سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


نشان لیاقت خدا

story  

از جنگ بر می گردی،خدا می داند که به جنگ رفته بودی.خاک روی پیراهنت را می تکاند و نشان لیاقتی به تو می دهد.نشان لیاقتش اما مدالی نیست که بر گردنت بیاویزی.نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است.
از جنگ بر می گردی،هیچ کس اما به استقبالت نمی آید.هیچ کس نمیداند که به جنگ رفته بودی.با شکوه ترین جنگها اما همین است.جنگی غریبانه ،جنگی تنها،جنگی بی سپاه و بی سلاح.
از جنگ بر می گردی،خدا می داند که به جنگ رفته بودی.خاک روی پیراهنت را می تکاند و نشان لیاقتی به تو می دهد.نشان لیاقتش اما مدالی نیست که بر گردنت بیاویزی.نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است.خط های ساده ای که بر پیشانی ات اضافه می شود. و روزی می رسد که پیشانی ات پر از دستخط خدا می شود.
آیینه ها می گویند آن کس زیباتر است که خطی بر چهره ندارد. آیینه ها اما دروغ می گویند. دستخط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند، زیبایش می کند.

***
جوانی بهایی است که در ازای دستخط خدا می دهیم.دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد، کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد!


روی تخته سیاه جهان


زنگ خورد
ناظم صبح آمد سر صف
توی برنامه صبحگاهی رو به خورشید گفت:
باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد
و کتاب شب پیش را
ماه
با خودش برد.

آی خورشید
روی این آسمان
روی تخته سیاه جهان
با گچ نور بنویس:
زیر این گنبد گرد و کور و کبود
آدمی زاد هرگز
دانش آموز خوبی نبود.

عرفان نظرآهاری


دوشنبه، 1 خردادماه 1385

Comments

تنهایم به وسعت خورشید. تابشی مرا شاید !
تااز تمام تیرگی برخیزم .
زنده باد ماه مرشد ...
م .د

خان آهاری درک عمیق شما و نگاه موشکافه تان به زندگی و هستی حکایت از سالها تفکر و غوص کردن در حوزه ادبیات و فلسفه دارد. به شما تبریک می گویم اگر میشه می خواستم بدونم کتاب چای با طعم خدا را از کجا میشه تهیه کرد . خان آهاری اگر اولین کارتان را رد می کردند چه حالی بهتون دست مس داد ؟ من الان در شرایط خوبی نیستم اولین فیلمنامه ای در حدود 2 سال رویش زحمت کشیده بودم به لحاظ محتوا رد شد . امیدوارم اگر برای شما پیش نیامده هرگز پیش نیاید . متشکراگر حرفی برای گفتن دارید تا مرا کمی آرام کند ممنون می شوم .
هاشم نجفی

سلام خانم نظر آهاری
من کتابهای شمارا میخوانم خودم هم گاهی شعر کودک ونوجوان مینویسم اما نمیشود به آنها شعر گفت خیلی دوست دارم استادم باشید و اشکالات شعرام را بگید
من یک مهاجر افغانی ساکن مشهد هستم امیدوارم کمکم کنید ممنون

روی دست مادرم
شاپرک نشسته است
بال های خوشگلش
مثل اینکه خسته است

شاپرک قشنگ است
مثل چشم خواهرم
او به خواب رفته است
روی دست مادرم

شاپرک بلند شد
بعد لحظه ای زخواب
پرکشیدوزود رفت
تا کنارحوض آب

مو قعی که روی حوض
شاپرک نشسته بود
مادرم به خنده گفت
طفلکی چه خسته بود

راستی مصاحبه شما در باد بادک مرا خیلی به فکر وا داشت
ممنون میشوم اگر ایمیلی جواب دهید
شرمنده ام
محمد کاظم محقی

