سعدی آموزگار اخلاق
چهارشنبه ها از ساعت 17 تا 19
فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173

سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده
تلفن: 09124193951 و 77815173


هزار و یک بار عشق

story  

یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.

2cwsx93-thumb.jpg

دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

*

سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.

*

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*

آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.

عرفان نظرآهاری

* بیتی از مولانا

شنبه، 1 اردیبهشتماه 1386
1 اردیبهشت 1386 8:00 بֽظֽ | TrackBack
Comments

زیبا و پاک مثل همیشه.
یا حق

Posted by: at 29 فروردین 1386 8:49 قֽظֽ

عشق را تو گفتي كه عشق شد . . .

Posted by: رسول at 29 فروردین 1386 6:57 بֽظֽ

سلام....
واي بالاخره به وبلاگ بسم الله ها رسيدم.....
اين همه بسم الله .....
کارت عاليه عرفان جون.....فوق العاده مينويسي.....
خسته نباشي و دستت درد نکنه....

Posted by: آلا at 31 فروردین 1386 0:30 قֽظֽ

salam ziba bod rozegarat shirin bad

Posted by: neda at 1 اردیبهشت 1386 2:52 بֽظֽ

سلام خدمت شما نویسنده گرامی ..باید بگم که واقعا عاشق نوشته هاتون هستم و آرزو دارم که بتونم مثل شما بنویسم البته مثل شما که اصلا نمیشه نوشت ... سعی می کنم تمام کتاب و نوشته هاتون رو جمع آوری کنم ... امیدوارم موفق باشید

Posted by: مداد سفید at 1 اردیبهشت 1386 3:23 بֽظֽ

استاد! گپ های کاری یی می زنی. البته، با این گوش و هوش پرت و پرَّانی که اولاد آدم راست. به غیر از گپ های نیش دار که ایست های گوش و هوش را نادیده انگارد و یکراست به دل نشیند، کارگر نمی افتد.از سویی گپهای تو آدم را چاق و چله می کند. هم دلبستن به دنیا را آسان می سازد و هم دل کندن از آن را ساده. و هر دو را شیرین و دلنشین. به راستی که عده یی از ما از دلبستن به این سرا می ترسیم و بعضی مان از دل نابستن بدان که مباد بی بهره مانیم. اما کلام تو دلهره هامان را یکان یکان و با ملایمت می چیند و ما در میان خوف و رجا رها می سازد.

اندیشه و قلمت به آدم و آدمیت مبارکباد؛
و به آنان که زبانت را می دانند مبارکتر.

ارادت،
شجاع مستقل
کابل- افغانستان

Posted by: شجاع مستقل at 1 اردیبهشت 1386 5:05 بֽظֽ

سلام . . .


ممنون كه به داروخانه خدا سركي زدي . . .


دم دل شما گرم . . .


خدا خوبه . . .

Posted by: رسول at 1 اردیبهشت 1386 7:33 بֽظֽ

فقط ممنون

Posted by: hamid at 1 اردیبهشت 1386 9:58 بֽظֽ

سلام
با نوشته هاتون مدتي هست كه اشنا شدم
و لذت ميبرم و هر باز كه مي خونم در حيرت ميشم از وسعت نگاهتون
شاد زي مهربون
به بيكرانه اي كه در دل پاكت سكني داره سلامم رو برسون

Posted by: مهري ( سكوت) at 1 اردیبهشت 1386 10:47 بֽظֽ

سلام
خسته نباشید.
زیبا بود مثه همیشه.
هزار یک بار عشق.
اما یک بار برای همیشه عاشق شدن.

Posted by: بانوی اردیبهشت at 1 اردیبهشت 1386 11:34 بֽظֽ

سلام
خسته نباشین
خیلی زیبا می نویسین . خیلی ... اونقدر که گاهی اشکم درمیاد...
امیدوارم بابی که منتظرش هستید باز بشه...
موفق باشین

Posted by: c at 3 اردیبهشت 1386 2:43 بֽظֽ

سلام.من عاشق نوشته های شما هستم...تو نوشته هاتون خدا رو واقعا" میبینم.با اجازتون از این متنتون تو وبلاگم استفاده کردم(البته منبع رو ذکر کردم)

