه خاك، خستگي/ دره، تنگه، چشمه، رود/ قله، آرزو، اميد/ سنگ و صخره و صعود.
***
اين متن در نشریه «دوچرخه» منتشر شد

«كوله پشتي ات كجاست؟»
ناشر: به نشر
قيمت: ۳۵۰۰ ريال
سال انتشار: 1381
مجموعه شعر سروده عرفان نظرآهاری

پنجشنبه، 5 آذرماه 1383

جمعه، 25 دیماه 1383
25 دی 1383 1:11 قֽظֽ
Comments
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com