دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


قاصدک

story  

هر قاصدکی یک پیامبر است . ساکت و ساده و سبک بود ، قاصدکی که داشت می رفت . فرشته ای به او رسید و چیزی گفت .
قاصدک بی تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید .

104834272.jpg

قاصدک رو به فرشته کرد گفت : اما شانه های من ظریف است . زیر این خبر می شکند من نازکتر از آنم که پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم
فرشته گفت : درست است آن چه باید تو بر دوش بکشی غیر ممکن است و سنگین ؛ حتی برای کوه اما تو می توانی . زیرا قرار است تو بی قرار باشی .
فرشته گفت : فراموش نکن نام تو قاصدک است و هر قاصدکی یک پیامبر .
آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد و رفت و قاصدک ماند و خبری دشوار که بوی ازل و ابد می داد .
حالا هزاران سال است که قاصد می رود ، می چرخد و می رود ، می رقصد و همه می دانند که او با خود خبری دارد .
دیروز قاصدکی به حوالی پنجره ات آمده بود . خبری آورده بود و تو یادت رفته بود که هر قاصدک یک پیامبر است . پنجره بسته بود تو نشنیدی و او رد شد .
اما اگر باز هم قاصدکی را دیدی ، دیگر نگذار که بی خبر بگذارد و برود از او بپرس چه بود آن خبری که روزی فرشته ای به او گفت و او این همه بی قرار شد .

عرفان نظرآهاری

پنجشنبه، 22 مهرماه 1389
22 مهر 1389 3:06 قֽظֽ | TrackBack
Comments

قاصدک هان چه خبر آوردی
از کجا وزکه خبر آوردی

فکر می کنم شما هم یکی از قاصدک هایی باشید که فرستاده شده اید تا خبرهایی را بدهید و الحق که قاصد امینی هستید.
موفق باشید

Posted by: ملیحه at 27 مهر 1389 0:20 بֽظֽ

سلام

لحظه های زیادی با نوشته های شما آروم شدم

بخصوص نوشته های سال 82 شما


شاد و پایدار باشید

Posted by: سولماز شهیدی at 27 مهر 1389 11:38 بֽظֽ

با خوندن نوشته های شما احساس آرامش میکنم.واقعا نوشته هاتون عالیه.خسته نباشید

Posted by: آبتین at 29 مهر 1389 8:07 قֽظֽ

در کوچه باید می اید
در کوچه اوهام من باد می اید
قاصدکهای خیال پر می گشاند..

Posted by: ص at 30 مهر 1389 4:31 قֽظֽ

بگذاريد چيزي بگويم شايد مولانا نباشه شايد فهم اشعار او هم بسيار سخت باشه اما كساني هستند كه مي فهمند و خوب مي فهمانند. آفرين بر چنين معلميني كه مي توانند نشانه شناسي ، خدا شناسي ، و روش شناسي برخورد با زندگي را تعليم مي دهند

Posted by: علي at 18 آبان 1389 3:44 بֽظֽ

سلام آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...
به ما هم سر بزنید خوشحال می شم استاد
سپاس

Posted by: پریسا کشاورزحمید at 19 آبان 1389 0:16 قֽظֽ

بسیار عالی بود همه داستانها و شعرهایتان بسیار ارامبخش دلهاست موفق و سربلند باشید التماس دعا

Posted by: حسین at 19 آبان 1389 2:07 بֽظֽ

سلاااااااااااااااااااااااام
عالی بود
مثل همیشه
ممنون

Posted by: یه زمینی at 21 آبان 1389 8:44 بֽظֽ

سلا م خيلي خوش اقبال هستم كه با قلم ونوشته هايتان اشنا شدم نميدانم چه طور از زحمت هايتان قدرداني كنم هرچند كه شما نيازي به تشكر و قدرداني من نداريد از صميم قلبم براي شما و انكه مرا با شما اشنا ساخت(معلمم) بهترين ارزوها را ميكنم

