|
سعدی آموزگار اخلاق |
سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده |
|
با من تماس بگير، خدايا
poem
آن روزها / مكالمه با خورشيد / دفترچه هاي ذهن كوچك من را / سرشار خاطره مي كرد / امروز پاره است هر روز
جمعه، 9 اردیبهشتماه 1384
9 اردیبهشت 1384 1:08 بֽظֽ
Comments
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ..... شاید هم : مشترک مورد نظر در دسترس است ولی حواسش نیست .... وقتی خدا به من زنگ می زند ، صدای زنگش نمی آید ، ولی ویبره ی قلبم شدید می لرزد .... لرزیدن قلبم را دوست دارم . Posted by: مهدی at 9 اردیبهشت 1384 10:41 بֽظֽبازم سلام.. شعر جالبی بود.. یعنی ایدتون جالب بود... تو نمایشگاه کاتب هستید؟؟؟ کتاباتون رو کجا می فروشند Posted by: مهدی at 12 اردیبهشت 1384 9:59 قֽظֽسلام سلام . salamcheghadrkhobshomapydashodyd Posted by: sara at 26 اردیبهشت 1384 6:04 قֽظֽvaghean ziba bood ziba be manaye vagheeeeeeeeeeesh. ما از طریق رسول عظیمی با شما آشنا شدیم ...خدا به خیر کنه! Posted by: محسن.کامران.جعفر... at 30 اردیبهشت 1384 1:03 قֽظֽمثل هميشه زيبا ، انگار خدا پيام خودش رو براي ما روي دل شما ميذاره :) مرسي كه هميشه پيامها رو به ما به موقع ميرسونيد ... Posted by: نازنين جمشيدي at 31 اردیبهشت 1384 10:45 قֽظֽسلام: خدا همیشه منتظر بنده هاشه حتی اگه گوشی رو برندارن کتاب زیبای (لیلی نام تمام دختران زمین است ) خیلی زیبا و تفکر برانگیز است . نماد زیبایی از زن خدا با من تماس می گیره.اما همیشه سایلنتم،... امروز صبح خدا پیغام فرستاد دیروز و پریروز و هر روز و من با هر قاصدکی که از دلم می رفت برایش پیغام می فرستادم و می فرستم و حالا دیر زمانی است که ما برای هم پیغام می فرستیم از جویبار قلب من به دریای قلب او Posted by: درنا at 17 مرداد 1387 9:24 بֽظֽارسال نظرها
|