Posted by: آذین at 3 اردیبهشت 1386 5:57 بֽظֽ

و چقدر بايد شكست تا بتوان به عشق حقيقي رسيد

Posted by: ميچكا at 4 اردیبهشت 1386 2:12 بֽظֽ

سلام

لطیف می نویسید و آرام

انجا کتاب هایتان پیدا نمی شود

راهی هست برای خریدشان ؟

Posted by: م.س.ت at 4 اردیبهشت 1386 3:43 بֽظֽ

midoonin gahi hes mikonam in faghat leilihan ke hes mikonan ,leilieh deleh man ha ba neveshtehhayeh shomast ke bidar misheh o omidvar, be in ke leili namireh be raghmeh hameyeh namolayemat,
merc mesleh hamisheh neveshtatoon aziz bood.

Posted by: Ghazaall at 9 اردیبهشت 1386 0:10 قֽظֽ

سلام خانوم نظرآهاري،من هفت ساله كه شعرهاي شما رو ميخونم(چهار سال اول در مجلات رشد جوان و سه سال بعد از سايتتون)وهنوز شعري به زيبايي و صميميت شعرهاي شما نديدم.شما يك شاهكار ادبي هستيد.اميدوارم به بهترين هر آنچه مي خواهيد برسيد

Posted by: سمانه at 9 اردیبهشت 1386 8:40 قֽظֽ

خيلي تنها بودم خيلي . بعد از هشت بهشت سهراب وارد بهشت ديگري نشده بودم .هزاران بار تبريكم را بپذيريد به خاطر اين بهشت هاي رنگينتان . اميدوارم باز هم هديه كنيد به تنهاترين ها از اين بهشت هاي بكر .

Posted by: يكي از تنها ترين ها at 21 اردیبهشت 1386 0:15 بֽظֽ

سلام خانوم نظرآهاري، خوبید...

مثل همیشه زيبا و پر از راز و عشق.اميدوارم موفق

باشید

Posted by: شفق at 23 اردیبهشت 1386 7:49 بֽظֽ

سلام
دلچسبی نوشته هايتان از ان روزست که لحظات با کلمات لمس می شوند.
تا اين سي و دو حرف با گوشت و پوستت عجين نشود سر از چشمه سار زبان بيرون نمی اورند و قلم پيامبرش نمی شود.
همواره موفق و شادمان باشيد الهی.

Posted by: aghigh at 24 اردیبهشت 1386 8:53 قֽظֽ

عرفان عزیز ،نوشته هایت بوی باران می دهد و من عاشق بارانم.

Posted by: ژیلا at 26 اردیبهشت 1386 8:33 قֽظֽ

سلام
جذابيت و صميميت تو نوشته هاتون موج مي زنه.منم دوست دارم يه نويسنده بشم مثل شما.

Posted by: ريحانه at 1 خرداد 1386 7:41 بֽظֽ

اگر بدونيد چقدر از پيدا كردن سايتتون خوشحال شدم . توي نمايشگاه كتاباتونو ديدم اما فقط توي يه غرفه و بعد هم ديگه پيداشون نكردم. از همون چلچراغ نوشته هاتونو دوست داشتم . واقعا عاليند . موفق و سربلند باشيد و هميشه همينقدر پر احساس.....

Posted by: سولماز at 2 خرداد 1386 10:37 قֽظֽ

نوشته هاتون از دل برمياد و لاجرم بر دل مي نشينه. من نخستين بار در بيستمين نمايشگاه كتاب تهران با شما و مشي فكري تون آشنا شدم و سپس از طريق سابت دكتر خاكي بزرگوار. اميدوارم پوينده‌ي جاويد طريق باشيد تا مرغاني كه به هواي شما اوج مي گيرند با هدايت شما به قاف مراد نائل بشن.

Posted by: tahmineh irani at 5 خرداد 1386 0:12 بֽظֽ

سلام
هر موقع ميام اينجا به خودم ميگم ديگه تاخير نميكنم !
خوبه كسي اينجا حضور غياب نميكنه !

