دور جدید نشستهای مولوی خوانی،3شنبه هابعدازظهر ،تلفن تماس:88317755-09384344676

تقویم 1391 نورونار منتشر شد.این تقویم دیواری گزیده ای است از شعرهای عرفان نظرآهاری با نقاشی های آلبرتو دنیس به همراه دوکارت پستال هدیه به دسخط شاعر.تلفن سفارشات:77704313-09121547540-پخش ققنوس:66408640


جوانمرد، نام ديگر تو

works  

معرفي كتاب "جوانمرد، نام ديگر تو" : جوانمردي، مفهومي ديرپا در فرهنگ اسلامي و ايراني است كه طي قرن‌ها در لايه‌هاي مختلف اجتماع گسترده شده و در باورها و اعتقادات پيدا و پنهان مردمي، ريشه دوانيده است...

Javanmard-02.jpg

در طول تاريخ، جوانمردي از سه كانون سپاهيان و پيشه‌وران و صوفيان رشد كرده و تقويت شده است.
و با وجود تفاوت‌هايي كه اين گروه‌ها با هم داشته جوانمردانشان در اصول و مرامي همسو بوده‌اند: در مهمان نوازي و وفاي به عهد، در بخشندگي و گشاده دستي، در راستي و پايمردي و ...
مفهوم جوانمردي در طي سال‌ها، با نام‌هاي مختلفي چون عياران، فتيان و اخيان و حتي لوتيان و غيره همسان شده است.

و گاهي اين نام‌ها، نيكي و بدي و زشتي و زيبايي را توامان داشته‌اند. حقيقت اما آن است كه در كنه جوانمردي، معنايي نهفته است كه آميزه‌اي است از فضايل اخلاقي و آموزه‌هاي ديني و رفتارهاي انساني. از اين روست كه در روزگار كنوني به احياي دوباره آن بسيار نيازمنديم.

كتاب «جوانمرد، نام ديگر تو» در پي آن است كه در پيكر مفهوم جوانمردي كه در اين زمان خفته و نيمه جان، نفسي تازه بدمد.

اين كتاب با مقدمه‌اي ادبي درباره جوانمردي و سابقه‌اش شروع مي‌شود و نهايتا از آنجا گريزي مي‌خورد به نام و ياد و زندگي و شرح "شيخ ابوالحسن خرقاني"؛ عارف بزرگ قرن پنجم. در مقام جوانمردي ماندگار، در تاريخ انساني از حوزه جوانمردان صوفي.

اين كتاب در واقع به گونه‌اي بازآفريني و بازگويي حكايت‌ها و سخنان اين عارف بزرگ است در قالب چهل روايت.

و ناگفته نماند كه مفهوم جوانمرد، مفهومي فراجنسيتي است كه هم مردان را در بر مي‌گيرد و هم زنان را. فارغ از سن و سال و مقام و مرتبه‌شان.

در روزگاري كه اخلاق و ايمان چنان نسبي و شخصي است كه شايد هر رفتاري مجاز شمرده مي‌شود، حكايت‌هاي زندگي شيخ ابوالحسن خرقاني، مبنايي است و معياري تا خويشتن را با آن بسنجيم و ببينيم در كشاكش زندگي و چالش‌هاي گوناگونش چگونه‌ايم.

و اينك روايت سوم از كتاب "جوانمرد، نام ديگر تو" :

اگر خاري به پاي كسي برود، كسي كه آن سوي دنيا زندگي مي‌كند، آن خار به پاي جوانمرد فرو رفته است. جوانمرد است كه درد مي‌كشد.
اگر سنگي، سري را بشكند، اگر خوني در جايي جاري شود، اين جوانمرد است كه زخمي مي‌شود، اين خون جوانمرد است كه جاري مي‌شود.
اگر اندوهي در دلي بنشيند، اگر دلي بگيرد و بشكند، آن اندوه ازآن جوانمرد مي‌شود و آن دل جوانمرد است كه مي گيرد و مي‌شكند.
جوانمرد گفت: خدايا چرا اين همه باخبرم مي‌كني از هر خار جهان و از هر خون جهان و از هر اندوهش، چرا جهان به اين بزرگي را در تن كوچك من جا داده اي؟
خدا گفت: جهان را در تو جا داده‌ام؛ زيرا جوانمرد نخواهي شد، مگر آن كه جهان مرد باشي!

