می دود به های و می دود به هو
poem
باد می دود /
بهار می دود /
رود بی قرار می دود / ابر می دود / درخت می دود
کوه استوار می دود / هرچه ساده هرچه سخت می دود
کرم خاکی از میان خاک / بی صدا می دود
پیچکی شکسته با عصا / می دود
سنگریزه ای بدون دست و پا / می دود
می دود ولی چرا ؟ می دود ولی به مقصد کجا ؟
غنچه های نوجوان / درخت های پیر
آسمان سرفراز و خاک سربه زیر
روزهای زود و سالهای دیر
هرچه بود و هرچه می شود / هرچه رفت و هرچه می رود
می دود به سمت پس کجاست ؟ کو ؟
می دود به پای جستجو
می دود به های و می دود به هو
می دود فقط به سوی او
عرفان نظر آهاری
شنبه، 22 فروردینماه 1388
22 فروردین 1388 8:27 بֽظֽ
| TrackBack
وای بر ما که از بس سنگینی، حال پا برداشتن نداریم.
***
به پای عجز می باید به اوج کبریا رفتن
ز ذره می توان آموختن بالا خرامی را
گاهی بعضی کلمات اینقدر زیبان که چیزی یا حرفی پیدا نمی شه در وصف زیبایش بگه....
به سوی او....
مرسی
سلام خانوم نظر اهاری
واقعا فوق العاده هستین
هر وقت می خوام توصیفتون کنم کلمات از دستم لیز می خورند نمی دونم چی بګم اخه قابل توصیف نیستید شما
موفق باشید
man hamishe ba neveshtehaye shoma khanoone erfane nazar ahari lahazate khobi daram.
سبز باشی و سربلند...ایام به کام...بختت رام.
گویا چند وقته فعل دویدن تو ذهنتون هی صرف می شه. یکی دو تاپست اخیرتون اینو می گه.
چند سال پیش یه حاج آقایی توی اتوبوس وقتی از مشهد میومدم کنارم نشسته بود. بی مقدمه رو کرد به منو گفت: باید کار کنی، همه دارن کار می کنن، کسی بیکار نیست. بدون کار توقع داری چه اتفاقی بیفته؟
داشت حکمت می گفت. همون موقع فهمیدم، اما بعدتر بیشتر!
جالبه که تو فیلم یک تکه نان مکالمه ی مشابهی اتفاق می افته.
دویدن هم گمونم از همون جنسه
ممنون هم سایه
:))
قطره ای کز جویباری میرود / لاجرم از بهر کاری میرود
مثل همیشه بی نظیر
خانم نظر آهاری نوشته های لطیفتون دوستی میاره!من دوستمو مثل هر روز دوباره اینجا پیدا کردم.سلام....
سلام
باز هم مثل همیشه زیبا و بسیار دل نشین بود.
خانم دکتر من یکی از مشتری های همیشگی کتاب های شما هستم.خواستم به عنوان یکی از هواداراتون هم که شده کمکم کنید .من هم دلم می خواد بنویسم اما علمش رو ندارم و فن نوشتن رو هم بلد نیستم...ازتون خواهش می کنم کمکم کنید...
منتظر جوابتون هستم...
فاطمه...
سلام
رفتن رسيدن است ...
هيچكس نمي رسد .
ولي من موندم كه با كوله بار پر برم يا خالي ؟؟؟
خسته نباشيد خانوم عرفان .
خيلي وقته كه با كلمه ها بازي ميكنم اما ...
دلم جمله نه نوشتن مي خواد .
من هنوزم توي ايستگاه استجابت دعا منتظرم .
اما ديگه بيكار نمي شينم .
گاهي وقتا پا ميشم و در و پنجره هاي اين ايستگاه رو گرد گيري ميكنم.
وقتايي هم كه تازه وارد ها ميان چنتافنجون چاي با طعم خدا براشون ميارم تا نفسي تازه كنن.
