سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


ليلی زير درخت انار

story  

ليلی زير درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ. هر انار هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکيدند. انار ترک برداشت.خون انار روی دست ليلی چکيد...

ليلی انار ترک خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلی اش رسيد.
راز رسيدن فقط همين بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
***
لیلی زنجیر نبود
دنیا که شروع شد ، زنجیر نداشت، خدا دنیا را بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت و شیطان کمکش کرد.
دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد ؛ و آدمها همه دیوانه زنجیری.
خدا دنیای بی زنجیر می خواست، اسم دنیای بی زنجیر بهشت بود.
امتحان آدم همین جا بود، دست شیطان از زنجیر پر بود.
خدا گفت: زنجیرت را پاره کن ، شاید نام زنجیر تو عشق باشد.
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. اسمش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.
این نام را شیطان بر او گذاشت او انسان را با زنجیر می خواست.
لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چی می خواهد ، لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.
لیلی زنجیر نبود ، لیلی نمی خواست زنجیر باشد. لیلی ماند چون نام دگر او آزادی بود.
عرفان نظر آهاری

دوشنبه، 15 فروردینماه 1384
15 فروردین 1384 7:04 بֽظֽ
Comments

salam, mishe lotf konid begid man chetori mitoonam be shoma ye mail bezanam ?inja ke adres mailetoon nist!man faghat esme enteshararte ye ketabo mikham ke inja azash matlab minevisin! plz

Posted by: ريحانه at 28 فروردین 1384 5:58 بֽظֽ

سلام به خانوم نظرآهاری.من بهار هستم و 14 سالمه و عاشق ادبیات و عاشق نوشته های عالی شما.خانوم نظرآهاری من خیلی دوست دارم یه نویسنده خوب مثل شما بشم.بهم کمک می کنید.
من تو وبلاگم از آثار خوب شما هم استفاده کردم.درضمن کتابهاتونو هم دارم...
خوشحال میشم کمکم کنید ...ممنونم بهار دوستدار همیشگی شما!

Posted by: بهار at 31 فروردین 1384 11:37 قֽظֽ

لیلی نام تمام دختران روی زمین رو خوندم... این تکه رو هم خوندم...بعضی وقتها فکرها خیلی نزدیک میشه و آدم حرفهای خودشو تو نوشته های دیگرون می بینه.. احسنت.. درود بر شما.. موفق باشید.. در ضمن دوست دارم در کنارتون باشم

Posted by: mehdi at 12 اردیبهشت 1384 9:29 قֽظֽ

salam
khanom va ya aghaye nazar ahary.
man 2 ta az matnhaye shoma ro khondam vaghean lezat bordam
kheili khoshahalam ke ba in sait ashna shodam hamin alan
vaghean merci az in rooh e latif
albate begam ke man kheili ham hese adabiati nadaram vali in matna be delam neshast makhsoosan pelle pelle ta khoda va leili zir derakhte anar
be har hal mammnon

Posted by: hengameh at 12 اردیبهشت 1384 11:13 بֽظֽ

من عاشق نوشته هاتونم عرفان عزیز

Posted by: lvdl at 14 اردیبهشت 1384 7:19 بֽظֽ

nazaram ke ziad chize khassy nist
yani chon kheily karhatoon ro doost daram chize khasy nadaram begam amma mikhastam bedoonam shoma che joory enghadr sade o samimy minevisid mage mishe adam enghadr az nazdik ba khoda harf
!!!!bezane

Posted by: kimia at 16 خرداد 1384 11:39 قֽظֽ

سلام
جالب است. براي كساني كه اهل ادب ودلند گاه نوشته اي كوتا غوغا مي كند ريشه ها را آشكار مي كند
همانطور كه بيمار با ناله خود عمق درد را بيان مي كند

Posted by: حميد رضا نيكوئي at 30 خرداد 1384 3:37 بֽظֽ

سلام..چند تا از نوشته هاتون رو خوندم ...بسیار دلنشین بودند..موفق باشین

Posted by: نگار at 3 مرداد 1384 6:19 بֽظֽ

عرفان عزیز سلام........نوشته های شما همیشه برای من دلنشین هستند......پیروز و موفق باشید

Posted by: پرند at 12 مرداد 1384 1:55 بֽظֽ

نوشته هاتون بی نظیره و آدم رو از دنیای مادی جدا می کنه و فرای کالبدش می بره قلمتون رو و گرماشو میشه با تمام وجود حس کرد. دوستون دارم و منتظر نوشته های زیبا تون هستم

Posted by: فرحناز at 11 دی 1386 3:37 بֽظֽ

سلام
خسته نباشید .با اجازه شما این داستان را در وبلاگم می آورم .خوشحال میشوم به بلاگ من هم سر بزنید و نظرتان را بنویسید .مشتاقانه منتظرم .
ارادتمند .سعید صادقی

Posted by: سعید صادقی at 24 مرداد 1387 10:03 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com