دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي‌

story  

...پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد رفت.
آهسته آهسته‌ مي‌خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه‌ دور بود.

2005cat1.jpg

سنگ‌پشت تقديرش‌ را دوست‌ نمي‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباري‌ بر دوش‌ مي‌كشيد.
پرنده‌اي‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست، اين‌ عدل‌ نيست.
كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌ نمي‌كردي. من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه.
و در لاك‌ سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدي...
خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود
و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌ نمي‌رسد !
چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن است.
حتي اگر اندكي. و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي.
و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست، تو پاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت... .
ديگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و رفت، حتي‌ اگر اندكي؛ و پاره‌اي‌ از «او» را با عشق‌ بر دوش‌ می كشيد...

عرفان نظرآهاري

شنبه، 16 بهمنماه 1389
16 بهمن 1389 10:26 قֽظֽ | TrackBack
Comments

عالی... نه، فراتر از عالی... مثل همیشه...
ممنونم بی نهایت، بخاطر این همه لذتی که از خوندن نوشته هاتون می برم

Posted by: زهره at 16 بهمن 1389 3:42 بֽظֽ

به به عالیییییییییییییییی

Posted by: at 16 بهمن 1389 11:11 بֽظֽ

مثل همه شعرها و داستان هاتون عالی بود
مرسی

Posted by: راحله at 17 بهمن 1389 2:47 بֽظֽ

چقدر افكارتون با بقيه فرق مي كنه؟؟؟
خيلي با بقيه فرق مي كند خيلي
شما عرفان هستيد...
خود عرفان
شايد به اون خاطر هست !؟؟
آره ...
دقيقا به همين خاطر هست !!!
شما خود عرفانيد!!!

Posted by: فرهاد جاهدزاده at 17 بهمن 1389 9:16 بֽظֽ

زبانم نمی چرخه برای بیان احساسم نسبت به فکرت ، قلمت .....
شیطان...
لیلی....
دختر...
انار....
مجنون....
لاک پشت ...
هفتمین.....
چی خلق کرده خدا......

Posted by: شیما at 21 بهمن 1389 1:04 بֽظֽ

salam.vaaaaaghean lezat bordam.
manam dastan minevisam.mamnoon misham age bem sar bezanin.

Posted by: ghazaleh at 23 بهمن 1389 9:55 بֽظֽ

فوق العاده بود ممنون

Posted by: shirin at 24 بهمن 1389 4:25 بֽظֽ

سلام خانم نظر آهاری ، قلمتان نورانی باد و خدا همراهتان . چقدر از او گفتن را خوب می دانید و چه را ه و رسالت قشنگی برای خود انتخاب نمودید ، نوشته هایتان را دوست دارم و با خواندنشان حال جالبی درونم ایجاد می شود ، خدا پشت و پناهتان.

Posted by: مازیار at 25 بهمن 1389 8:20 بֽظֽ

واقعا زیبا بود...و مثل همیشه تاثیر گذار
خدا حفظتون کنه که تو این دوره زمونه ی پر از ظلم و سیاهی اینقدر به همه چیز زیبا و مثبت نگاه میکنید...
نگاهتونو دوست دارم

Posted by: هستی at 28 بهمن 1389 9:50 بֽظֽ

سلام بسيار زيبا بود مانند هميشه
من نوشته هاتونو خيلي دوست دارم
با عرض پوزش گاهي از مطالب شما در وبلاگم استفاده ميكنم اميدوارم راضي باشيد
ممنون و سپاسگذارم

Posted by: درياي درون at 30 بهمن 1389 0:26 بֽظֽ

سلام
خیلی اتفاقی این سایت رو تو لینک یکی از دوستام دیدم.
باید بگم که خیلی از نوشته هاتون رو خوندم و خیلی دوسشون دارم.
سپاس

Posted by: فاطمه نصرالهی at 6 اسفند 1389 11:21 قֽظֽ

ممنون عرفان عزیز امروز بابت باری که بر دوشم میکشیدم شاکی بودم و چرا چرا میکردم شما جوابم را دادین
بابت پیام های معنوی تان سپاسگذارم

Posted by: مینو at 7 اسفند 1389 10:24 بֽظֽ

خیلی ممنون شما فوق العاده اید

Posted by: انوشه at 9 اسفند 1389 7:26 بֽظֽ

باسلام
نوشته هایتان بی نظیر است.
میخواستم مرا برای شروع کار راهنمایی کنید.
بینهایت ممنون.

Posted by: kobra at 10 اسفند 1389 7:20 بֽظֽ

این نوشته نه خوب است نه بد است نه عالیست و نه برای خوش امدن و بد امدن ماست و نه برای تشکر و قدردانی خلق شده اند که اگر اینگونه باشد هیچ ارزشی نخواهند داشت .

اینها تنها پیامیست از یک انسانی که میبیند آنچه که ماهم میتوانیم ببنیم اگر دوستار دیدن باشیم.

اینها فقط اشاره ایست به آنچه که هست و وجود دارد و ما قادر به دیدن آن نیستیم.

همه اینها پیامیست به ما که بفهمیم که نمیبنیم .

اما افسوس ....

افسوس ...

که ما فقط نوشته ها و واژه ها را میبنیم نه چیزی دیگری .

Posted by: arash at 16 اسفند 1389 4:28 قֽظֽ

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل

اگر مراد نيابي به فدر وسع بكوشي

Posted by: عباد كيانفر at 17 اسفند 1389 3:06 بֽظֽ

uعالیه مثل همیشه. من هم از بس از خوندن مطالبتون لذت می برم بعضی داستان هاتونو میذارم تو وبم تا همه ببینن. راضی باشین. یا علی

Posted by: زندگی دوباره at 18 اسفند 1389 8:14 قֽظֽ

قدرت و تفاوت نگاهتان را همیشه دوست دارم

Posted by: ملیحه at 23 اسفند 1389 0:23 بֽظֽ

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌كنم
كه چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان
ببیند.

گوشی
كه صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان
بشنود.

برای تو و خویش، روحی
كه این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی
كه در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون كشد
و بگذارد
ار آن چیزها كه در بندمان كشیده است
سخن بگوییم.

Posted by: حسام at 25 اسفند 1389 5:09 بֽظֽ

سلام سال نومبارک
شماهمیشه آدم روبه خودشون نزدیک میکنید
ممنونم

Posted by: بهاره at 29 اسفند 1389 2:21 بֽظֽ

با درود بر روح مهربون و آسمونی تون.خانم آهار نظری.من به تازگی با قلم و نوشته های شما آشنا شدم.و از این بابت از خدا سپاسگزارم.مطالبتون به روح من ایمان و امید می بخشه.پاینده باشید بانو.

Posted by: دیبا at 22 مهر 1390 0:36 بֽظֽ

مثل همیشه محشر بود.

Posted by: at 13 دی 1390 1:31 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh