نشستهای مثنوی خوانی با عرفان نظرآهاری،دوشنبه ها از ساعت 16،تلفن ثبت نام:09124193951

برای ارتباط با عرفان نظرآهاری پیامک های خود را به این شماره ارسال کنید
09351042476


خدایا! دانایی را چراغ راهمان کن

story  

جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد...

001516.jpg

خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود.

شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم.
شیطان با خودش می گفت: کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و نور را و خورشید را در آن پیچید یا کاش …
و اینجا بود که شیطان نابینایی را کشف کرد: کاش مردم نابینا می شدند. نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم.

***
اما شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت!
شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل ، جوهر جهنم بود.
***
حالا هر صبح شیطان از جهنم می آید و به جای تاریکی، جهل روی سر مردم می ریزد و جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید.
چشم داریم و هوا روشن است اما راه را از چاه تشخیص نمی دهیم .
چشم داریم و هوا روشن است اما دیو را از آدم نمی شناسیم.
وای از گرسنگی و برهنگی و گمشدگی.
خدایا ! گرسنه ایم ، دانایی را غذایمان کن.
خدایا ! برهنه ایم ، دانایی را لباس مان کن.
خدایا !گم شده ایم ، دانایی را چراغ مان کن.
***
حکیمان گفته اند: دانایی بهشت است و جهل ، جهنم.
خدایا ! اما به ما بگو از جهنم جهل تا بهشت دانایی چند سال نوری ، رنج و سعی و صبوری لازم است !؟
عرفان نظر آهاری

پنجشنبه، 15 آذرماه 1386
15 آذر 1386 0:10 قֽظֽ
Comments

با درود/
قلمتان هماره جاری باد.
آری براد آنچنان بود و اینچنین نیز جاریست/ اما عزیز شما هنوز برای رهایی از جهل به جهل پناه می برید.
پس باید دوباره رویید و عنصر جهل راکه باعث پناه بردن به هیچ میباشد به تاریخ پیوند داد.
جاری باشید

Posted by: امیر امیری at 19 تیر 1384 11:50 قֽظֽ

شعر زیبایی است. من هم امیدوارم جهل و نادانی هر چه زودتر از میان ما رخت بر بندد و فراموش نکنیم که این مهم با همیاری و تعاون خود ما حاصل میشود.

Posted by: افشین at 19 تیر 1384 8:39 بֽظֽ

با آرزوي صبح روشني كه هيچ جهلي هرچند علم نما روزن نور را بر قلب ما نبندد .
و خورشيدي كه روزي پنج‌بار از دل ما طلوع مي‌كند چشم مارا منور سازد .
و چشمه‌ي چشمانمان ار اشتياق روي دلارامي كه انتظارش را مي‌كشيم در فوران باشد .
و هر صبح و هر شب و هر لحظه بارش فرشتگان الهي را كه نور مي‌پاشند نظاره‌گر باشيم.
خدا با ماست ... چه حاجت كه زيادت طلبيم.

