دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


قصه‌اي‌ كه‌ باد با خود برد

story  
005080.jpg

دانه‌ كوچك‌ بود و كسي‌ او را نمي‌ديد. سال‌هاي‌ سال‌ گذشته‌ بود و او هنوز همان‌ دانه‌ كوچك‌ بود.دانه‌ دلش‌ مي‌خواست‌ به‌ چشم‌ بيايد اما نمي‌دانست‌ چگونه. گاهي‌ سوار باد مي‌شد و از جلوي‌ چشم‌ها مي‌گذشت...

گاهي‌ خودش‌ را روي‌ زمينه روشن‌ برگ‌ها مي‌انداخت‌ و گاهي‌ فرياد مي‌زد و مي‌گفت: من‌ هستم، من‌ اينجا هستم، تماشايم‌ كنيد.
اما هيچ‌كس‌ جز پرنده‌هايي‌ كه‌ قصد خوردنش‌ را داشتند يا حشره‌هايي‌ كه‌ به‌ چشم‌ آذوقه‌ زمستان‌ به‌ او نگاه‌ مي‌كردند، كسي‌ به‌ او توجه‌ نمي‌كرد.
دانه‌ خسته‌ بود از اين‌ زندگي، از اين‌ همه‌ گم‌ بودن‌ و كوچكي‌ خسته‌ بود، يك‌ روز رو به‌ خدا كرد و گفت: نه، اين‌ رسمش‌ نيست. من‌ به‌ چشم‌ هيچ‌ كس‌ نمي‌آيم. كاشكي‌ كمي‌ بزرگتر، كمي‌ بزرگتر مرا مي‌آفريدي.
خدا گفت: اما عزيز كوچكم! تو بزرگي، بزرگتر از آنچه‌ فكر مي‌كني. حيف‌ كه‌ هيچ‌ وقت‌ به‌ خودت‌ فرصت‌ بزرگ‌ شدن‌ ندادي. رشد، ماجرايي‌ است‌ كه‌ تو از خودت‌ دريغ‌ كرده‌اي. راستي‌ يادت‌ باشد تا وقتي‌ كه‌ مي‌خواهي‌ به‌ چشم‌ بيايي، ديده‌ نمي‌شوي. خودت‌ را از چشم‌ها پنهان‌ كن‌ تا ديده‌ شوي.
دانه‌ كوچك‌ معني‌ حرف‌هاي‌ خدا را خوب‌ نفهميد اما رفت‌ زير خاك‌ و خودش‌ را پنهان‌ كرد. رفت‌ تا به‌ حرف‌هاي‌ خدا بيشتر فكر كند.
سال‌ها بعد دانه‌ كوچك‌ سپيداري‌ بلند و باشكوه‌ بود كه‌ هيچ‌ كس‌ نمي‌توانست‌ نديده‌اش‌ بگيرد؛ سپيداري‌ كه‌ به‌ چشم‌ همه‌ مي‌آمد.

‌عرفان‌ نظرآهاري‌

دوشنبه، 15 دیماه 1382
15 دی 1382 10:36 بֽظֽ
Comments

when u are nobody then u are evreybody
من کسی در نا کسی دریافتم پس کسی در نا کسی درباختم

خیلی عالی .........

Posted by: فا ئز ه at 22 بهمن 1386 11:31 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh