دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


خورشید، دختر یلداست

story  

یلدا نام فرشته ای است بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره. یلدا نرم نرمک با مهرآمده بود. با اولین شب پاییز و هر شب ردای سیاهش را قدری بیش تر بر سر آسمان می کشید تا آدم ها زیر گنبد کبود آرام بخوابند.

2n8blu0.jpg

یلدا هرشب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت ولابه لای خواب های زمین، لالایی اش را زمزمه می کرد. گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد.
***
یلدا، شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت. آتش که می دانی، همان عشق است. یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد. آتش در یلدا بارور شد.

فرشته ها به هم گفتند: " یلدا، آبستن است، آبستن خورشید. و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند".

فرشته ها گفتند: " فردا که خورشید به دنیا بیاید، یلدا خواهد مرد".

***
یلدا همیشه همین کار را می کند، می میرد و به دنیا می آورد. یلدا آفرینش را تکرار می کند.
راستی، فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت.

عرفان نظرآهاری

پنجشنبه، 10 تیرماه 1389
10 تیر 1389 3:01 بֽظֽ | TrackBack
Comments

سلام
از نوشته هاتون خیلی چیزها یاد می گیرم و خیلی دوستشون دارم که منو وادار به فکر کردن و احساس کردن می کنن , از وازه های غیر تکراری و زیباتون و بخصوص هماهنگی و ترانس نوشته هاتون خیلی لذت می برم
موفق باشید

Posted by: ساده at 12 تیر 1389 7:34 بֽظֽ

یک نگاه متفاوت و تغییر یافته
و جویای حقیقت

Posted by: خدا at 12 تیر 1389 8:06 بֽظֽ

تشکر از شما آیا راهی داره تا به فایل صوتی نویسنده دسترسی پیدا کنیم،چون من از برنامه تازه ها با خانم
نظر آهاری آشنا شدم واقعا علاوه بر اینکه زیبا احساس خود را با قلم بر کاغذ جاری می کنند زیبا هم اونها را بازخوانی می کردند.

Posted by: شهباز at 18 تیر 1389 8:09 بֽظֽ

نوشته هاتون لذت بخشند و نگاه عميقي در آنها جاريست.

هميشه باشيد و هميشگي.

Posted by: اتفاق ساده at 21 تیر 1389 2:47 بֽظֽ

سلام صد احسنت و افرین بر شما
نوشته هاتون قلبمو می لرزونه واشک رو از چشمونم سرازیر می کنه
من بچه شمالم ودانشجوی زاهدان
کاش میشد تشریف بیارید دانشگاه ما ودل جوونای افسرده این جا رو با کلام زیباتون سرشار کنه
خوشحال میشم اگه بهم بگید این افتخار رو بما می دید یانه
متاسفانه به خاطر دور افتادگی این جا کسی قدم نمی زاره
ممنون می شم اگه لطف کنید بگید برا دعوت رسمی از شما باید چیکار کنیم؟
خودم دوستتون دارم ودلم می خواد دیگران هم بهره مند شن
اخه می دونید دیگه در بهشت تنها بودن سخت تر از کویره

Posted by: سرا فغانی at 1 مرداد 1389 7:35 بֽظֽ

سلام. واژه ها نمیتونن زیبایی احساس و نوشته هاتونو بیان کنند. اما باید بگم با خوندن نوشته های شما من دو تا چشم دیگه پیدا کردم. به یه دنیای دیگه.
حالا احساس میکنم به عرفان و معرفت نیاز دارم. یعنی من به همین هدف آفریده شدم.و اینکه هنوز قدمی هم وارد نشدم آشفته م میکنه.
هیچوقت ما رو تنها نذارید. خیلی خیلی دوستون دارم. به اندازه ی وسعت فکر و احساستون ممنونم.

Posted by: یاس at 4 مرداد 1389 0:05 قֽظֽ

سلام
خیلی کم پیش می آد من نوشته ای رو چند بار بخونم یا حتی تکرار فیلمی رو ببینم.اما نوشته های شما رو چندین بار می خونم بعضی وقتا پشت سر هم...
واقعاً نوشته هاتونو دوست دارم،وقتی می خونمشون حسی بهم دست می ده که قابل توصیف نیست،گریه،خنده،شوق،آرامش همه این حس هام بروز می کنن.
خدا کنه همیشه شاد و سر زنده باشین...

Posted by: سحر at 10 مرداد 1389 1:38 بֽظֽ

salam omidvaram khub bashid.khanome nazarahari nmidunam chi bgam k hesamo bayan kone vaghean tu kalam nmigonje shoma vaghean y shaero nvisande motefavtid va dar zmn esmtun vaghean barazande shomast shoma kare bozorgi mikonid yani hadeaghal vase man k fkr kardano yadam dadid inke che zibast hamechiz ama ma ya hadeaghal man che bado zsht mibinam hamechizo shoma heso zibaeye ajibi tu kalametune k har kasio majzub mikone
kheili dustetun daram kheili.mahshid daneshjue zabane englisi

Posted by: mahshid at 14 مرداد 1389 1:26 قֽظֽ

در نوشته هایت چیزی هست مثل لطافت باران ... مثل زیبایی رنگین کمان ... و من همیشه میخوانم و لطیف می شوم مثل باران و در ذهنم چیزی میروید شبیه رنگین کمان ... با سلام.

Posted by: گندم at 25 مرداد 1389 1:02 بֽظֽ

تو به آغاز زمین نزدیکی ،نبض گل ها رو میگیری ،آشنا هستی با سرنوشت ترآب ،عادت سبز درخت .

Posted by: مریم at 30 مرداد 1389 2:20 بֽظֽ

نوشته هاتون واقعا عالیه. همیشه از خوندنشون و حتی چند بار خوندنشون لذت می برم و کتاباتونو به دوستام هدیه میدم یا معرفی میکنم.
به نوشتن ادامه بدین من منتظر هر مطلب جدیدی ازتون میمونم.
متشکرم

Posted by: صفا at 31 مرداد 1389 1:18 قֽظֽ

سلام
من خیلی نوشته هاتونو دوست دارم.
اسم من یلداست!
خیلی ذوق کردم وقتی دیدم یه داستان با نام من نوشتین.
خیلی وقت پیش گذاشتمش تو وبم.چهارشنبه 18 شهریور1388
ممنون

Posted by: یلدا at 3 شهریور 1389 7:17 بֽظֽ

سلام خانم نظرآهاری. بسیار بسیار خلاقانه می نویسید..... قیامتیند نوشته هایتان...

Posted by: کوثر at 4 شهریور 1389 0:52 بֽظֽ

نمیدونم چه سری تو نوشته هاتون هست که انقد ادم جذبشون میشه...
موفق باشین

Posted by: مهربانی at 14 شهریور 1389 5:49 بֽظֽ

سلام
من عاشق نوشته هاتونم با اجازه داستان ما همسایه خدا بودیم رو با ذکر اسم نویسنده در وبلاگم گذاشتم

Posted by: mahsa at 15 شهریور 1389 6:15 بֽظֽ

سلام، من شما را تا چندی پیش نمی شناختم اما سه کتاب کوجک مرا با شما آشنا کرد و من عاشق نوشته هایتان شدم. بعضی از داستان هایتان را در وبلاگم گذاشته ام که هر کس سری به وبلاگم زد بداند که عاشق داستان هایتان هستم.
خوشحالم شما را شناختم.

Posted by: هدا at 24 شهریور 1389 2:54 بֽظֽ

با سلام... واقعا داستان هاتون حرف نداره...
عالین......

Posted by: yasaman at 28 آذر 1390 5:40 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh