دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


خواستند سرش را ببرند.

story  

می خواستند سرش را ببرند .
خودش این را می دانست .
او معنی کاسه آب و چاقو را می فهمید .
با مادرش هم همین کار را کردند . آبش دادند و سرش را بریدند .

untitled.jpg.bmp

ترسیده بود . گردنش را گرفته بودند و می کشیدند .
قلب قرمزش تند تند میزد . کمک می خواست . فریاد میزد و صدایش تا آسمان هفتم بالا می رفت .
خدا فرشته ای فرستاد تا گوسفند بی تاب را آرام کند .
فرشته آمد و نوازشش کرد و گفت : " چقدر قشنگ است این که قرار است خودت را ببخشی تا زندگی باز هم ادامه پیدا کند . آدم ها سپاسگزار توان و قوت قدم هایشان از توست . تاب و توانشان هم .
تو به قلب هایشان کمک میکنی تا بهتر بتپد ، قلب هایی که می توانند عشق بورزند .
پس مرگ تو ، به عشق کمک می کند .تو کمک میکنی تا آدم امانت بزرگی را که خدا برشانه های کوچکش گذاشته بر دوش کشد .
تو و گندم و نور ، تو پرنده و درخت همه کمک میکنید تا این چرخ بچرخد ، چرخی که نام آن زندگی است
گوسفند آرام شد و اجازه داد تا چاقو گلویش را ببوسد ... او قطره قطره بر خاک چکید ،
اما هر قطره اش خشنود بود ، زیرا به خدا ، به عشق ، به زندگی کمک کرده بود ...

عرفان نظرآهاری

یکشنبه، 10 مردادماه 1389
10 مرداد 1389 2:34 قֽظֽ | TrackBack
Comments

با سلام خدمت خانم نظرآهاری.ممنون

Posted by: shadow at 12 مرداد 1389 4:11 بֽظֽ

معصومانه نوشته بودین. بسیار زیبا ...

Posted by: متين at 14 مرداد 1389 10:06 بֽظֽ

به نام خدای مهربون
سلام خانوم نظر آهاری ، فوق العاده بود خیلی فوق العاده . الان انقدر هیجانم بالاست که نمیدونم باید چی بگم. با اینکه شاید دهمین باری بود که این متنو میخوندم اما مثل همیشه برام تازگی داشت مثل همه نوشته های دیگه شما که هیچوقت رنگی از تکرار نمیگیرن.

Posted by: هاجر at 15 مرداد 1389 9:18 بֽظֽ

سپاسگزارم، چه جاویدانه زیبایی!

Posted by: شجاع مستقل at 20 مرداد 1389 1:01 بֽظֽ

سلام
خيلي زيبا و دوست داشتني بود. خداوند متعال اين نعمت نوشتن زيبا و دلنشين را براي شما افزون نمايد.

Posted by: خرّم at 28 مرداد 1389 1:31 بֽظֽ

نمیشه منکر زیبایی ادبیش بود ولی تاثیرگذاریش تو این همه ایده ناب و داستان زیبا گمه

Posted by: bad street boy at 29 مرداد 1389 6:05 قֽظֽ

بارها داستان قربانی کردن را شنیدم بارها خواندم و بارها با چشم خود دیدم اما هرگز نتوانستم درک کنم چرای گرفتن جان حیوانی زبان بسته و اهلی را برای موجود نااهلی، خودخواه و بدزبانی مثل انسان که به هم نوع خود نیز رحم نمی کند. انسان ها فقط سر گوسپندها را نمی برند سر برادر خویش را هم می برند و آن وقت او را و قلبی که برای او می تپید را کدام فرشته آرام می کند؟ نه من هرگز باوری به این سپاسگزاری و گذشت ندارم و از روزی که اشک یکی از این زبان بسته ها را در روز عید قربان دیدم دیگر نتوانستم در این جنایت سهیم باشم و لب به گوشت تن هیچ زبان بسته ای بزنم. باور کنید که خداوند زندگی می بخشد باور کنید که گرفتن جان جانداران فرمان او نیست...

Posted by: at 31 مرداد 1389 5:35 بֽظֽ

فوق العاده بود

Posted by: ممنوعه at 1 شهریور 1389 2:10 بֽظֽ

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.دوستوندارم.

Posted by: مینا at 4 شهریور 1389 2:22 بֽظֽ

inghad ghashang neveshtid ke delam khast jae on bichare basham

Posted by: sara at 6 شهریور 1389 1:03 بֽظֽ

"بارها داستان قربانی کردن را شنیدم بارها خواندم و بارها با چشم خود دیدم اما هرگز نتوانستم درک کنم چرای گرفتن جان حیوانی زبان بسته و اهلی را برای موجود نااهلی، خودخواه و بدزبانی مثل انسان که به هم نوع خود نیز رحم نمی کند. انسان ها فقط سر گوسپندها را نمی برند سر برادر خویش را هم می برند و آن وقت او را و قلبی که برای او می تپید را کدام فرشته آرام می کند؟ نه من هرگز باوری به این سپاسگزاری و گذشت ندارم و از روزی که اشک یکی از این زبان بسته ها را در روز عید قربان دیدم دیگر نتوانستم در این جنایت سهیم باشم و لب به گوشت تن هیچ زبان بسته ای بزنم. باور کنید که خداوند زندگی می بخشد باور کنید که گرفتن جان جانداران فرمان او نیست... "
کشملا با نظر شما موافق هستم دوست عزیز.

Posted by: Sahel at 8 شهریور 1389 5:24 بֽظֽ

زيبا و پرمعنا .

Posted by: حسن at 9 شهریور 1389 11:40 بֽظֽ

salam besyar besyar shirin o delchasb boood mesle baghie neveshtehatoon

Posted by: آدمک at 16 شهریور 1389 6:37 بֽظֽ

سلام اسم کتابتون چیه خانم نظرآهاری واز کجا میتونم گیرش بیارم

Posted by: at 19 شهریور 1389 7:45 بֽظֽ

سلام خانم نظر آهاری . شما هم معتقدید که انسان برای این اشرف مخلوقات است که میتواند عاشق شود؟
اگر اینگونه است هم عقیده ایم.

Posted by: باران at 22 شهریور 1389 4:39 قֽظֽ

سلام
با اینکه خوب نوشته بودین ولی بازم دلم سوخت . اگه من بودم اجازه نمی دادم سرم بریده بشه !

Posted by: لیلی at 27 شهریور 1389 7:13 قֽظֽ

oh,my God

Posted by: at 24 آبان 1389 3:14 بֽظֽ

سلام
من اعتقاد دارم اثرهنرمندغیر از اعتقادش نیست خوش به حالتون که به این نوشته های پر از معنا رسیده اید.

Posted by: محبوبه at 11 آبان 1390 0:58 قֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh