others
فرزانه ابراهيم زاده: سوز سردي ميآيد. آسمان ابري آخرين روزهاي آبان ماه در سرزمين برآمدن آفتاب. خورشيد خود را در پس تيرگي ابرهاي سياه پنهان كردهاست. اينجا غربتي غريب دارد. غربتي به اندازه تنهايي مرداني كه سالياني است اين جا را خوابگاه دائمي خود كردهاند:«فردوسي، امام محمد غزالي و اخوان ثالث.»
نرسيده به ساختمان سفيد آرامگاه آنجايي كه ساختمان موزه قرار دارد، تابلويي سبز رنگ و ساده به سمتي اشارت ميكند :« بر گذشته از مدارماه /ليك بس دور از قرار مهر. » در انتهايي راهي سنگفرش سنگ قبري سفيد با يك نام، م. اميد . اين جا سنگ سفيدي است به نام مردي كه روزي قصه غمگين غربت را به ياد ايام با شكوه فخر و عصمت ساز كرد. مردي كه آخر شاهنامه را در اوستايي ديگر سرود. اين جا آرامگاه مهدي اخوان ثالث (م اميد) است. جايي متروك در كنار نام بزرگي كه آخرين آرزويش همسايگي او و كاخ بلند هزار ساله ادب پارسي بود. كسي اين جا در اين خلوت راه نمييابد.
در اطراف سنگ نه گلي است، نه نشاني از سبزي:« ناگه غروب كدامين ستاره /ژرفاي شب را چنين بيش كرده ست ؟/هشدار اي سايه ره تيره تر شد / ديگر نه دست و نه ديوار / ديگر نه ديوار نه دوست » هرچه هست بازمانده كساني است كه گذري داشتند. آن سوتر باقي مانده تعميرات ساختماني، نميدانم شايد از تعميرات ساختمان موزه كه تازه به پايان رسيده است. لولههايي كه اين سو و آن سو رها شدهاند. مقابلش سرويسهاي بهداشتي مجموعه!؟ پانزده سال قبل، پيش از مرگش در شهريور ماه 1369 خواسته بود تا او را در كنار حكيم توس به خاك بسپارند. مجوزي كه به سختي به دست آمد. در كم رفت آمدترين نقطه منتهي اليه غربي. چند دختر جواني كه به اين سمت آمدهاند با تعجب ميگويند:« چرا قبر اخوان بي نشان است؟» بي اختيار به ياد مي آورم كه در پاسخ به اين سئوال يكي از مسئولين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان رضوي گفته بود هرگونه ساخت و سازي در محدود آرامگاه فردوسي منع قانوني دارد و ممنوع است.
اين نظر را مدير مجموعه آرامگاه فردوسي هم تاييد ميكند:« موضوع ساخت بناي يادبودي براي اخوان ثالث در بحث کلان سازماني بايد مطرح شود. بارها از سازمان در خواست کرديم اما چون توس مجموعه اي خاص است، قانون مرز ساخت و ساز را در آن مشخص مي کند. هر طرحي که قرار است در مجموعه آرامگاه فردوسي ساخته شود بايد از بخش فني مجوز بگيرد. » حدود مرز اين مجوز را قانوني مشخص مي کند که 75 سال پيش براي حفظ عتيقيات و آثار تاريخي تصويب شده است. نجفيان در اين باره به ميراث خبر مي گويد:« در اين سال ها افراد زيادي اعتراض كردند که چرا قبر اخوان ثالث بي نشان است و پيشنهادهايي براي ساخت آرامگاه داشتيم حتي در حد يک نورپردازي ،اما نمي توانيم کار خاصي بکنيم چون بايد مجوز داشته باشيم.»
البته گردانندگان اين مجموعه هر ساله چهارم شهريور اجازه برگزاري مراسم را به بازماندگان و دوستداران اخوان را مي دهند اما اين کافي نيست:« ساخت آرامگاه ، تعويض سنگ قبر و نورپردازي بايد زير نظر قانون باشد. ما در تلاش هستيم تا طرحي را به سازمان ارائه دهيم . اين طرح بايد منطبق بر مجموعه عناصري که در آرامگاه فردوسي است ،باشد. »
دختر جواني شاخه گلی را نمی دانم از کجا روی گور اخوان می گذارد. زنی که به همراه همسر و پسر کوچکش آمده اند با تعجب می پرسد:« این قبر کیست؟» مردي كه همراه آن ها ست ميگويد:« اخوان ثالث چي كاره بوده كه اين جا دفنش كردند؟» پسر بچه با آرام آرام به به طرف گور به گفته مسئولين سازمان ميراث فرهنگي استان خراسان رضوي حدود تغييرات در محوطه آرامگاه فردوسي كه مزار اخوان ثالث نيز شامل آن مي شود را قانوني تعيين مي كند كه 75 سال پيش تصويب شده است.
ساده شاعر ميرود. آشغال شكلات از دستش ميافتد و باد آن را به سمتي ميبرد. صداي زن در گوشم ميپيچد:« اين جا قبر كيست؟»بغض گلویم را فشرد. به یادم افتاد که این جا زادگاه او هم هست. صدای پيري با لهجه مشهدي در گوشم می پیچد:«گرد بام و در من/ بي ثمر مي گردي /انتظار خبري نيست مرا / نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري/برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس / برو آنجا كه تو را منتظرند / قاصدك /در دل من همه كورند و كرند / دست بردار ازين در وطن خويش غريب .»
سه شنبه، 1 آذرماه 1384
چهارشنبه، 7 بهمنماه 1383
7 بهمن 1383 0:59 قֽظֽ