|
سعدی آموزگار اخلاق |
سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده |
|
هر قاصدكي يك پيامبر است
story
ساكت و ساده و سبك بود؛ قاصدكی كه داشت ميرفت. فرشتهاي به او رسيد و چيزي گفت. قاصدك بيتاب شد و هزار بار چرخيد و چرخيد و چرخيد. قاصدك رو به فرشته كرد و گفت: اما شانههاي من ظريف است. زير بار اين خبر ميشكند. من نازكتر از آنم كه پيامي اين چنين بزرگ را با خود ببرم. فرشته گفت: فراموش نكن. نام تو قاصدك است و هر قاصدكي يك پيامبر. حالا هزاران سال است كه قاصد ميرود، ميچرخد و ميرود، ميرقصد و ميرود و همه ميدانند كه او با خود خبري داد. عرفان نظرآهاري جمعه، 6 آذرماه 1383
جمعه، 25 دیماه 1383
25 دی 1383 1:17 قֽظֽ
Comments
عشق در وجودت جاودان... ارسال نظرها
|
