story
از جنگ بر می گردی،هیچ کس اما به استقبالت نمی آید.هیچ کس نمیداند که به جنگ رفته بودی.با شکوه ترین جنگها اما همین است.جنگی غریبانه ،جنگی تنها،جنگی بی سپاه و بی سلاح.
از جنگ بر می گردی،خدا می داند که به جنگ رفته بودی.خاک روی پیراهنت را می تکاند و نشان لیاقتی به تو می دهد.نشان لیاقتش اما مدالی نیست که بر گردنت بیاویزی.نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است.خط های ساده ای که بر پیشانی ات اضافه می شود.و روزی می رسد که پیشانی ات پر از دستخط خدا می شود.
آیینه ها می گویند آن کس زیباتر است که خطی بر چهره ندارد.آیینه ها اما دروغ می گویند.دستخط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند،زیبایش می کند.
***
جوانی بهایی ست که در ازای دستخط خدا می دهیم.دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد،کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد!
عرفان نظرآهاری
چهارشنبه، 30 شهریورماه 1384
Comments
جنگ را به من آموختي.
از زماني که جنگ بي سلاح(تدبير)را به من آموختي تا به حال کسي در برابرش ايستادگي نکرده و همه پرچم هاي سپيد رنگ صلح را افراشته اند.
به اميد ديدار دوباره
محمد امين امامي
یدالله فوق ایدیهم
دستخطت چون مرا با او آشنا می کند
جنگ دل دادگی با من و ما می کند
گر نگاهش اوفتاد در پس این جنک و من
در پی آن دست نوشت می دم تا جنگ و من
Listopad 2005
به نام خدای جنگ
به نام خدای صلح
و به نام خدای آزادی
متن دست خط خدا را به نام خودتان به روی صحنه بردم
برای تعداد زیادی زندانی که روزی به دور از میله های زندان در خطوط مقدم جنگ منتظر دست خط خدا بودند
هدیه شان به من و شماتبسمی سرد و چند قطره اشک بود
به امـــــــید دیدار
اردبیل _ صفوی
safavi
hamishe vaghti neveshtehayat ra mikhandam anghadr barayam ashna boodi ke bedoone inkeaz nazdik dide bashamat,mishenakhtamat! hamishe mishenakhtamat... va anghadr nazdiko ashna boodi ke hichvaghvaght hata vasvaseye didanat az nazdik dar man oj nagereft! chera ke hamishe hes mikardam ke nazdiktar az ani ke dide shavi... va man hamishe shifteye ashnayihaye bedoone didanam...shayad bavarat nashavad vali az yek zamani bebad har mozooee ke zehnam ra dargir mikard ba faseleye chand rooz chizi mineveshti ke marboot be haman dargiri bood...be omide didar!
maryam
پنجشنبه، 1 بهمنماه 1383
1 بهمن 1383 1:38 قֽظֽ