جوجه تیغی دلم
poem
قلب تو كبوتر است
بال هايت از نسيم
قلب من سياه و سنگ
قلب من شبيه ...
بگذريم
دور قلب
من كشيده اند
يك رديف سيم خاردار
پس تو احتياط كن
جلو نيا
برو كنار!
***
توي اين جهان گنده ، هيچ كس
با دلم رفيق نيست
فكر مي كني چاره ي دلي كه
جوجه تيغي است، چيست؟
***
مثل يك گلوله جمع مي شود
جوجه تيغي دلم
نيش مي زند به روح نازكم
تيغ هاي تيز مشكلم
***
راستي تو جوجه تيغي دل مرا
توي قلب خود راه مي دهي؟
او گرسنه است و گمشده
تو به او پناه مي دهي؟
***
باورت نمي شود ولي
جوجه تيغي دلم
زود رام مي شود
تو فقط سلام كن
***
تيغ هاي تند و تيز او
با سلام تو
تمام مي شود.
عرفان نظرآهاری
شنبه، 23 آبانماه 1383
23 آبان 1383 7:35 بֽظֽ
من عاشق اين شعرتون هستم , ازش تو وبلاگم هم استفاده كردم كه خيلي ها هم خوششون اومد . اميدوارم هميشه موفق و سربلند باشيد .
خیلی زیبا بود مثل نوشته هاتون
من با این شعر تو رادیو جوان آشنا شدم، فوق العاده است...
سلام نام زيباي خداست... سلام بر شما
خانم نظر آهاري ذهن خيلي بازي داريد....
شايد بگم همه ي نوشته ها و داستان هاو شعر هاتونو خوندم
خيلي كمكم كردند..... خيلي خيلي ... باور كنيد
ازتون يه دنيا ممنونم...
هميشه بهترين و خدايي باشيد...!!!!!!!
واسم دعا كنيد، دلم واسش تنگ شده... به اندازه بزرگي خودش..
بازم ممنون
در پناه حق
خانم نظر اهارى نمىدونى اين شعرتون چقدر به دلم نشسته
سلام خانم نظرآهاري
اوج شعرتون جايي است كه مي گه " تيغ هاي تند و تيز او با سلام تو تمام مي شود " اين نشون ميده اون دلي كه مثل جوجه تيغي مي مونه واقعا خار نداره و جوجه تيغي نيست و به نظر من نرم ترين دل دنياست.
تمثيل هاي شما رو خيلي دوست دارم و طوري همه عناصر اين دنيا رو توي شعراتون مي يارين كه آدم حس خوبي پيدا مي كنه .مثلا مثل اون شعري كه درباره سوسك گفته بوديداز اون به بعد شد كه عاشق سوسك شدم.