سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


فرشته ها حتما می آیند

story  

فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است.از کنارت که رد می شوند،می فهمی؟
اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند ،حس می کنی؟
راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟ می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را.

***
خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند.
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی .مبادا در دلت را بسته باشی.
مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش.
فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند.
خدا آنسوتر منتظر است.مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند.

عرفان نظر آهاری

جمعه، 29 مهرماه 1384
Comments
فرشته درون من منتظر آمدن فرشته هاست
بهنوش
سلامی فرشته ای به شما
هر شب این کار را انجام میدهم تا سریعتر پیغمم به خدا برسه.
بفهمه که خیلی دوستش دارم و می خوام از همه رقیبام بالا تر برم.
خدایا عشقت در قلبم تو را فریاد میزند
محمد امین امامی

مثل هميشه عاليه. چشم و ممنون
پروين - قناعي

سلام به استاد بزرگوارمان جناب آهاری صاحب،
با اینکه نوشته های تان فرامرزی اند، اما حدود یک ماه قبل من از طریق یکی از دوستان ایرانی با نام، اندیشه و آثار شما آشنا شدم- وقتی حکایت{ روی ستاده های و لای ابر ها) را به همکلاسی هایم در دانشگاه کابل بردم، همه تعجب کردند که این چنین شخصیتی معاصر ماست. آنروز بسیار خوش شدیم، همه اما متاسف شدیم که تا آنروز حتا نام شما را نیز نشنیده بودیم- نه من و نه دیگران- روز بعد تمام مطالب آرشیو را با ذکر منبع در آوردم، تدوین کردم و در میان همکلاسی ها تقسیم شد.
از آن روز تا حال ذکر خوش اندیشه های تان در میان دانشجویان کابلی زمزمه می شود- هر روز می پرسند مطلب تازه یی نیاورده ام؟ بسیار به ما غنیمت شده ای. در کشور ما جنگ بیست و چند ساله یک نوع خلل فرهنگی- اخلاقی را بوجود آورده که کمتر کسی آرامش درونی دارد! از این رو این چنین قلمفرسایی ها برای ما بسیار بسیار مفید و موثر می افتد. بسیار شیرین می نویسید. یکی از همصنفانم گفت: وقتی حکایت های تان را خوانده است، تکان عجیبی خورده و بر آن شده است که در کل زندگی اش تجدید نظر نماید. امید است این خیر جاری را خدای بزرگ بر سر ما نگهدارد.
بدین وسیله به نیابت از کل همصنفانم از آن عارف بزرگ صمیمانه تشکر می کنم و امید وارم موفق و موید باشند.

با ارادت
شجاع مستقل
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دری - دانشگاه کابل افغانستان
شجاع مستقل

shoma mano nejat dadid tooye ye sharayete badi ke sare ye dorahi boodam vaaaaaaay nazdik bood divoone besham
merc tamoome zendegimo madiyoone shomam
یسنا

انگاه که نا امید از درگاهت بازگشستم باز روی خود را برگرداندم تا شاید نظری کنی. ناگهان از میانه در نوری درخشید که در آن ظلمات چشمم را آزار می داد، خوشحال به سوی در بازگشتم، دویدم،به در که رسیدم رویش را دیدم، نورش را دیدم، نور را دیدم، خدا را دیدم، و از آن موقع مدهوش شدم، مدهوش رویش، مدهوش کویش!
و می دانم که جوابم را می دهد، چون به او عشق می ورزم و او نیز...
یا حق
فاطمه

salam
mamnoonam az nevehstehaye zibatoon
vaghan mamnoon
omidvaram hameye adamha betonan fershtehashon ro bebinan va hes konan

آمینا

چهارشنبه، 7 بهمنماه 1383
7 بهمن 1383 0:05 قֽظֽ
Comments
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com