|
نشستهای مثنوی خوانی با عرفان نظرآهاری،دوشنبه ها از ساعت 16،تلفن ثبت نام:09124193951 |
برای ارتباط با عرفان نظرآهاری پیامک های خود را به این شماره ارسال کنید |
|
هزار و یک بار عشق
story
یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد. دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم. * سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند. * و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار. آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود. عرفان نظرآهاری * بیتی از مولانا
شنبه، 1 اردیبهشتماه 1386
1 اردیبهشت 1386 8:00 بֽظֽ
| TrackBack
Comments
زیبا و پاک مثل همیشه. عشق را تو گفتي كه عشق شد . . . Posted by: رسول at 29 فروردین 1386 6:57 بֽظֽسلام.... salam ziba bod rozegarat shirin bad Posted by: neda at 1 اردیبهشت 1386 2:52 بֽظֽسلام خدمت شما نویسنده گرامی ..باید بگم که واقعا عاشق نوشته هاتون هستم و آرزو دارم که بتونم مثل شما بنویسم البته مثل شما که اصلا نمیشه نوشت ... سعی می کنم تمام کتاب و نوشته هاتون رو جمع آوری کنم ... امیدوارم موفق باشید Posted by: مداد سفید at 1 اردیبهشت 1386 3:23 بֽظֽاستاد! گپ های کاری یی می زنی. البته، با این گوش و هوش پرت و پرَّانی که اولاد آدم راست. به غیر از گپ های نیش دار که ایست های گوش و هوش را نادیده انگارد و یکراست به دل نشیند، کارگر نمی افتد.از سویی گپهای تو آدم را چاق و چله می کند. هم دلبستن به دنیا را آسان می سازد و هم دل کندن از آن را ساده. و هر دو را شیرین و دلنشین. به راستی که عده یی از ما از دلبستن به این سرا می ترسیم و بعضی مان از دل نابستن بدان که مباد بی بهره مانیم. اما کلام تو دلهره هامان را یکان یکان و با ملایمت می چیند و ما در میان خوف و رجا رها می سازد. اندیشه و قلمت به آدم و آدمیت مبارکباد؛ ارادت، سلام . . .
فقط ممنون Posted by: hamid at 1 اردیبهشت 1386 9:58 بֽظֽسلام سلام سلام سلام.من عاشق نوشته های شما هستم...تو نوشته هاتون خدا رو واقعا" میبینم.با اجازتون از این متنتون تو وبلاگم استفاده کردم(البته منبع رو ذکر کردم) Posted by: آذین at 3 اردیبهشت 1386 5:57 بֽظֽو چقدر بايد شكست تا بتوان به عشق حقيقي رسيد سلام لطیف می نویسید و آرام انجا کتاب هایتان پیدا نمی شود راهی هست برای خریدشان ؟ Posted by: م.س.ت at 4 اردیبهشت 1386 3:43 بֽظֽmidoonin gahi hes mikonam in faghat leilihan ke hes mikonan ,leilieh deleh man ha ba neveshtehhayeh shomast ke bidar misheh o omidvar, be in ke leili namireh be raghmeh hameyeh namolayemat, سلام خانوم نظرآهاري،من هفت ساله كه شعرهاي شما رو ميخونم(چهار سال اول در مجلات رشد جوان و سه سال بعد از سايتتون)وهنوز شعري به زيبايي و صميميت شعرهاي شما نديدم.شما يك شاهكار ادبي هستيد.اميدوارم به بهترين هر آنچه مي خواهيد برسيد Posted by: سمانه at 9 اردیبهشت 1386 8:40 قֽظֽخيلي تنها بودم خيلي . بعد از هشت بهشت سهراب وارد بهشت ديگري نشده بودم .هزاران بار تبريكم را بپذيريد به خاطر اين بهشت هاي رنگينتان . اميدوارم باز هم هديه كنيد به تنهاترين ها از اين بهشت هاي بكر . Posted by: يكي از تنها ترين ها at 21 اردیبهشت 1386 0:15 بֽظֽسلام خانوم نظرآهاري، خوبید... مثل همیشه زيبا و پر از راز و عشق.