هيچ وقت ازشون نمي پرسم كوله پشتي شون رو كجا گذاشتن فقط مي پرسم كه آيا سكي كوچولو رو توي كوچه ي جوانمرد ها ديدن يا نه ؟؟؟
وقتي كه ديدم پاهاي دخترك پيله ي كفش رو پاره كرد تا بتونه تند تر به سمت قا صدي كه پيامبر بود بدوه هيجان زده شدم و نا خدا گاه اون رو ليلي ناميدم .
توي نوشته هاي تك تك اونا چيزي ديدم كه حتي از فاصله ي بين دو كلمه هم بيشتر بهشون نزديك بود .
((و ادمي تا بوده شتابزده بوده )) اين جمله غريب و تنها توي يه كتاب خط خطي بود كتابي كه بوي دوست
مي داد.
حالا ديگه يه چيز باقي مونده بود . چيزي كه گرچه قابل شمارش بود اما از ديدگاه شازده مانعي نداشت .
بله من ...
من تنها ترين عدد بين هشت مليون جعيت حاظر در ايستگاه بودم.
و اين كوچك براي من بسيار غرور افرين است .
سلام چقدر زيبا من کارهاي شمارو به دوستام پيشنهاد دادم و همه خوششون اومده.در پناه حق
سلام
من تازگی با کتاباتون آشنا شدم.بدون اغراق میگم کتابای شما آخر عرفانه دیدی که شما نسبت به موجودات و طبیعت دارین به نظرم اصل وجودی اونهاست که شما درک کردین.کتاب بالهایت را کجا جا گذاشتی وارد رگهای من شد.فوق العاده بود.
اگه یه میل از شما دریافت کنم خیلی خیلی افتخار میکنم.
دوستتون دارم.خدانگهدار
سلام
چه بگویم که تو آن را گفتی !
شعر های زیبای شما چون قند شکلاتی زیر دندان کودکان آب می شود . و مزه آن دیر از یادشان خواهد رفت .
سلام
چه بگویم که تو آن را گفتی !
شعر های زیبای شما چون شکلاتی زیر دندان کودکان آب می شود . و مزه آن دیر از یادشان خواهد رفت .
salam
mesle hamishe ziba bud va mesle hamishe pur mani!!
omidvaram movafagh tar bashid.
سلام
خانم نظرآهاري واقعا عالي مينويسد
من شما رو خخخخخخخخخخيلي دوست دارم
سلام
من واقعا به وجود شما افتخار میکنم . سروده های جالبی دارین . مخصوصا کتاب در سینه ات نهنگی می تپد خیلی قشنگه
" دارکوب زمان !"
منتظر بودم
منتظر دارکوب زمان
تا اين بار
تلنگرش را
بر سرم بکوبد
غافل از اينکه
سالهاست
دارکوب زمان
تلنگر می زند و من غافلم !
خیلی قشنگ.
کسی با خانم نظر اهاری کار داشته باشه باید چیکار بکنه؟! :|
باسلام
نوشته هایتان زیباست
درود
به نام خدا
بسيار عالي بي نظير خانم نظراهارري من يك دختر14 ساله هستم وان روزي كه مدير مدرسه ما كتاب زيباي درسينه ات نهگ مي تپدرابه من هديه كرد هرگز ازياد نمي برم انروز از وقتي ان كتاب را گرفتم شروع به خواندنش كردم و فكر مي كنم تا وقتي به خانه رسيدم بيست بارداستان هايش را خواندم من عاشق داستان زيبا با چراغ گرد شهر شما هستم البته خانم نظر اهاري بايد اين راهم بگويم كه بنده ادم اهل مطالعه اي نيستم وديدن فيلم هاي زيبا را ترجيه مي دهم وعاشق هنر هفتم هستم والبته يك چيز هايي مي نويسم كه البته نمي توان اسمشان را نمايشنامه گذاشت
امااينها را گفتم كه بگويم با اينكه اهل مطالعه نيستم كتاب هاي شما را با جان و دل مي خوانم
ياعلي
سلام
وقتي سايت شما رو پيدا كردم ديدم جايي براي آرامشه
متشكرم
آخ من جان دادم برای آن پیچک شکسته با عصا و سنگریزه اي بی دست پا که تند تند می دوند!
خیلی انیمیشنی است شعرات... دوستت دارم نظر آهاری