دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


تو رازي‌ و ما راز

story  

پرده، اندكي‌ كنار رفت‌ و هزار راز روي‌ زمين‌ ريخت.رازي‌ به‌ اسم‌ درخت، رازي‌ به‌ اسم‌ پرنده، رازي‌ به‌ اسم‌ انسان.رازي‌ به‌ اسم‌ هر چه‌ كه‌ مي‌داني.و باز پرده‌ فرا آمد و فرو افتاد.و آدمي‌ اين‌ سوي‌ پرده‌ ماند با بهتي‌ عظيم‌ به‌ نام‌ زندگي، كه‌ هر سنگ‌ريزه‌اش‌ به‌ رازي‌ آغشته‌ بود و از هر لحظه‌اي‌ رازي‌ مي‌چكيد.

در اين‌ سوي‌ رازناك‌ پرده، آدميان‌ سه‌ دسته‌ شدند.
گروهي‌ گفتند: هرگز رازي‌ نبوده، هرگز رازي‌ نيست‌ و رازها را ناديده‌ انگاشتند و پشت‌ به‌ راز و زندگي‌ زيستند.
خدا نام‌ آنها را گمشدگان‌ گذاشت.
و گروهي‌ ديگر گفتند: رازي‌ هست، اما عقل‌ و توان‌ نيز هست. ما رازها را مي‌گشاييم؛ و مغرورانه‌ رفتند تا گره‌ راز و زندگي‌ را بگشايند. خدا گفت: توفيق‌ با شما باد، به‌ پاس‌ تلاشتان‌ پاداش‌ خواهيد گرفت. اما بترسيد كه‌ درگشودن‌ همان‌ راز نخستين‌ وابمانيد.
و گروه‌ سوم‌ اما، سرمايه‌اي‌ جز حيرت‌ نداشتند و گفتند: در پس‌ هر راز، رازي‌ است‌ و در دل‌ هر راز، رازي.
جهان‌ راز است‌ و تو رازي‌ و ما راز. تو بگو كه‌ چه‌ بايد كرد و چگونه‌ بايد رفت.
خدا گفت: نام‌ شما را مؤ‌من‌ مي‌گذارم، خود، شما را راه‌ خواهم‌ برد. دستتان‌ را به‌ من‌ بدهيد. آنها دستشان‌ را به‌ خدا دادند و خدا آنان‌ را از لابه‌لاي‌ رازها عبور داد و در هر عبور رازي‌ گشوده‌ شد.
و روزي‌ فرشته‌اي‌ در دفتر خود نوشت: زندگي‌ به‌ پايان‌ رسيد.
و نام‌ گروه‌ نخست‌ از دفتر آدميان‌ خط‌ خورد، گروه‌ دوم‌ در گشودن‌ راز اولين‌ واماند. و تنها آنان‌ كه‌ دست‌ در دست‌ خدا دادند از هستي‌ رازناك‌ به‌ سلامت‌ گذشتند.

دوشنبه، 11 آبانماه 1383


‌عرفان‌ نظرآهاري‌

شنبه، 24 دیماه 1384
24 دی 1384 0:30 قֽظֽ
Comments

این جاویدانه بر همه مبارک باد.
خدایا شکر

Posted by: شجاع at 13 فروردین 1386 1:12 قֽظֽ

سلام من يكي از جديدترين خوانندگان مطاب شما هستم خواندن كتابهايتان روح مرا از بند و زنجير تعلقات خلاص مي كند ، حتي براي چند لحظه . واقعاً قلم سحرآميزي داريد و زيباترين كلامات از آن مي چكد . اميدوارم هميشه مثل نوشته هايتان روشنگر راه باشيد و هيچگاه در اين برهوت دنيا گم نشويد.موفق باشيد

Posted by: خاطره at 21 آبان 1387 0:57 بֽظֽ

سلام.
من یه دختر سیزده ساله ام.
مطلب های شما و همچنین شعر های زیباتون رو خیلی دوست دارم! قلم شما من رو یاد قیصر امین پور میندازه... این احساس بخاطر لطافتیه که توی نوشته های شما می بینم...
واقعا قلم زیبایی دارید...
من هم یه وبلاگ دارم که توش شعرها و مطالب مورد علاقه ام رو می ذارم... از شما هم چند مطلب گذاشته اانگهدارم!
خیلی خوشحال می شم اگر یه روزی به وبلاگ من هم بیایید و نظر بدهید و کمکم کنید.
منتظر حضور سبزتان هستم.

خدانگهدار

Posted by: فاطمه شکوری راد at 8 مرداد 1389 9:49 بֽظֽ

سلام،آرزو دارم که من هم همانند پروانه ها،آن گنجشکان کوچک نوشته های شما بتوانم آزاداز لابلای گذرگاه های زمان عبور کنم و همان فرشته کوچولویی باشم که شبها رو دستان ستاره ها و روزها در آغوش نور خورشید به خواب برم اما افسوس که بار تنهایی بالهای کوچک گنجشک ووجود لطیف پروانه راچنان ناتوان کرده که در خود توانی برای عبور نمی بینم،دعایم کنید.

Posted by: نسرین at 11 تیر 1390 9:54 قֽظֽ

هرکسی از ظن خود شد یار من.
شما آدم مذهبیی هستید.
اما من نیستم

موفق باشید

Posted by: at 25 تیر 1390 3:07 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh