سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


بازی خدا و يک عروسک گلی

poem  

زير گنبد کبود
جز من و خدا
کسی نبود
روزگار
رو به راه بود
هيچ چيز
نه سفيد و نه سياه بود
با وجود اين
مثل اينکه چيزی اشتباه بود
زير گنبد کبود
بازی خدا
نيمه کاره مانده بود

***
واژه ای نبود و هيچ کس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد

***
توی گوش من يواش گفت:
تو دعای کوچک منی
بعد هم مرا
مستجاب کرد

***
پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد

***
سالهاست
اسم بازی من و خدا
زندگی ست
هيچ چيز
مثل بازی قشنگ ما
عجيب نيست
بازی يی که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت

***
با خدا طرف شدن
کار مشکلی ست
زندگی
بازی خدا و يک عروسک گلی ست.

عرفان نظر آهاری
چهارشنبه، 7 بهمنماه 1383

Comments
این صفحه که مربوط به شعرهایتان است واقعا فوق العاده است . نمی دانم چرا شعرهای پایین صفحه جایی برای نظر دادن ندارند . ولی واقعا زیبا هستند . تبریک می گویم و امیدوارم روح وسیعتان هرروز بزرگتر و قلم زیبایتان هر روز قشنگر گردد .

Posted by: مهدی

دوشنبه، 28 دیماه 1383
28 دی 1383 1:54 قֽظֽ
Comments
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com