Posted by: نسترن at 9 آذر 1389 3:51 بֽظֽ

مطالبتون مثل همیشه عالی و پر باره
عمیق ترین مفاهیم عرفن رو در قالب جملات ساده آوردید و این برای جوانهای ما عااالیه
ممنون

Posted by: ونوس at 9 دی 1389 5:54 بֽظֽ

سلام،ساده اما عمیق؛جنس نوشته هاتون اینه...تبریک میگم

Posted by: علی at 17 دی 1389 0:07 قֽظֽ

باسلام
از نوشته هاتون لذت میبرم......بینهایت
سلامت باشید و پاینده

Posted by: میتـــــــــرا at 18 دی 1389 0:52 بֽظֽ

سلام من خیلی از نوشته های شما خوشم میاد خیلی ساده و روان با احساس هستند از نوشته های شمام خیلی تو وبلگم استفاده میکنم دوستووووووووووووون دارم

Posted by: بی ریا at 19 دی 1389 11:58 بֽظֽ

من حدود چند ماهی می شهکه بانوشته های شما آشنا شدم.بعضی هاشون آدمو به ته عشق خدا می برند.ولی گاهی تو بعضی از نوشته های شما احساس وقفه،یا چیزی شبیه سکته در شعرمی کنم.در این جور مواقع حس می کنم میرفتم که بپرم ولی یهو تو آسمون ولم کردند.شاید اشکال از منه.من عاشق عرفانم،واسه همین با بعضی از نوشته های شما مثل بخش هائی ار کتاب جوانمرد واقعا حال می کنم.واسه همین گرچه بعضی وقتا یهو تو آسمون ول شدمفولی بابت اون حالهای خوب واقعا متشکرم

Posted by: شهرزاد at 25 دی 1389 11:07 قֽظֽ

درود بر شما.
واقعا که نوشته هاتون تحسین بر انگیزن.
خیلی دوس داشتنی و قشنگ.
من از همه بیشتر لیلی نام ... خیلی دوس دارم.
پایدار و پیروز باشید.

Posted by: النینو at 27 دی 1389 2:46 قֽظֽ

خدای عزیز! به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟

موفق باشی خانم آهاری

Posted by: علیرضانورعلی آهاری at 29 دی 1389 5:04 بֽظֽ

استاد فرزانه
کلامتان بسیار دلنشین است و آنقدر شیوا میگوئید و انقدرملموس می نگارید که بارها و بارها از یادمان میرود که این ،دست نوشته های شماست ،بسیار زیبا رازهای دلمان را برملا میکنید و ناگفته هایمان را به زیبایی به تصویر میکشید بی انکه از ما بدانید
دستانتان پر توان و نفس تان پر دوام باد

Posted by: فرزاد at 18 بهمن 1389 0:53 بֽظֽ

سلام
میدونم تکراریه،ولی منم میگم:
خیلی قشنگه،عالی.
شما 1دونه اید

Posted by: امیر at 23 بهمن 1389 1:21 قֽظֽ

درود بیکران بر شما بانو!
زیبا بود... زیبا بود... زیبا...
من در این سن هنوز هر وقت که قاصدکی از کنارم رد می شود به نرمی می گیرمش و می خواهم پیغامم را برساند...!

ومن...
تا وقتی که دوست دارم
باد و باران و بادبادک را
قاصدک را...
کودک خواهم ماند!
با همان روءیاهای کوچک
و آسمان هایی پر از پولک...

خوش حال می شوم با "سوژه ی قاصدک ها" همراه شوید!

Posted by: الهه تاجیک زاده (آریایی) at 28 بهمن 1389 6:59 بֽظֽ

binazir bood.mamnoon.............

Posted by: mahdie at 14 آذر 1390 6:43 بֽظֽ

نوشته های شما واقعا به دلم آرامش مبده ازتون خیلی خیلی سپاس گذارم.
میدوارم هر کجا هستید سالم و سرحال باشید.
با آرزوی بهترین ها.

Posted by: at 11 دی 1390 7:52 بֽظֽ
ارسال نظرها









Remember personal info?






Powered by Tapesh