اميدوارم موفق باشید سلام عرفان عزیز ،نوشته هایت بوی باران می دهد و من عاشق بارانم. Posted by: ژیلا at 26 اردیبهشت 1386 8:33 قֽظֽسلام اگر بدونيد چقدر از پيدا كردن سايتتون خوشحال شدم . توي نمايشگاه كتاباتونو ديدم اما فقط توي يه غرفه و بعد هم ديگه پيداشون نكردم. از همون چلچراغ نوشته هاتونو دوست داشتم . واقعا عاليند . موفق و سربلند باشيد و هميشه همينقدر پر احساس..... Posted by: سولماز at 2 خرداد 1386 10:37 قֽظֽنوشته هاتون از دل برمياد و لاجرم بر دل مي نشينه. من نخستين بار در بيستمين نمايشگاه كتاب تهران با شما و مشي فكري تون آشنا شدم و سپس از طريق سابت دكتر خاكي بزرگوار. اميدوارم پويندهي جاويد طريق باشيد تا مرغاني كه به هواي شما اوج مي گيرند با هدايت شما به قاف مراد نائل بشن. Posted by: tahmineh irani at 5 خرداد 1386 0:12 بֽظֽسلام سلام همیشه خوب که نه بود ؛ عالی بود. بخش سفارش خرید غیر فعاله،کتاب های شما تو شهر ما پیدا نمیشه به غیر از 4 کتاب که همشو خریدم.آثار شما رو هم خیلی دوست دارم.حالا بگید م چی کار کنم؟؟؟ممنون Posted by: نیکا at 12 خرداد 1386 0:15 بֽظֽممکن از دست نوشته هاتون برای من ارسال کنید از مطالب و از اشعارتون به ایمیل من ارسال کنید راستش من تا حالا با کسی که از ته دل حرف میزنه و حرفهاش تو دل همه میشینه حف نزذم فقط بگم من تنها حرف های دلم رو با مولا علی گفتم شما رو به مولا علی اگر امکان داره از دست نوشته هاتون برای من ارسال کنید خاک پای عاشقای مولا علی علی اکبر چنگیز خانی یا علی مدد Posted by: علی at 19 خرداد 1386 5:46 بֽظֽبا خواندن نوشته های شما انگار خدا را در کنار خودم احساس میکنم.یه جورایی آروم میشم.ساده،روان،زیباو سرشار از لطافت.همیشه همراه احساسات زیبایت می مانم.تو حضور خدا را در همه جا حس کردی.مدت ها بود کتابی به زیبایی در سینه ات نهنگی میتپد نخوانده بودم...از نعمتی که خدا به تو داده بهترین استفاده را کردی. نوشتههاتون فوقالعاده است.. بهترين ايدههارو براتون آرزومندم Posted by: محمدي at 1 مرداد 1386 7:28 بֽظֽمن واقعا شمارو دوست دارم با نوشته هاتون زندگي مي كنم عرفان جان. Posted by: نسيم at 5 مرداد 1386 0:03 قֽظֽسلام هوالمحبوب کاش عکس از بسم الله هم داشتی آخه من عکس سرچ میکردم که... سلام و خسته نباشید سلام. واقعا درسته که میگن هرچی از دل بربیاد به دل می شینه. آدم فکر می کنه این حرفا حرفای دل خودشه که نمی دونسته چطوری به زبون بیاره و حالا یکی پیدا شده که اونا رو می گه. از دور دستتون رو که با قلم نغمه های خوش آهنگ خلق میکنه می بوسم. دعا می کنم قلمتون همواره جاری باشه و خدا یار تمامی لحظه هاتون. شاد باشید Posted by: fahimeh at 24 اردیبهشت 1387 1:06 بֽظֽخيلي خيلي خوب بود باتشكر Posted by: at 27 خرداد 1387 2:55 بֽظֽsalam,mamnonam az neveshtehayw ziba Posted by: mina at 30 خرداد 1387 11:04 بֽظֽباسلام بانوی بزرگوار شهر عشق ، سلام خانوم آهاری عزیز ! salam..nevisandeye gerami سلام
سعادت در جستجوي ماست آيا؟ Posted by: iman at 5 فروردین 1389 11:25 قֽظֽوباز عشق... ارسال نظرها
|
