وای از آن خیال زخمی ات
poem
بوی اسب می دهی / بوی شیهه ، بوی دشت / بوی آن سوار را / او که رفت و هیچ وقت برنگشت / شیهه می کشد دلت / باد می شود / می وزد چهار نعل / سنگ و صخره زیر پای تو / شاد می شود / می دود چهار نعل ...
متن کامل
بوی اسب می دهی
بوی شیهه، بوی دشت
بوی آن سوار را
او که رفت و هیچ وقت برنگشت
***
شیهه می کشد دلت
باد می شود
می وزد چهار نعل
سنگ و صخره زیر پای تو
شاد می شود
می دود چهار نعل
***
یال زخمی ات
شبیه آبشار
روی شانه های کوه ریخته
وای از آن خیال زخمی ات
تا کجای آسمان گریخته
***
روی کوه های پر غرور
روی خاک ِ دره های دور
دستخط وحشی تو مانده است
رفته ای و ردپای خونی تو را
هیچ کس به جز خدا نخوانده است
عرفان نظرآهاری
دوشنبه، 2 بهمنماه 1385
2 بهمن 1385 0:01 بֽظֽ
باز هم نگاه تو دلم را آب میکند
باز هم خیال تو اشک را آب میکند
باز هم از نسیم کوی دوست صدای تو صخره های یخ زده قلب را آب میکند
بغض ها مانده اند در گلو تا که دست نرم گفته ات آب میکند، اشک می شود
میشود روان بر گونه ام نه، روی قلب من آبشار میشود به کوه این تنم صدا بزنم تا صدای تو در تنم انعکاس می کند
باز هم صدای تواز کوی دوست پژواک می کند
نای قلمهای تو تارش به کدامین دست می نوازد نسیم خوش
تا بگریم و دوباره او بنوازد نوای خوش
سرزمین من پر از تیرهای نور و ظلم
تیرهای ظلم و نور ره نشانه می دهند
گرچه صخره های سنک، سنگ صخره می شوند
گرچه نهره های آب، سنگ نعره می شوند
نعره های این زمین، تیر باران می شوند
نورها دوباره باز سر به صخره می زنند
آری این بار هم بهزمن، خوب حدس می زند
دل باز از این همه معجزه پر می زند
تا نگویم و ز من باز هم پر می کشند
پر ز این همه پران، ره نشانه می دهند
تا که نآید این رهی همرهی دگر شوند
همرهان همه ز چشم، دل نشانه می روند
سلامی به پر شوری آبشاران
دلم میخواست سنگ زیر پای آن سوار بودم.
تا قطره ای از آن خونش جان مرا سیراب میکرد و از آن غروری برای خود میساختم تا با آن بتوانم به بزرگترین سخره ها هم پز بدهم.
صادقانه پر زدی
زیر آسمان واژه ها
با بهانه می رسی
زودتر ز بادها
می رسی به نهر دل
پا به پای سازها
با دو دست عاشقت
می نویسی از خدا
قله ی دلم پر است
از نوای آن نوا
آنکه گفتی و پرید
مرغ دل به ناکجا
گفتی از بوی شیهه
بوی آن سوار را
گفتی از رد پای خونی آن سوار را
آفرین به تو و آن خیال با وفات را
خوب می دهی به دل
وعده های بهشت را
آن بهشت، آن سوار،
آن مناره ی بلند را
می رسی تو هم چونان،نیست چون او با وفا
سلام از این سایت خوب مفید لذت بردم افرین به شما با این همه مطالب خوب به من هم سر بزن ممنون از لطف شما و سایت شما را در وب خود قرار میدهم
سلام . . .
بابا ديگه اين كار ايول داره . . . هرچند خوانده بودمش . . .
دم شما گرم (كلمه جديد ) در به در دنبال يه شعر مي گشتم درباره عمو حسين . . .
خدا خوبه . . .
سلام
خسته نباشید.
خیلی منتظر اومدنتون بودم. شاید فرصت ندارید. نمی دونم. ولی هنوز هم منتظرتون هستم که به وب لاگم سر بزنید.
ممنونم.
موفق باشید.
می دونی کلماتی که می نویسی انگار از قلب من بیرون می یاد اینقدر صاف و صادقو صمیمن که انگار سالهاست که اونهارو می شناسم مرحبا بر قلمت و بر فکرت مستدام باشی
سلام خانم نظر آهاري از سال 1383 با كارهايتان آشنا هستم زماني كه با يكي از دوستان در جلسه هاي شعر خواني (ميگون ظاهرا يا فشم ) سر مي زدم و چند بار قرار شد تشيف بياوريد اما توفيق شامل حالمان نشد الان نمي دانم آن جلسات تشكيل مي شن يا نه؟
در هر صورت دوست دارم به وبلاگ ام سر بزنيد وتا از نظرات منتقدانه ي مفيد تان لااقل اينگونه بهره مند شوم متشكرم
سلام خانم نظر آهاري از سال 1383 با كارهايتان آشنا هستم زماني كه با يكي از دوستان در جلسه هاي شعر خواني (ميگون ظاهرا يا فشم ) سر مي زدم و چند بار قرار شد تشريف بياوريد اما توفيق شامل حالمان نشد الان نمي دانم آن جلسات تشكيل مي شن يا نه؟
در هر صورت دوست دارم به وبلاگ ام سر بزنيد وتا از نظرات منتقدانه ي مفيد تان لااقل اينگونه بهره مند شوم متشكرم