جوانمرد، نام ديگر تو
نوشته عرفان نظرآهاري
مشاور: دكتر غلامرضا خاكي
طراح گرافيست: شاپور حاتمي
ناشر: صابرين
چاپ: 1386
قيمت: 2000 تومان

پنجشنبه، 25 مردادماه 1386
25 مرداد 1386 11:50 قֽظֽ | TrackBack
Comments

دو
.......
سلام
.......
در آستانه آغاز یک درد ، این دل توست که چون سیر و سرکه می جوشد فرقی نمیکند این درد در کدام بطن در کدام پوست یا بر کدام استخوان و در کدام مکان باشد . آغاز یک درد آغار دلواپسیهای توست
وقتی مرغابی بی هوااز آب دل می کند و به هوا بر می خیزد حتما خبریست. و این پرهای هم دردی ده توست که بر زمین می ریزد .
وقتی باد اندام قاصدک را قلقلک می دهد و او را چون کودکی شاد به جست و خیز فرا می خواند این تویی که آرام می گیری همان لحظه که تداول آرام زندگی را حتی در چشمان شاپرکان می بینی .
نیاز نیست حتما مرهم باشی گاه باید همپا ، پایکوبی کرد . این هنر توست که همرنگی را در نهایت پاکی تا آخر با همه کس و همه چیز حفظ می کنی تا جایی که صراط را مستقیمش خوانند تو را می بینیم که هم رنگ با همه کس و هم چیز پیش می روی
وقتی گلوله ایی مغرضانه شلیک می شود کودکی می گرید و دستان مادر بی اختیار او را به سینه می فشارد ابر خشمگین تر می غرد و ژنها جهش پیدا می کنند ! نه ، افسرده می شوند . و تو متفکر می شود که چرا شقایقها سال به سال کم رنگتر می شوند و آلاله های آبی با آن که میهمان آب هستند نمک دان می شکنند .
وقتی باران باریدن آغاز می کند کلاس یک رنگی و یکی شدن شروع می شود . پاکی ارشد کلاس است ولی تو همچنان متفکری که چرا کودکان دوست دارند " ریزعلی " داستان باشد تا واقعیت .
ملالی بر خیره ماندن تو نیست " جوانمرد" دوست ندارد کردار امروز را در ذهنش جایی دهد .
،
و تو، یک جوانمردی


Posted by: مفلس at 10 خرداد 1386 1:54 بֽظֽ

جوانمرد نخواهي شد، مگر آن كه جهان مرد باشي!

سبز باشي

Posted by: حسين at 16 خرداد 1386 11:45 قֽظֽ

عرفان عزيزيم : نوشته هايت را هر روز مي خوانم . مادرم هم مي خواند او مي گو يد خدا نوري از جانب خودش در عرفان گذارده است . نوري از جانب خودش .... و اين قلم را عرفان نيست كه بر كاغذ ميراند , شايد دست خداست و شايد دست آن فرشته ايست كه مدام همراهش است .
اميدوارم اين نور روز به روز پر رنگ تر شود .

Posted by: at 16 خرداد 1386 6:35 بֽظֽ

من شما رو نمي شناختم.از طريق اين وبلاگ باهاتون اشنا شدم.
از اين به بعد كاهاتون رو ميخونم

Posted by: بماند... at 28 خرداد 1386 5:06 قֽظֽ

با مطلبي با عنوان فاجعه به روزم

Posted by: keyhoo at 29 خرداد 1386 7:57 قֽظֽ

سلام فانوس
بالاخره انتظار به پایان رسید!!!
خوشخالم جوانمرد متولد شد.
تبریک استاد
یا حق

Posted by: محمد امین امامی(جوان پیر) at 7 تیر 1386 7:29 بֽظֽ

بنام خدا
سلام ما را از آنسوی قلبها بشنوید.
من که هر جا رفتم
جار زدم
شده این دل حراج ...
بسیار لذت بردم، همین دیشب کتاب > را خواندم. ولی بر حسب شرایط تکه ای از کتابی دیگر از شما را این جا نوشتم.

خورده نگیرید...


نکاتی بس زیبا در این کتاب نهفته است ولی ...

اندوه...

اندوه را برایم شرح دهید. خواهشا...

منتظرemail زیبای شما روزم را شب خواهم کرد...

Posted by: موسی at 19 آبان 1386 3:53 بֽظֽ

salam Khanoome Nazar ahary

avalan mikhastam behetoon baraie negareshe in ketabhaie ziba tabrik begam, man kheili ettefaghy ieki az ketabhaie shoma ro (name digare to javanmard) motalee kardam va vaghean tahte tasir gharar gereftam.
man daneshjooie sale 3vome reshte bargh hastam az daneshgahe Sharif, garche ba noe kare man hamahang nist vali man dar khodam noe meil be neveshtan va oloome ensani mibinam ke ba jabre roozegar in estedade man shaiad tu masire dige e rafte:) , mikhastam az shoma beporsam ke be nazaretoon baraie inke man az nazare loghat va estelahat va nasr o ... bekham khodamo ghavi konam che ketabhaee pishnehad mikonid ta bekhoonam? az asare kohane iran ta keshvar haie dige? kheili delam mikhad betoonam mesle shoma benevisam tu filde haie motenave aam az sher o adabie kohan o amiane o ...!
va soale dige e ke dashtam in bood: shoma in neveshtehatoon ro ba eghtebas ia