يا مصور
وقتي به دستها يم نگاه مي كنم , يك برگه از كتاب هستي را مي بينم كه از تمام برگه هاي آن متفاوت هست و فقط براي من نوشته شده . با خودم فكر مي كنم و مي بينم هيچ كس به اين زيبايي نمي نويسد . غير از يك نفر . . .
همه جا پر شده از دست خط خدا
و كار ما همين است ؛ خواندن كتاب هستي
كتابي با بي نهايت كلمه
و انسان ,
زيباترين كلمه
مسافر

و خدایی که در این نزدیکی است
خیلی حرفهای نگفته دارم ولی به دلیل زیادیش نمیدونم از کجا شروع کنم
فقط همین که واقعا از کتاباتون و نوشته هاتون لذت می برم
الهه

در جبهه جنگ سربازی هستم بی دست و پا
دشمنم ظاهر نیست
نمی دام ایا با خود میجنگم؟
فقط میدانم اتش جنگی در من روشن است
و میدانم که هدفم یک ارمان است
ولی ایا من لیاقت ان ارمان را دارا هستم
من تنها
بنده گناه کار خدا هستم
ولی نمیدانم ایا برای من هم مدالی هست
محمد امین امامی

شعر آخری که نوشته بودید خیلی قشنگ بود.
من یه جا تو وبلاگم از کتاب "لیلی نام تمام دختران زمین است" بخشی رو آوردم ولی بدون اجازه :( (البته منبع ذکر کردم) به هر حال امیدورام ناراحت نشید.
http://barakat.blogsky.com/?PostID=48
چند روز پیش "بالهایت را کجا جا گذاشتی" را خواندم.
خیلی خیلی زیبا بود، عین بقیه کارهاتون.
گفتگوی مورچه با خدا (فکر کنم اسمش این بود : نسیم نفس خداست) واقعا یه جوری ام کرد.(به قول محمدرضا "روحم را قلقلک داد")
خدا حافظ
علی

مگر می شود مدال خدا را نخواست.
نوشته هاتون در مورد خدا خیلی زیبا است شما خدا رو خیلی قشنگ می بینید.
سارا

سلام. پس چرا بهم سر نزدین عرفان خانم؟
ساغر

سلام عرفان عزیز. من خیلی براتون کامنت گذاشتم اما یک بار هم نیومدید و به کلبه ی حقیرانه ی من سر بزنید. همون خونه ای که با رنگ خدایی تزیینش کردم تو وب.
پنج شنبه ی این هفته کنکور دارم. کنکورم رو که دادم خیلی کارا هست که باید انجام بدم.
می خوام تمرین کنم که مثل شما بنویسم. می دونم که عین نوشته های شما نمی شه اما خب...
شاید نوشته های شما بود که خیلی تو رفتار من تاثیر گذاشت. من خیلی وقته یه حس دیگه نسبت به زندگی و این جهان و آدمهاش دارم. نمی دونم دقیقا چه حسی اما...
نمی دونم دارم پریشان گویی می کنم یا...
منو ببخشید.
ای کاش می تونستم باهاتون حرف بزنم!
خداحافظ
ساغر

مدتي است توي حال و هواي خط هاي پيشاني بودم!و نتيجه اش شد اين رباعي!اما شما خيلي زيبا گفته ايد!
گرد قدمت سايه چشمي زيباست
بگذار قدم بروي چشم چپ و راست
امروز دوباره روي پيشاني من
آثار خطوط ته كفشت پيداست!
تبسم

دوشنبه، 10 بهمنماه 1384
10 بهمن 1384 11:22 بֽظֽ
Comments

سلام واقعا افرین میدونم که اینا از یک قلب پاک نشات میگیره دست مریزاد

Posted by: فهیمه at 25 دی 1386 10:53 قֽظֽ

و شايد دستخط خدا روی پيشانی عاشق رنگی ديگر دارد، که عشق را زيبايی ديگری است.

Posted by: فرح at 14 اسفند 1386 10:29 قֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com