Posted by: امين at 10 خرداد 1386 0:51 بֽظֽ

سلام همیشه خوب که نه بود ؛ عالی بود. بخش سفارش خرید غیر فعاله،کتاب های شما تو شهر ما پیدا نمیشه به غیر از 4 کتاب که همشو خریدم.آثار شما رو هم خیلی دوست دارم.حالا بگید م چی کار کنم؟؟؟ممنون

Posted by: نیکا at 12 خرداد 1386 0:15 بֽظֽ

ممکن از دست نوشته هاتون برای من ارسال کنید از مطالب و از اشعارتون به ایمیل من ارسال کنید راستش من تا حالا با کسی که از ته دل حرف میزنه و حرفهاش تو دل همه میشینه حف نزذم فقط بگم من تنها حرف های دلم رو با مولا علی گفتم شما رو به مولا علی اگر امکان داره از دست نوشته هاتون برای من ارسال کنید خاک پای عاشقای مولا علی علی اکبر چنگیز خانی یا علی مدد

Posted by: علی at 19 خرداد 1386 5:46 بֽظֽ

با خواندن نوشته های شما انگار خدا را در کنار خودم احساس میکنم.یه جورایی آروم میشم.ساده،روان،زیباو سرشار از لطافت.همیشه همراه احساسات زیبایت می مانم.تو حضور خدا را در همه جا حس کردی.مدت ها بود کتابی به زیبایی در سینه ات نهنگی میتپد نخوانده بودم...از نعمتی که خدا به تو داده بهترین استفاده را کردی.
با تو که حرف میزنم
شب عاشقانه می شود
تو را ادامه می دهم
همین ترانه میشود

Posted by: پروانه آبی at 30 خرداد 1386 9:18 قֽظֽ

نوشته‌هاتون فوق‌العاده است.. بهترين ايده‌هارو براتون آرزومندم

Posted by: محمدي at 1 مرداد 1386 7:28 بֽظֽ

من واقعا شمارو دوست دارم با نوشته هاتون زندگي مي كنم عرفان جان.

Posted by: نسيم at 5 مرداد 1386 0:03 قֽظֽ

سلام
مثل همیشه ی نوشته هاتون عالی
نگاه سبزتون رو تبریک می گم هزاران بار

Posted by: زینب at 1 آذر 1386 0:37 بֽظֽ

هوالمحبوب
عرفان نابم سلام
خواستم بگم باید همیشه مراقب "چراغها" بود یک وزش باد میتونه اونها رو برای همیشه خاموش کنه. پس مراقب خودت و روح بلند و دوست داشتنی ای که"روح جهان" در تو به ودیعه گذاشته باش. دوستت دارم. الهام

Posted by: at 19 دی 1386 1:32 قֽظֽ

کاش عکس از بسم الله هم داشتی آخه من عکس سرچ میکردم که...
خوب اما من عاشق مولانا هستم
شاد باشی دوسته گلم

Posted by: آتیش at 7 بهمن 1386 4:02 بֽظֽ

سلام و خسته نباشید
خیلی خیلی زیبا لطیف مهربان دوست داشتنی و خواستنی بود.
دست علی یارتان باشد و دعای مولا صاحب الزمان بدرقه راهتان.

Posted by: هستی at 20 اسفند 1386 0:04 بֽظֽ

سلام. واقعا درسته که میگن هرچی از دل بربیاد به دل می شینه. آدم فکر می کنه این حرفا حرفای دل خودشه که نمی دونسته چطوری به زبون بیاره و حالا یکی پیدا شده که اونا رو می گه. از دور دستتون رو که با قلم نغمه های خوش آهنگ خلق میکنه می بوسم. دعا می کنم قلمتون همواره جاری باشه و خدا یار تمامی لحظه هاتون. شاد باشید

Posted by: fahimeh at 24 اردیبهشت 1387 1:06 بֽظֽ

خيلي خيلي خوب بود باتشكر

Posted by: at 27 خرداد 1387 2:55 بֽظֽ

salam,mamnonam az neveshtehayw ziba

Posted by: mina at 30 خرداد 1387 11:04 بֽظֽ

باسلام بانوی بزرگوار شهر عشق ،
در هیچ داستانی به این ظرافت ودر عین حال عمیق وپرمعنا معنی واژه عشق را درنیافته بودم .با آنکه خودم عاشق زمینی شده ام واین مراحل راطی کرده ام نمی توانستم همین حالات وعشق راتوصیف کنم .ولی خوشحالم که عشق واقعی ومعنوی را از زبان شما شنیدم .من بواسطه نوشته هایت دوستت دارم .باآنکه تورا ندیدم

Posted by: at 29 تیر 1387 11:45 قֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






نقل و برداشت مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است
powered by linkdoni.com