دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


غیرت و غرور و عشق

story  

فرشته کنار بسترش آمد و قرصی نان برایش آورد و گفت: چیزی بخور! پهلوان رنجور. سال هاست که چیزی نخورده ای. گرسنگی از پای درت می آورد. ما چیزی نمی خوریم چون فرشته ایم و نور می خوریم.

تو اما آدمی ، و آدم ها بسته نان و آبند.
پهلوان رنجور لبخند زد، تلخ و گفت: تو فرشته ای و نور می خوری، ما هم آدمیم و گاهی به جای نان و آب، غیرت می خوریم. تو اما نمی دانی غیرت چیست، زیرا آن روز که خدای غیور غیرت را قسمت می کرد تو نبودی و ما همه غیرت آسمان را با خود به زمین آوردیم.
فرشته گفت: من نمی دانم اینکه می گویی چیست، اما هر چه که باشد ضروری نیست، چون گفته اند که آدم ها بی آب و بی نان می میرند. اما نگفته اند که برای زندگی بر زمین ، غیرت لازم است.
پهلوان گفت: نگفته اند تا آدم ها خود کشفش کنند. نگفته اند تا آدم ها روزی بپرسند چرا آب هست و نان هست و زندگی نیست؟
نگفته اند تا آدم ها بفهمند آب را از چشمه می گیرند و نان را از گندم. اما غیرت را از خون می گیرند و از عشق و غرور.
فرشته چیزی نگفت چون نه از عشق چیزی می دانست و نه از خون و نه از غرور.
فرشته تنها نگاه می کرد.
پهلوان به فرشته گفت : بیا این نان را با خودت ببر. هیچ نانی دیگر ما را سیر نخواهد کرد. ما به غیرت خود سیریم.
فرشته رفت. فرشته نان را با خود به آسمان برد و آن را بین فرشته ها قسمت کرد و گفت: این نان را ببویید.این نان متبرک است. این نان به بوی غیرت یک انسان آغشته است.
عرفان نظر آهاری

سه شنبه، 15 شهریورماه 1384
15 شهریور 1384 8:46 قֽظֽ
Comments

سلام.......خوبین؟؟من واقعا عاشق نوشته های شما هستم...40چراغ می خرم فقط به خاطر صفحه ی اولش...موفق باشین...من دوست دارم با شما بیشتر آشنا بشم..id من talaa_balaa2002 هست و22 سالمه خوشحال می شم در تماس باشین....خدا نگهدار قلب پروانه ایت باشه

Posted by: مرضیه at 23 شهریور 1384 2:38 بֽظֽ

واقعا زیبا و با احساس می نویسید. موفق و سربلند باشید

Posted by: رامین خواجه زاده at 15 مهر 1384 11:25 قֽظֽ

Dear friend

Hi
It is a great story.

Thanks

Posted by: Sarah at 16 آبان 1384 1:41 قֽظֽ

با سلام :
راستسش من چند روز پيش بطور كاملاً اتفاقي با نوشته هاي شما آشنا شدم و از سبك نگارش و احساسات پاك و متعالي شمادر نوشته هايتان بسيار بهره مند شدم. اميدوارم توفيق آشنايي و بهره مندي از قلم شيواوكلام بليغ شما براي همه ميسر شده و شاهد موفقيتهاي بيشتر شمادر تمامي مراحل زندگي باشيم .

Posted by: علي at 26 آبان 1384 9:28 قֽظֽ

(:
لبخند بزن مادر مهربان

Posted by: نل at 30 آبان 1384 1:55 بֽظֽ

سلام به خانم نظراهاری من از اشعار شما خیلی لذت می برم امید وارم موفق باشید.

Posted by: نیلوفر السادات عبدالهی at 12 آذر 1384 4:23 بֽظֽ

سلام
ما که کلی حال کردیم...
اما واقعا نون غیرت پیدا میشه؟
شاد باشی

Posted by: رامین at 14 آذر 1384 2:27 بֽظֽ

به نام حضرت دوست


خيلي خيلي زيبا بود

قلمتان توانمند
و غيرتتان آسماني باد


در پناه حضرت دوست

Posted by: ٍيد محسن شوريده at 15 آذر 1384 2:43 بֽظֽ

kheily karato dost daram,eno jedi migam,avalin bar ke toie 40cheragh neveshtehato khondam madrese miraftam,nemidoni chehali kardam
movafagh bashi erfan jan

Posted by: gomnam at 22 آذر 1384 9:38 بֽظֽ

مرد غیرت ندهد آبروی فقر به باد
روزه نیت کند آنروز که نانش نرسد
ارادت دارم بانو
علی علی

Posted by: نسیم at 12 بهمن 1386 0:46 قֽظֽ

سلام خانوم اهاری من دیونه ی نوشته هاتونم فقد کتاباتون یکم گرونه من نغمه ام دانشجوی ترم اخر تصویزسازی ام اگه خواستید میتونم براتون تصویرسازی کنم کارامم بدنیست بدون پول باورکنید
اگه خواستید بهم خبر بدید باعث افتخار naghmeh_nabaei@yahoo.com

Posted by: نغمه نبئی at 5 آبان 1388 9:44 بֽظֽ

من عاشق نوشته هاتونم حتی من و دوستام با هم کتاب هایتان را می خوانیم و هر کدام هر چه از آن فهمیدیم را روی یک ورق می نویسیم.


Posted by: faeze at 30 بهمن 1388 8:08 بֽظֽ

من عاشق نوشته های شما هستم به نظر من نوشته های شما با بفیه نویسنده فرق داره

Posted by: at 30 بهمن 1388 8:11 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh