|
سعدی آموزگار اخلاق |
سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده |
|
بازی خدا و يک عروسک گلی
poem
زير گنبد کبود / جز من و خدا / کسی نبود / روزگار / رو به راه بود / هيچ چيز / نه سفيد و نه سياه بود / با وجود اين / مثل اينکه چيزی اشتباه بود / زير گنبد کبود / بازی خدا / نيمه کاره مانده بود... ***
چهارشنبه، 7 بهمنماه 1383
7 بهمن 1383 6:44 بֽظֽ
Comments
Bogzar sedayt konam "dokhtaram Dostet daram be andaze Binesh pesaram Posted by: Robab Moheb at 9 بهمن 1383 7:28 بֽظֽاین صفحه که مربوط به شعرهایتان است واقعا فوق العاده است . نمی دانم چرا شعرهای پایین صفحه جایی برای نظر دادن ندارند . ولی واقعا زیبا هستند . تبریک می گویم و امیدوارم روح وسیعتان هرروز بزرگتر و قلم زیبایتان هر روز قشنگر گردد . Posted by: مهدی at 29 بهمن 1383 1:42 قֽظֽسلام سلام بازی خدا و یک عروسک گلی رو خیلی وقت پیش از یه مجله خوندم نمی دونستم نویسندش کیه ولی عاشق این شعر شدم.امروز که اولین بار با سایت شما از روی کتاب (پیامبری از کنار خانه ما رد شد)آشنا شدم دیدم که این شعر تو آرشیو سایت شماست .حقا که این شعر زیبا جاش اینجا و تو دل ماست. ارسال نظرها
|
