works
" پیامبری از کنار خانه ما رد شد" تازه ترین کتاب "عرفان نظرآهاري" از سوی انتشارات "صابرین" منتشر شد. این کتاب را "عطيه مرکزي" ، تصویرگری کرده و "شاپور حاتمي" طراحي گرافیگ این اثر را بر عهده داشته است.
تازه ترین کتاب "عرفان نظرآهاري" با نام " پیامبری از کنار خانه ما رد شد" از سوی انتشارات صابرین و با
تصويرگری خانم "عطيه مرکزي" و هنرمندی "شاپور حاتمي" طراح گرافیگ چند روزی است منتشر شد.
"از بهشت که بيرون آمد دارايي اش فقط يک سيب بود. سيبي که به وسوسه آن را چيده بود و مکافات اين وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بي بهشت مي ميري. زمين جاي تو نيست. زمين همه ظلم است و فساد. انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمين تاوان ظلم من است.اگر خدا چنين مي خواهد پس زمين از بهشت بهتر است.
خدا گفت: برو و بدان جاده اي که تو را دوباره به بهشت مي رساند از زمين مي گذرد و ..."
" پیامبری از کنار خانه ما رد شد" 1400 تومان قیمت دارد و در 5000 شمارگان منتشر شده است.
جمعه، 2 دیماه 1384
Comments
با سلام و ادب،
آی پیامبر! مقدمت مبارک. ما دیده براه توایم.
ارادت
شجاع مستقل
کابل-افغانستان
شجاع مستقل
ba salam ;dar sorate amkan beraye ashenaiye bishtar montazare maile shoma hestam.ba tashkor berang
behrang
"و تنهاآنان که دست به دست خدا دادنداز هستی رازناک به سلامت گذشتند."
"و خدا آنان راازلابه لای رازهاعبوردادودرهرعبوررازی گشوده شد."
سطربه سطروجمله به جمله این کتاب باب دنیای جدیدی بود که به روی من گشوده شد.
در پناه خداوند توفیقاتتان روزافزون.
فریناز
سیمایش نمایان شد او هم مسافر بود در اخرین لحظات دست او در دست خدا بود.......باید می رفت فقط به خاطر یک سیب...سیبی که ندانسته چید..اما ..سرنوشتش این بود این که باید می رفت ............رفت سیب در دستش و حوا در کنارش واینها بودند دلخوشی اش کاش من هم پیامبر را دیده بودم ..ویک گاز از ان سیب بهشتی اش می زدم البته با اجازه ی خدا
فاطمه شریف
پیامبر از دم خونه ما که گذشت....
بوی سیب همه جا را پر کرد....
به آن سیب مقدس قسم!
که ناگهان یاد حوا افتادم که به آدمکهای قصه
ای گه خودش ساخته بود دل بست...
راحیل
هم چنان در جهان سيبی خواهد بود که فرزندان آدم هر يک بر درختی ازآن ها يا کوچک تر بر سبدی حکومت کنند و سيب اقليميست و اگر به پرديس فکر می کنی به انار بيانديش که اقليميست ...
ساجده
...به نام خالق بهار ..
نمي دونم چطوري بايد شروع كنم نمي دونم كه چه جمله اي
برازنده بيان احساسيه كه پس خوندن اون متن پيدا كردم
راستش ما ياد گرفتيم كه احساس واقعي رو هيچ وقت
نميشه بيان كرد بلكه اگر چيزي مبگيم همش بازي باواژه
هاست اما من حتي بازي با واژه هارو هم بلد نيستم
وفقط مي تونم بگم تــــا نهايتي كه خدا تعيين
كرد زيبا بود .....
موفق و پيروز باشي
نيلوفـــــــــــــر
سلام
خوبين شما؟
نمي دونم چه جوري بايد در مورد نوشته هاتون نظر بدم
ولي اگه بخوام تو يك كلام بگم بايستي بگم::::
دمت گرم بابا دمت گرم
ولي كلا تا وقتي كتاباتون رو نخونده بودم خوب خيلي چيزها برام قشنگ تر بود چون هر هفته به اميد عرفان نظر آهاري مي رفتم 40 چراغ مي خريدم صفحه اول رو باز مي كردم و با يك بسم الله شروع به خوندن نوشتتون مي كردم
ولي وقتي كتب رو خريم با هجوم نوشته هاتون مي خواستم مقابله كنم
نشد
سخت بود
فعلا خداحافظ
امين
tanha anan ke dast dar dast khoda dadand az hasti raz nak be salamat gozashtand. besyar alli va latif bood.movafagh bashiead.
feri
salam aziztari man motade site shoma shodam (iek rangi o boye taze az eshgh begir por soz tarin godaze az eshgh begir)shadi basgid.
shohre
دوشنبه، 10 بهمنماه 1384
10 بهمن 1384 6:05 بֽظֽ