|
دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676 |
تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640 |
|
شاعر سادگيها
others
قيصر امينپور فردا 48 ساله ميشود، شاعري كه سادگى شعرهايش، تصويرهاى شاعرانهاش، شگردهاى ادبى و كشفى كه در شعرهايش مىكنيم، سر ذوقمان مىآورد. همانطور كه مىتوان گفت صداقت شعرهايش، همذاتپندارى ما را بر مىانگيزاند. به گزارش خبرگزاري فارس، قيصر امينپور در دوم ارديبهشت ماه سال 1338 در شهرستان گتوند از توابع استان خوزستان متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در شهرستانهاي گتوند و دزفول به پايان برد. وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند. امينپور در سال 1357 در رشته دامپزشكي از دانشگاه تهران پذيرفته شد، اما پس از يك سال از رشته دامپزشكي انصراف داد. وي يكي از عوامل مؤثر در شكلگيري حوزه انديشه و هنر اسلامي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود و از سال 60 تا سال سال 71 دبيري شعر هفتهنامه سروش را بر عهده داشت. امينپور پس از ترك حوزه هنري، دوره كارشناسي ارشد ادبيات را در دانشگاه تهران آغاز كرد و در همان سال كتاب «مثل چشمه مثل رود» را (براي نوجوانان) به بازار نشر عرضه كرد. آثار قيصر امينپور در محافل و جشنوارههاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند؛ چنان كه وي در سال 1368 توانست تنديس «مرغ آمين» را از «جايزه ويژه نيما» دريافت كند و دو كتابش با نامهاى «ظهر روز دهم» و«به قول پرستو» در همان سالهاى نشر، يعنى در سالهاى 1365 و 1375 جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان را از آن خود كرد. قيصر امينپور همچنين جايزه تنديس «ماه طلايى» را كه به برگزيدگان شعر كودك و نوجوان 20 سال اخير تقديم شده، به دست آورده است. اگر بخواهيم شعرى از جنگ بگوييم حتماً سرآمد شاعران آن دوران، قيصر امينپور به يادمان خواهد آمد، همان كه روزگارى سروده بود: امينپور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمايى محمدرضا شفيعى كدكنى به سرانجام رسيده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها اين پاياننامه در شمارگان بالايى به چاپ رسيد. وي درباره اين اثر مىگويد: «پيشنهاد بررسى درباره اين موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفيعى كدكنى بود و من از ميان موضوعات مختلف، اين موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پاياننامه دكترى برگزيدم.»
شنبه، 1 اردیبهشتماه 1386
1 اردیبهشت 1386 0:35 بֽظֽ
| TrackBack
Comments
ای کاش مرگ جامه بود تا ز تن در اوری Posted by: fariba_ir2005 at 24 آبان 1386 2:50 قֽظֽدرد نام ديگر من است... چقدر تکرار می شود این قصه دل بستنم به مرد اردیبهشت مردانی که جز درد نمی دانند و جز مهربانی نمی توانند با حنجره هایی شکفته از اواز دوستی وچقدر تکرار می شود قصه ی مرگ و من که این سوی درهای بهشت تنها سهمم از زندگی دلخوش کردن به سنگ سیاهیست برای روشن کردن شمع و مردانی که نیستند برای فوت کردن شمعی ........ ارسال نظرها
|
