سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


هر قاصدكي‌ يك‌ پيامبر است‌

story  

ساكت‌ و ساده‌ و سبك‌ بود؛ قاصدكی‌ كه‌ داشت‌ مي‌رفت. فرشته‌اي‌ به‌ او رسيد و چيزي‌ گفت. قاصدك‌ بي‌تاب‌ شد و هزار بار چرخيد و چرخيد و چرخيد. قاصدك‌ رو به‌ فرشته‌ كرد و گفت: اما شانه‌هاي‌ من‌ ظريف‌ است. زير بار اين‌ خبر مي‌شكند. من‌ نازك‌تر از آنم‌ كه‌ پيامي‌ اين‌ چنين‌ بزرگ‌ را با خود ببرم.
فرشته‌ گفت: درست‌ است، آن‌ چه‌ تو بايد بر دوش‌ بكشي‌ ناممكن‌ است‌ و سنگين؛ حتي‌ براي‌ كوه. اما تو مي‌تواني، زيرا قرار است‌ بي‌قرار باشي.

فرشته‌ گفت: فراموش‌ نكن. نام‌ تو قاصدك‌ است‌ و هر قاصدكي‌ يك‌ پيامبر.
آن‌ وقت‌ فرشته‌ خبر را به‌ قاصدك‌ داد و رفت‌ و قاصدك‌ ماند و خبري‌ دشوار كه‌ بوي‌ ازل‌ و ابد مي‌داد.

حالا هزاران‌ سال‌ است‌ كه‌ قاصد مي‌رود، مي‌چرخد و مي‌رود، مي‌رقصد و مي‌رود و همه‌ مي‌دانند كه‌ او با خود خبري‌ داد.
ديروز قاصدكي‌ به‌ حوالي‌ پنجره‌ات‌ آمده‌ بود. خبري‌ آورده‌ بود و تو يادت‌ رفته‌ بود كه‌ هر قاصدكي‌ يك‌ پيامبر است. پنجره‌ بسته‌ بود، تو نشنيدي‌ و او رد شد.
اما اگر باز هم‌ قاصدكي‌ را ديدي، ديگر نگذار كه‌ بي‌خبر بگذارد و برود. از او بپرس‌ چه‌ بود آن‌ خبري‌ كه‌ روزي‌ فرشته‌اي‌ به‌ او گفت‌ و او اين‌ همه‌ بي‌قرار شد.

‌عرفان‌ نظرآهاري‌

جمعه، 6 آذرماه 1383

جمعه، 25 دیماه 1383
25 دی 1383 1:17 قֽظֽ
Comments

عشق در وجودت جاودان...
دوستت دارم...
كمكم كن...

Posted by: ستاره at 27 آذر 1386 8:21 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com