Posted by: عبدالكريم منتظر‌قائم at 20 تیر 1384 5:30 بֽظֽ

صبح بود و سپاه روشني مسرور از غلبه بر لشكريان ظلمت شادماني مي‌كردند.
شيطان افسرده و غمگين به گوشه‌اي خزيده و مبهوت از شكستن بتهاي جهل و عصيان گنگ وگيج مانده بود.
با خود گفت :
فتنه‌اي خواهم كرد.
ظلمت را چون نور خواهم آراست تا در لحظه‌ي غفلتشان همچون قوم موسي گوساله‌ي جهل را به جاي خداي نور بپرستند.
و دست به‌كار شد و هر‌چه شيطنت داشت فراهم كرد!
و نادانان دانانما را ‌كه هرآنچه از محفوظات داشتند از سفره‌ي روشنايي پيامبران الهي دزديده‌بودند اسير خويش ساخت تا با حيله‌اي تازه آدميان را مركوب خويش سازد.
و امروز كار فرشته‌هاي نور دشوار شده‌است.
امروز سكه‌هاي تقلبي دانايي جز با آزمون خدامحوري شناخته نمي‌شوند.
و دوران ظلمتهاي پيچ‌درپيچ است كه سوار بر بزرگترين و دلفريبترين اسب ترواي تاريخ انسان مي‌تازند.
آي فرشته‌هاي آسمان روشن خدا !
اين‌روزها نگرانم كه انسان‌فرورفته در گنداب رقابت لذت روز‌افزون و درمانده‌ي حسرت سراب آرامش بي‌خدا، تشنگي را نيز از ياد ببرد.
شما را به خدا روزي آسماني مارا افزون كنيد و نور را از روزن قلبهاي باصفا به زمين بتابانيد.
و مژدگاني دهيد كه سفير خداي منورالنور در راهست و صبح نزديك و چشمه‌ي زلالش بر كام تشنه‌ي ما مقدر.
اليس‌الصبح بقريب .

Posted by: عبدالكريم at 25 تیر 1384 7:55 قֽظֽ

سلام ، بسیار زیبا و با معنا بود .
.... ای کاش ما هم ابتدا بجای ستم ، جهل را نشانه گرفته بودیم ...
همیشه سبز باشی

Posted by: مجتبی at 14 آذر 1386 8:23 قֽظֽ

آمین

Posted by: امین at 15 آذر 1386 1:40 قֽظֽ

سلام خانم عرفان نظر آهاري
اينبار هم مثل هميشه مجذوب مطالب زيباتون شدم
يه گله داشتم قيمت كتابها را براي خريد در سايتتون قرار نداديد اگر ميشه اين كار را بكنيد چون من دوست دارم كتابهاي شما را از طريق سايت خريداري كنم
اگر به وبلاگ منم يه سري بزنيد خيلي خوشحال ميشم
همين

Posted by: فرشته اميني at 15 آذر 1386 3:25 بֽظֽ

كاش آنقدر بينا باشم كه دلم هي نگران لغزيدن نباشد..كاش آنقدر دانا شوم كه جهل از پشت خنجرم نزند....برايم دعا مي كني بانوي نازنينم؟؟؟؟؟

Posted by: نيوشا at 18 آذر 1386 8:41 بֽظֽ

عالی بود..
سلام گرم ما را از عسلويه بهشت زمسان ايران پذيرا باشيد..
اگر به محفل جوانان دلگرم عسلويه (پايتخت تمدن اقتصادي ايران) سپاسگذار خواهيم بود.
با مطالب:همايش عسلويه و محيط زيست-عسلويه ماکتي از کل ايران...
.

منتظر نقد و انديشه و همکاري شما هستيم...
به روزيم شما بهروز باشيد..

Posted by: اندیشه ورز برنا at 19 آذر 1386 4:03 بֽظֽ

ایا چه فکر بزرگی پشت این نوشته نهفته هست ؟
فکری از ذهنی زیبا و به فکر واداشته شده.
به شما تبریک میگم.

Posted by: مرجان at 21 آذر 1386 0:37 قֽظֽ

salam
kheili matnatoono doost daram, az khoondanesh kheili chiza migiram...
hich vaght baratoon hichi naneveshtam vali alan minevisam:
mamnooon ke hastin....

Posted by: sara at 22 آذر 1386 10:10 بֽظֽ

سلام
مطلب فوق العاده ای بود من به تازگی با آثار شما آشنا شدم
در ضمن من یه مطلب از شما رو تو وب سایتم قرار دادم الان هم می خوام این متن زیبا رو در سایت قرار بدم
اگه اشکالی در این کار می بینید حتما به بنده اطلاع بدید
سپاسگذارم

Posted by: امیر محمد فاتح at 24 آذر 1386 11:11 بֽظֽ

پاینده باشید و در پناه عشق الهی
یا حق

Posted by: سیده زینب at 26 آذر 1386 2:32 بֽظֽ

avalin bare ke be sitetOon miam, neveshtehatOon vaghean bi naZiran. behetOon tabrik migam.

