|
سعدی آموزگار اخلاق |
سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده |
|
برای شما جا نداریم
poem
دلم را سپردم به بنگاه دنیا / و هی آگهی دادم اینجا و آنجا / و هر روز / برای دلم / مشتری آمد و رفت / و هی این و آن / سرسری آمد و رفت / ولی هیچ کس واقعا / اتاق دلم را تماشا نکرد / دلم قفل بود / کسی قفل قلب مرا وا نکرد...
متن کامل شعر:
* * * * *
جمعه، 10 آذرماه 1385
10 آذر 1385 11:57 بֽظֽ
Comments
بنام خدايي که تنهادر قلب ما جا مي شود و جا مي گيرد با عرض سلام و ارادت خدمت هنرمند عزيز سرکار خانم نظر آهاري . بعد از مدتها توفيقي هست که سايت باز مي شود و بخشي از مطالب را مي توان ديد . شعر زيبايي که مثل بقيه آثارتان عميق و امروزي و دلنشين است / زبان حال و نشاندهنده داروي امروز دلمشغولي هاي بيهوده خيلي هاست . اوضاع دلها مثل دنياي امروز ما آشفته شده ... راه چاره؟ کنار گذاشتن سرگرداني ها به شکلي که شما فرموديد ... سلام . . . دقیقا درسته . . . گاهی وقتا از هرچی آدمه دلم خراب میشه . . . خیلی خوبه که خدا هست . . . و فرشته های خدا . . . حالم گرفته از هر چی آدمه . . . دوست دارم به آدما حرفای بد بزنم . . . (...) خدا هم مقصره . . . بنده هاشه لوس بار آورده . . . درست عین مادره من . . . که گاهی داداشامه لوس مکنه . . . اه . . . اه . . . گاهی از خدا و مامان . . . بگذریم . . . ممنون از نوشته قشنگتان . . . خدا خوبه (مامانم . . .) Posted by: رسول عظیمی at 12 آذر 1385 7:44 بֽظֽبا سایت نور و نار از طریق دوست عزیزم، دکنر متشافی آشنا شدم، برای رسیدن به شور و جلال برای سراپا ز او پر شدن همانند یک قاصدک، همرهی ، تو مشتاق جان باش و عشق را بخوان راه طولانی است و زمانم قلیل مثل هميشه نوشته هايتان را دوست دارم . فقط مي گويم زماني كه خدا در قلبم وارد شد از من خواست در را به روي هيچ بنده اي نبندم اما هرگز فراموش نكنم صاحب اين خانه كيست Posted by: ميچكا at 25 آذر 1385 6:10 بֽظֽمثل هميشه نوشته هايتان را دوست دارم . فقط مي گويم زماني كه خدا در قلبم وارد شد از من خواست در را به روي هيچ بنده اي نبندم اما هرگز فراموش نكنم صاحب اين خانه كيست Posted by: ميچكا at 25 آذر 1385 6:11 بֽظֽسركار خانم عرفان نظر آهاري سلام سلام دلم گرفته.احساس ميكنم اين شعر وصف حال منه.به هر چيزي دل بستم با اينكه ميدونستم فقط خداست كه مي تونه قلبم رو پر كنه.... آثارتون واقعا زيباست. سلام چند نکته: ...شاید هم گاهی خود خدا پایش را لای در می گذارد تا نتوانیم آنرا کامل ببندیم...دل او مثل دل ما کوچک نیست...بنده ۀای دیگرش را دوست دارد و می خواهد به آنها نیز فرصت دیدن دلی که از خدا پر شده را بدهد...نه؟ Posted by: يه مرد اميدوار at 23 دی 1385 9:27 قֽظֽخیلی دوسِت دارم.باورت نمیشه سلام! از خوندن شعراتون هم مثل كتاباتون لذت بردم آخره حرفاتون هميشه با زيركي وباهوشي به آخر ميرسونيد و من عاشق اين شيوه كارتونم.با ساده ترين حرفا به عميق ترين نقاط قلب سر ميزنيد.موفق باشيد Posted by: مريم at 16 تیر 1386 0:49 قֽظֽفکر میکنم وقتی قفل قلب آدم به دست تنها کسی که میتونه، باز شد .وقتی تمام قلب آدم رو پر کرد ،دیگه با خیال راحت بدون نیاز به هیچ مشتری قلب آدم حالا دیگه برای دوست داشتن همه دوست داشتنی ها جا داره Posted by: باران at 16 دی 1386 8:50 قֽظֽche ziba,che sade,che jarf.dele man koja ast hodaya Posted by: mahtaban at 19 بهمن 1386 1:27 قֽظֽنوشته هاتون از قشنگي عجيبن Posted by: رضا at 19 بهمن 1386 2:36 بֽظֽخیلی اتفاقی امشب برای اولین بار اومدم به سایتتون و این شعر رو که حال و هوای الان خودمه خوندم باورتون نمیشه چه حالیم چون خط به خطشو لمس کردم و دارم به آخراش میرسم ! کاش خدا بیاید دل من را هم بخرد. واییییییییییییییییییی ارسال نظرها
|