Posted by: baran at 14 دی 1386 9:04 قֽظֽ

با لبانی که از سیب ها سرخ تر است تو را صدا می زنم
من از سپیدارها وابرها بالاترم باقلبی که از شیشه ها شفاف تر است
عاشقت می شوم. من از کهکشان و رنگین کمان زیباترم
چرا که تو با منی ای خدا
خدایا شکر
خیلی زیبا بود

Posted by: at 12 بهمن 1386 11:47 بֽظֽ

سلام خانم نظرآهاري روزتون به خير
از خوندن نوشته هاتون هميشه لذت مي برم. خوشحال ميشم اگر درنگ كنيد و مهمان وبلاگم باشيد !
با اجازه شما اين مطلبتون رو در وبلاگم با لينك شما گذاشتم تا بقيه دوستان هم بخونن و استفاده كنن. پاينده و جاري باشيد. ياحق

Posted by: ياكريـم at 23 بهمن 1386 3:53 بֽظֽ

salam
kheili vaghta ke mashghule khundanneveshtehatun hastam ba khodam fekr mikonam in neveshtehaye fogholade az che bineshi nashatmigire vaghti neveshtehaye shoma ro mikhunam ehsas mikonam ye ghadam az donya fasele gereftam ama kash in faseleha ta akhar donya baghi mimund

Posted by: marjan at 1 اسفند 1386 2:34 بֽظֽ

سلام خانم نظر آهاری
من شیفته نوشته هاتون هستم. خیلی خیلی زیبا مینویسید.اگه هزار بار هم نوشته هاتون رو بخونم برام تکراری نمیشن . باز هم بنویسید
موفق باشید
یا حق

Posted by: فاطمه at 20 اسفند 1386 1:26 قֽظֽ

سلام خانم نظر اهاری عزیز
سال نومبارک
من نوشته های شمارا بسیار دوست دارم , سخنی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند .
با آرزوی موفقیت روز افزون , سلامت و سعادت برای شما و همه بندگان خداوند مهربان
دوستدار شما
ملیحه سدهی

Posted by: maliheh at 14 فروردین 1387 0:37 بֽظֽ

با لبانی که از سیب ها سرخ تر است تو را صدا می زنم
من از سپیدارها وابرها بالاترم باقلبی که از شیشه ها شفاف تر است
عاشقت می شوم. من از کهکشان و رنگین کمان زیباترم
چرا که تو با منی ای خدا

Posted by: at 11 تیر 1387 6:29 بֽظֽ

تو از کدامین کهکشانی قلمی آسمانی داری ودلی به وسعت خورشید نوشتنت جایی برای نوشتنم نمیگذارد فقط سکوت

Posted by: ناهید at 13 تیر 1387 10:58 بֽظֽ

سلام خوبی
خانم اهاری خودتون می دونستسید بی نظیر هستید!!!!!!!!!!

Posted by: محمد at 27 آذر 1387 0:07 بֽظֽ

انقدر زیبا بود که فراموش کردم باید نفس بکشم .با ارزوی بهترین روزهابرای شما

Posted by: مریم at 23 دی 1387 1:43 قֽظֽ

salam
kheili ziad doseton dram
vaghean khodaro ba neveshtehaye shom az aamaghe ghalbam ehasas kardam
salem o shad bashid

Posted by: paisa at 25 آبان 1388 3:44 قֽظֽ

خيليييييييييييييييييي قشنگ بود ممنون

Posted by: كمنام at 13 دی 1388 3:31 بֽظֽ

برای اولین بار از سایتتون دیدن کردم مطلب خیلی جالب بود

Posted by: سمیرا at 19 اسفند 1388 9:26 قֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Linkdoni.com